.......در سنه احدی و اربعین(۴۱(۴)هجری) که به مصر بودم خبر آمد که ملک حلب عاصی شداز سلطان و او چاکری از آن سلطان بود که پدران او ملوک حلب بوده بودند. سلطان خادمی بود که او را عمده الدوله می گفتند و این خادم امیر مطالبان و عظیم توانگر و مالدار بود و مطالبی آنان را گویند که در گور های مصر طلب گنج و دفینه ها کنند و از همه مغرب و دیار مصر و شام مردم آیند و هرکس در آن گورها وسنگسارهای (؟)مصر رنج ها برند و مال ها صرفه کنند و بسیار آن بوده باشد که دفاین و گنج ها یافته باشندو بسیار اخراجات افتاده باشد و چیزی نیافته باشند.چه گویند در این مواضع اموال فرعون مدفون بوده است و چون آنجا کسی چیزی یابد خمس به سلطان دهد و باقی اورا باشد .غرض آنکه سلطان این خادم را بدان ولایت فرستاد و او را غظیم بزرگ گردانید............... .(سفرنامه ناصر خسرو/۱۳۸۷-باهتمام بهنام ابوالفتحی-ص۹۲)
حتما" مطلع هستید که اخیرا ۲ شهرستان جدید به استان تهران اضافه شدند: ملارد و قدس. در جلسه ای در استان تهران یکباره این خبر را از دهان مبارک یکی از مسئولان استان شنیدم . جا خوردم که واقعا" درست شنیدم "شهرستان قدس"! . آری درست بود و تایید شد که شهرستان قدس فعلا" آخرین شهرستانی است که مصوب و بزودی فرماندارش معرفی خواهد شد.
البته همان جلسه من طی یادداشتی تذکر دادم که مگر ما اسم ایرانی و برگرفته از تاریخ و فرهنگ و هویت ایرانی نداریم که از اسم بیگانه و عربی استفاده می کنیم؟ گفتم حرمت "بیت المقدس" برای همه ایرانیان مسلمان محفوظ ولی آیا متوجه هستید که با این نوع بی توجهی ها چگونه بمرور در معرض تغییرات اساسی فرهنگی و هویتی "بی حس" و "الینه" می شویم؟ در گذشته خیابان و میدان قدس و دیروز شهر قدس و امروز شهرستان قدس داشتیم!آیا براستی نگران فردا نباشیم که نام سرزمین و تمدنی شناخته شده و ریشه دارو کهن موسوم به ایران به"قدس" و "فلسطین " و ... تبدیل شود؟!! ..... به همین قیاس این قسم تغییرات را ملاحظه بفرمایید که چطور خاموش و بی صدا و آرام آرام اتفاق می افتند و ما در "بیخبری" بسر می بریم! در باره زبان .لباس. موسیقی و... هم فکر کنید که چگونه کم کم باید برای پیدا کردن و یادآوری برخی از عناصر فرهنگی باید در بدر دنبال سرچشمه ها و مصادر و مصادیقش بگردیم.(باور نمی کنید در همین متن دنبال واژه های اصیل پارسی یعنی ایرانی خودمان بگردید و ببیند چقدر-ناخودآگاه- ایرانی و چقدر بیگانه اند؟!!)....
جالب است که هفته گذشته در جایی با رییس شورای اسلامی شهر قدس و شهردار مواجه شدم و نظرشان را جویا شدم.گفتند ما هم مخالفیم(البته موافقیم که اسم شهر قدس بماندولی شهرستان اسمی دلخواه ما و کاملا ایرانی باشد! ) ولی خودتان که جو و سایه سیاسی روی موضوع را می بینید؟ گفتم :بابا! حرمت با تن دادن به هر چیزی! فرق می کند الان شما در مقابل مردمتون مسئولید.درمقابل آینده و تاریخ مسئولید. شما باید با احساس مسئولیت در این موضوع دخالت بکنید و حرف ذلتون رو بزنید... . در پایان ضمن تایید توضیحات من خواستند که از هر راه ممکن موضوع را به مسئولان استانی یادآور شوم ... و من دوباره یادداشتی نوشته و دست مسئول مربوط در استان دادم و البته دیدم نظر ایشان هم کاملا" موافق هست.خوب حالا ببینم با این همه موافق کی مخالفه و حرف خودشو به کرسی می نشونه!(مثل بقیه چیزها!!)
دیروز به اتفاق همکاران دفتر بافت از عمارت تاریخی ""خانه سرهنگ ایرج "تهران بازدید کردیم.تازه چند روز قبل بود که همکارانمون تونسته بودن ورودی بنا رو از خاک و آشغال و زباله که به لطف عشق و علاقه وافر همسایه ها و برخی !ساکنان فرهنگ دوست(بقول مشهدی ها: ورچپه!) محله تا.... پرشده بود باز کنن و امروز توفیق پیدا کنیم از بنای تاریخی بازدید کنیم.
وضعیت موجود اسفناک بود.اونجا به لونه معتادان تبدیل شده بود طوریکه حتی برای ما هم بعنوان متولیان امر ناامن و حتی خطرناک بود... .بگذریم:
خانه سرهنگ ایرج که پارسال به تملک سازمان در اومده عمارتی بسیار بزرگ با ۵ حیاط و چندین اتاق تودرتو و... است. بعد از بازدید فورا" با معاون سازمان صحبت کردم که با توجه به تخصیص اعتبار یکی از کارشناسان رو به عنوان مسئول و ناظر پروژه معرفی کنیم که ضمن تایید تسریع در کارمورد تاکید قرار گرفت. مطمئن هستم که مرمت این بنای ارزشمند تاریخی این محله را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
|
از دیروز دفتر بافت تاریخی تهران با حضور ۴ کارشناس و ۱۰ نیروی مراقب آثار تاریخی یگان حفاظت میراث فرهنگی در محل خانه امام جمعه(واقع در خیابان ناصر خسرو)راه اندازی شد.البته با توجه به اینکه هنوز کارپیمانکار مرمت عمارت تاریخی مذکور به پایان نرسیده یکی دو هفته شاید طول بکشد تا دفتر بافت بتواند جایگاه لازم افتتاح یک واحد اداری را پیدا بکند.
با این حال بنظر همه ما و شخص معاون میراث فرهنگی سازمان استان تهران راه انداز ی این دفتر گامی به جلو برای حضور جدی اداری و کارشناسی سازمان در دل بافت تاریخی تهران است . چرا که بعد از ادغام سازمان میراث فرهنگی و ایرانگردی و جهانگردی سابق و انتقال ساختمان سازمان استان به پاسداران (و البته از اول امسال به خیابان ویلا) سازمان حضور شایسته و بایسته ای در این منطقه تاریخی نداشت و البته به علاوه برخی دلایل و عوامل دیگر باعث شد سالها هرکاری که قابل تصور بود ! از طرف مالکان و کسبه و نیز شهرداری در این محدوده تاریخی اتفاق بیافتد. با این حال بنظر میرسد به مصداق مثل معروف که: ماهی را هروقت از آب بگیری تازه س یا جلو ضرر رو از هر جا بگیری منفعته! باید به این اقدام سازمان امیدوار بود تا چه هنری از عهده این کارشناسان دفتر بافت تاریخی تهران برآید!!.
این یکی ار بینهایت سنت ها و آیین های اجتماعی غربی هاست! ماهم آیین ها و جشن های فراوانی داشتیم که اکثر اونها یا فراموش یا از این رو به اون رو شدن! خلاصه تقریبا بی خاصیت بی خاصیت!! خوب این هم هنریه که هر ملتی نداره!!!!مطالب زیر عینا از ویکی پدیا برگزیده شده برای شما دوستان:
هالووین (هالوئین و هالوین هم نوشته شده) یکی از جشنهای سنتی مغربزمین است که مراسم آن در شب ۳۱ اکتبر برگزار میشود. در آن شب معمولاً کودکان لباسهای عجیب و غیرمرسوم میپوشند و برای جمعآوری نبات و آجیل به در خانه دیگران میروند. جشن هالووین بیشتر در کشورهای آمریکا، ایرلند، اسکاتلند و کانادا مرسوم است. این جشن را مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند.
یکی از نمادهای هالووین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوهای ترسناک داده میشود.
[ویرایش] تاریخچه
جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار میشود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است. آخرین روز ماه اکتبر (نهم آبان ماه) زمان برگزاری یکی از جشنهای مذهبی در کشورهای اروپایی و آمریکایی است که به نام هالووین (Halloween) یعنی روز همه مقدسین معروف است. بنیانگذاران این جشن قوم سلتی بودند که سالها پیش از میلاد مسیح در ایرلند و شمال فرانسه زندگی میکردند. به روایت این قوم آغاز سال میلادی اول نوامبر است و با این اعتقاد آخرین شب سال یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا میکردند، همگی دور هم جمع میشدند، آتش میافروختند، قربانی میکردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت میکرد و همگی بر سر یک سفره مینشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز میشود و ارواح درگذشتگانشان نیز در این جمع حاضر میشوند و ارتزاق میکنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت میکردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدیها و بلاها در امان میماندند.
از دیگر مراسمی که در این بخش برگزار میشد که البته هر کدام بعدها تغییر کرده و به شکلی کاملاً دگرگون درآمد، میتوان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباسهایی از پوست سر حیوانات، پیشگویی توسط کشیشان، خوردن سیب که سمبل پومانا (خدای میوه و درخت) بود و بردن باقی ماندههای آتش و خاکستر به خانهها با این نیت که آنها را از بدیها و از سرمای زمستانی که در پیش بود در امان بدارد. در انتها کشیشها با شب زندهداری، دعا و نماز آخرین شب سال را به پایان برده و ارواح مقدس را از برزخ به بهشت رهمنون میکردند. پس از گذشت سالیان دراز و با حمله رومیها به این منطقه آیین هالووین دچار تغییراتی شد که ورود مسیحیان کریستین به این سرزمین و اختلاط عقاید آنها به یکدیگر در این تغییرات بیتأثیر نبود تا آنجا که کمکم «شب همه مقدسین» دیگر تنها متعلق به ارواح پاک نبود بلکه شیاطین و ارواح خبیثه را نیز در این جشن حاضر میدانستند. از این رو برخی از مردم در جشن هالووین لباسهای عجیب و ترسناک میپوشیدند تا در برابر ارواح گناهکار ایستادگی کنند و به شکلی نمادین آنها را ترسانده و از میان خود برانند. رفته رفته با شکل گیری زندگی شهری، کشاورزان تنها قشری شدند که مصرانه این جشن را برگزار میکردند و برای آن به در خانهها میرفتند و طلب غذا و خوراک برای پذیرایی در جشن میکردند. در همین دوران موضوع تریت (رفتار نیک: treat) و تریک (حیله و نیرنگ: trick) پیش آمد، به این صورت که اگر کسی سخاوت به خرج میداد و چیزهای بیشتری به هالووین اهدا میکرد برای او یک کار نیک انجام میدادند و هر کس کالا یا خوراک قابل توجهی نمیداد او را به سخره و بازی میگرفتند. اوایل سده ۱۹ بسیاری از ایرلندیها به آمریکا مهاجرت کردند و به این ترتیب بسیاری از آیینها و اعتقاداتشان بار دیگر دچار تغییر و تحول شد به عنوان مثال آمریکاییها حضور شیاطین و ارواح گناهکار در هالووین را بیشتر مورد استقبال قرار دادند و بیشتر سمبلهایی که برای آن در نظر گرفتند ترسناک و خشن بود تا آنجا که شرارت و شیطنت در این شب کاملاً عادی و معمولی به نظر میرسید. گاه پیش میآمد که راه مردم را میبستند، به در خانهها سبزی و میوه پرتاب میکردند، با سنگ و کلوخ دودکش خانهها را مسدود میکردند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار میدادند با این عنوان که این اتفاقات ناشی از حضور ارواح موذی و شیاطین است و آنها هستند که مرم را «تحریک» میکنند. این اعمال باعث شد برگزاری هالووین در آمریکا برای مدتی متوقف و مسکوت بماند و پس از آن برای اولین بار به طور رسمی در سال ۱۹۲۰ به شکلی متعادل در آمریکا، هالووین جشن گرفته و به عنوان یک روز مذهبی شناخته شد. هر چند که باز هم این مراسم با آنچه در ذهن و نیت پدیدآورندگان قدیمی آن بود بسیار متفاوت برگزار شد.
هالووین در کشورهایی چون ایرلند و اسکاتلند همچنان یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار میرود و با برگزاری این جشن کمکم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی میروند.
سایت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان خراسان رضوی روز سه شنبه 21 مهر 1388خبر ی شنیدنی و البته دیدنی تر از ولایت ما "درگز" را ارائه کرده است که عینا" نقل قول میشود.لازم بذکر است کشف این شهر اشکانی پس از شناسایی مجموعه مذهبی بندیان درگز و کاوش های باستانشناسی مربوط نشان از اهمیت و اعتبار تاریخی و مدنیت و تمدن و فرهنگ باشکوه منطقه در گذشته -برخلاف مهجوریت و مظلومیت فعلی- دارد.اهمیت باستانشناختی منطقه درگز اجمالا" در مقاله" بررسی باستانشناختی دشت درگز" نوشته باستانشناسان امریکایی فیلیپ کهل و دنیس هسکل معرفی شده است(ترجمه اینجانب در فصلنامه "خراسان پژوهی"مرکز خراسان شناسی سابق سال ۱۳۷۹) :
|
"کشف یک شهر پارتی در استان خراسان رضوی" 20 مهر 1388 - رییس میراث فرهنگی ، سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی گفت : در پی گمانه زنی و تعیین حریم یکی از تپه های تاریخی استان خراسان رضوی بقایای یک شهر پارتی در شهرستان درگز شناسایی شد . به گزارش روابط عمومی این سازمان محسن لشگری ضمن اعلام خبر فوق افزود : طول این شهر 1300 متر عرض آن در ضلع شمال شرقی 150 متر و در ضلع جنوب غربی 450 متر است . وی مصالح به کار رفته در ساخت این شهر را خشت و کاهگل عنوان کرد و افزود : آثار معماری نمایان شده در گمانه ها موید این است که در این محوطه تاریخی با یک شهر از پیش طراحی شده روبرو هستیم . وی خاطر نشان کرد : هیات باستان شناسی خراسان در طول 45 روز موفق گردید حصار پیرامون شهر را در چهار ضلع شهر گمانه زنی و ردیابی نماید. در ادامه حمید رضا نیک پور سرپرست معاونت میراث فرهنگی این سازمان گفت : بدست آمدن آجرهای تزئینی با نقوش برجسته گیاهی و حیوانی گواه این مطلب است که این شهر دارای بناهای با شکوهی مانند کاخ و نیایشگاه بوده است. وی افزود : سفالهای بدست آمده در این گمانه زنی که حجم بسیاری را به خود اختصاص داده از دیگر یافته های مهم این گمانه زنی بود بطوری که تعداد 12 قطعه درسفالینه از میان آنها قطعه یابی ،وصالی و مرمت گردید. سرپرست معاونت میراث فرهنگی در ادامه افزود : این ظرف شامل خمره ، کوزه ، تنگ ، سبو، بشقاب ، ظروف آبریز منقاری ، ظرف میثاق و ظروف متنوع نوع آشپزخانه می باشد. وی تصریح کرد : در این میان سفالهای خاص دوره اشکانی از قبیل سفالهای جلینگی و سفالهای نازک پوست تخم مرغی نیز دیده می شود. وی خاطر نشان کرد : با توجه با سفالهای بدست آمده و دیگر داده های باستان شناختی حاصل از گمانه ها، تاریخی که برای این شهر می توان پیشنهاد کرد فاصله زمانی قرن چهارم پیش از میلاد تا دوره ساسانی بوده است. وی گفت : بررسی متون تاریخی و مرور نظرات مورخین در تعیین تاریخ و حتی بافت نام این شهر شاید خالی از فایده نباشد بطوری که ژویستن مورخ رومی از شهری به نام دارا نام می برد که توسط تیرداد بنیان گذاری شده است . وی خاطر نشان کرد : با توجه به این مستندات احتمال می رود این شهر همان شهر دارا یا داراگرد باشد. نیکپور در پایان متذکر شد : کاوش های باستان شناسی در آینده قطعاً مدارک لازم را در رد یا قبول نظرات در اختیار ما قرار خواهد داد. |
دوست و همولایتی خوب من محمد زیدانلو امروز از وبلاگم بازدید کرده و وبلاگ خودش 1000masjedرا معرفی کرده . عکسهای وبلاگ رو که دیدم حیفم اومد به شما عزیزان پیشنهاد بازدید از اون رو ندم. کاش میتونستم شما عزیزان رو به یک "فتیر مسکه" (اعیونی ترین پیشنهاد یک کرمانج لاین برای پذیرائی از میهمان بهاره خود!) و بعدش هم دوغ طبیعی و خوشمزه هزار مسجد و یا یک صبحونه بی نظیر " کره محلی - پنیر لاین - مربای تمشک و روغن زرد و... هزارمسجدی تعارف میکردم!
عکس های وبلاگ ایشون رو که ببینید مطمئن هستم این همه ذوق و اشتیاق اشکار من رو در تعریف و تمجید از هزارمسجد خراسان تایید می فرمایید.اشتباه نکنید این عکس ها هیچ ارتباطی با جنگل های شمال و ... ندارند !!!!!!!!!! .
