گشایش دفتر مطالعات گردشگری بافت تاریخی تهران

بنام خدا

«هفته پژوهش گرامي باد»

فرهيخته ارجمند

    با درود و ارادات

            سرايي تدارك ديده‌ايم كه بايد جايگاه دوستداران ميراث فرهنگي و حاميان بافت تاريخي باشد و اندرآن ما وشما به گرد هم درآئيم و دست در دست يكديگر ، همدل و همزبان براي رونق دوباره زندگي و جريان زلال هستي در كوچه پس كوچه ها و اندرون خانه هاي فرهنگ وتاريخ وسنت وهنر گذشتگانمان ، به پژوهش و كاوش در انديشه و تجربه واحساس لطيف نياكان بپردازيم .

از اينرودر آئين گشايش «دفتر مطالعات گردشگري بافت تاريخي تهران» در «هفته پژوهش» و بياد پيشكسوتان «تهران شناس» در سالگرد درگذشت شادروان دكتر كريمان پذيراي حضور گرمتان هستيم .

                                                                            قدير افروند

                                                       دفتر مطالعات گردشگري بافت تاريخي تهران

                                           شرکت اقتصاد و توسعه میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زمان : چهارشنبه 30/9/1390-  ساعت 10-11 صبح

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نشاني ما :

«خيابان پامنار» اگرچه رنگ وبوي كهنگي دارد ولي خود نشانه شكاف درپيكر نحيف بافت تاريخي «محله عودلاجان» است! ، از شمال نرسيده به «سه راه دانگي» كه در گذشته كاروانسراي دانگي تفرشي ها در همان نزديكي قرار داشت ، سمت راست، «كوچه صوفياني» است (كه در گذشته نه چندان دور كوچه «صدراعظم» اش مي خواندند)با گذار از آن كوچه در منتهي اليه غربي ، به خانه تاريخي «لشگرنويس» و در جوارش «خانه ميرزا بزرگ نوري»  مي رسيد كه سراي كوچك ما درست مقابل آنها قرار دارد . «چشم به راهتان هستيم».

 

 

 

 

برنامه راه اندازی "دفتر مطالعات گردشگری بافت تاریخی تهران"(1)

  انتشار نشریه ای تخصصی در رابطه با بافت تاریخی تهران آرزوی سالهای سال نگارنده این سطور بدلیل علاقه تخصص و سوابق کاری بود. امسال که شرکتی تخصصی در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری بنام " شرکت اقتصاد و توسعه میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر" تاسیس کردیم و فعالیت جدی آن از 2-3 ماه قبل آغاز شد در هیات مدیره شرکت که فعلا" بدلائل حقوقی مشاور ارشد آن هستم،این موضوع را مطرح و آنها را متقاعد کردم که دفتری با دو کارکرد   پژوهشی-گردشگری تاسیس نمائیم .راه اندازی چنین دفتری علاوه بر یک اقدام خیر فرهنگی ، حتما" نتایج اقتصادی محسوسی نیز برای شرکت آنها دربر خواهد داشت. سرانجام راه اندازی دفتر مطالعات گردشگری بافت تاریخی تهران با هدف اولیه انتشار نشریه ای تخصصی بنام"پژوهشنامه  بافت تاریخی تهران" به کمک همکاران و کارشناسان و پژوهشگران میراث فرهنگی در تهران در برنامه کاری شرکت ابرشهر قرار گرفت.در مدت کوتاهی با بررسی اجمالی منطقه مورد نظر در بافت تاریخی سرانجام یک واحد از یک ساختمان نوساز را با اجاره مناسبی پیدا کردیم و برای افتتاح تجهیز کردیم.آنچه که در پایان این مدت کوتاه به آن دست پیداکردیم جز یک لطف و عنایت خدائی نبود وگرنه توجیه و همراه نمودن همکارانی که نه تخصصی در موضوع مورد علاقه نگارنده داشتند و نه نفعی در بادی امر می شد در آن متصور بود!، دست کمی از شق القمر نبود!

در طول چند سال که نگارنده در خصوص بافت تاریخی تهران مسئولیت مستقیم داشته و بالضروره مطالعات گسترده ای نیز در این رابطه انجام می دادم وبه دقت نظاره گر کم و کاستی های مدیریت این موضوع بودم، انتشار نشریه ای کاملا" علمی پژوهشی تخصصی را برای ثبت و ضبط روند تحولات و تطورات بافت تاریخی تهران ضروری می دانستم و اینک  شرکت ابرشهرچنین شرایطی را فراهم کرده است.بدیهی است که  در کنار انتشار این نشریه و مطالعات مربوط، برگزاری نشست های تخصصی ،معرفی محور هاوجاذبه های گردشگری بافت تاریخی تهران، راه اندازی تورهای گردشگری تخصصی و...نیز در برنامه فعالیت های شرکت قرار خواهد گرفت.

 

بقائی قدر زر دانست!

           لاریجانی مدیرکل سابق میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران از سوی مهندس بقائی معاون معاون اجرائی رئیس جمهور و رئیس سازمان مناطق آزاد به معاونت برنامه ریزی و هماهنگی امور مناطق سازمان مذکور منصوب شد و دیروز هم جلسه معارفه ایشان با حضور بقائی برگزار شده است. مهندس لاریجانی مدیر جوان ، لایق و شایسته ای هست که خیلی زود به اعتمادی که مسئولان بعنوان یک مدیر به ایشان داشتند، پاسخ مورد انتظار رو داد و خودش را بعنوان مدیری فهیم،توانمند،جسور و با شهامت به جامعه معرفی کرد.البته سر و زبان و چهره بشاش و زیبایش ! امتیاز مضاعفی برای این موفقیت اجتماعی بشمار می آید.
          او اگر چه تا قبل از مسئولیت مدیرکلی میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران تجربه ای در این سطح نداشت ولی انصافا" بخوبی و شایستگی از عهده این مسئولیت سنگین برآمد. او به موضوع میراث فرهنگی اشراف نداشت ولی در کوتاه مدتی که من معاونش در این حوزه بودم با دقت و وسواس تحسین برانگیزی متواضعانه گوش می داد و اجازه می داد  تا الی ماشاء ا... در باره موضوعات تخصصی برایش صحبت کنم و به عبارت دیگر به توضیحات تخصصی ام چه حضوری و چه تلفنی دقیق گوش می دادو هیچوقت مثل سایر مدیران اظهار مدیرکلی!در خلال صحبت ها نمی کرد که می دانست دانش و تجربه تخصصی من فی نفسه قیمتی است و او برای پیشبرد منطقی مسئولیت ها یش چاره ای جز شنیدن همه مطالب ندارد.بعد از اینکه بسرعت چیزهای زیادی از میراث فرهنگی از همه یادگرفت بخاطر دارم برای مسائل و مشکلات مبتلابه بافت تاریخی و در گیری هائی که مدام با شهرداری و مردم داشتیم بی وقفه حمایت تمام می کرد هرجلسه ای با شهرداری و شورای شهر داشتیم و لازم به حضور بود می آمد و همه دیدند که در این مدت کوتاه مسئولیتش چند جلسه با چمران، بقائی و شهرداران مناطق تاریخی تهران گذاشت و چه مکاتبات و تصمیم گیری های حیاتی حاصل شد.در این مدت ما حداقل باهم و در جلسات رسمی حداقل شاهد چند دعوای لفظی و موضع گیری تند بودیم و هردو پشتیبان هم و در واقع پشتیبان و مدافع میراث فرهنگی بودیم من فکر میکنم مهندس چمران رئیس شورای شهر تهران با توجه به تخصص و سن و سال بالا و تجربه اش می تواند شاهد منصفی برای این مدعا باشد.
         از همان روزهای اول حضورش در استان تهران به تاکید و پیگیری پیشنهاد تشکیل کمیته فنی معاونت را برای نظارت بر همه مجوز های صادره حوزه میراث فرهنگی - در حد افراط که خود من هم بعضا" اعتراض داشتم- را پذیرفت و اجرائی نمود و مدام گزارش عملکرد می خواست.
         در خیلی موارد مانع اشتباهات جدی من ناشی از مشغله زیاد و تندروی هایم در انجام کار و تلاش زیاد می شد و حمایت هایش هم که از کم و کیف کارم همیشه زبانزد بود و بالطبع همیشه من را مدیون و مرهون محبت خودش کرد اما این خود نمونه و مثالی دیگر بود از همدلی و حمایت صادقانه یک مدیرکل از همکار و مدیر زیردستی اش بود.
         اینکه در سال 89 چه اعتباراتی را در کوتاه مدت به هزینه عملیاتی رسانده و چه پروژه هائی در دقیقه 90 انجام شد با کمترین اتلاف منابع و... ،باز نکته مهمی است که باید از همکاران استان پرسید و اسناد و مدارک را با مصداق تطبیق داد و ارزیابی کرد. و البته تمام اینها ،همه شاهد بودند که با حمایت و مشارکت جدی ایشان  و  طی جلسات جمعی (مدیران و معاونت ها) انجام می شد. 
         این در حالی بود که از همان شش ماهه اول مدام شایعه بود که امروز و فردا عوض می شود و من تقریبا در جریان یکایک آنها بودم.باهمه اوصاف تعریف و تمجیدهای فوق دلیل بر نداشتن ضعف و یا کاستی در مدیریت ایشان نیست ، حتی در مواردی بعضی انتصابات ایشان بشدت مورد انتقاد بحق پرسنل و نیز ماها بود که بهیچ وجه با شخصیت مستقل و شایسته اش همخوانی نداشت و البته خود من هم بارها شاهد اقرار ایشان بودم!.... .
       شاید شاهکار او را تادیه میلیاردها  تومان بدهی گذشته سازمان استان دانست کاری که همه دیدند چطور بر او تحمیل شده و فشار می آورد و او صبورانه از عهده یکی یکی آنها برآمد.حدود 1 میلیارد بدهی مفت!اجاره ساختمان خیابان هدایت،2 میلیارد بدهی به پیمانکارانی که اعتبار پروژه هایشان خرج تعمیر ساختمان ویلا شده بود، 5 /1 میلیارد خرید زوری موشلان تپه بحکم قضائی و ....! و اینکه در این مدت چند نفر نیرو اضافه و تحمیل شد بسازمان و شما مقایسه کنید با تمام سالهای دهه 80!
     بگذریم، امید داشتم البته، سازمان میراث فرهنگی موفق به حفظ ایشان باشد که اینچنین نشد و باز هم بقائی او را به مسئولیتی سنگین تر منصوب کرد. اما همچنان ناراحتم که چرا این توانمندی و تجربه غیر قابل انکارش در حوزه گردشگری در  خود سازمان بکارگرفته نشد!؟ باور بفرمائید که بی اغراق شایسته ترین مدیر برای تصدی معاونت گردشگری سازمان لاریجانی بود....... .

خیابان تیرانداز یا حر بن ادی!؟

            اخیرا" که فرصتی برای قدم زدن در فاصله فلکه سوم تا چهارم پیش آمده بود لحظه ای تابلو کوچک اسم خیابان جلب توجه کرد و اسمی آشنای تاریخی ولی نسبتا" ناآشنا در محله تهرانپارس را بر روی آن خواندم: " حجر بن عدی ". از آنجائیکه تاآنموقع  هیچگاه این اسم برای این خیابان بگوشم نخورده بود و عموما" عبارت بین فلکه چندم تا چندم را شنیده بودم کنجکاو شدم که نظر مردم را هم در این خصوص جویا شوم. از چند نفر پرسیدم اسم این خیابان چیه؟ همه بی درنگ گفتند: تیرانداز ! از دونفر میانسال و جوان که جلو فروشگاهی ایستاده بودند پرسیدم : ولی روی تابلو چیز دیگه ای نوشته شده!؟ پسر جوان حواب داد: آها! "حر بن ادی"، اونو ولش کن! شهرداری واسه خودش نوشته.اینجا تیراندازه آقا، از هرکی بپرسی همینو بهت میگن.

          خوب وقتی شهرداری (شورای نامگذاری میادین وخیابان ها) یکطرفه تصمیم به چنین اسمگذاری های نامانوسی می گیره و میخواد یک شخصیت تاریخ اسلام را در ایران معرفی کنه نباید از اسلام و ایران چنین هزینه ای بکند که نه خدمتی به آن شخصبت شده باشد و نه ایرانی آن را خدمت را پذیرفته باشد. بعد به این فکر کردم که ای کاش شهرداری اول مطالعه ای روی تاریخ و فرهنگ محلات می کرد و حتی المقدور به تناسب و اهمیت و پذیرش محلی اسامی مناسب را می گذاشت و بعد با یک مطالعه دقیقتر اسامی ملی و اسلامی را که شئونی بالاتر دارند را برای خیابانهای بزرگ و مهم و محلاتی خاص تعیین می کرد.

           تهرانپارس از جمله محلاتی است که علیرغم معضلات عدیده اجتماعی ،دارای ارزش های تاریخی - فرهنگی ناشناخته فراوانی در زوایای محله می باشد و لازم است مسئولان و یا مهمتر از آنها علاقمندان و اهالی اهل پژوهش تهرانپارس بصورت مطالعات موردی و موضوعی پژوهش نموده و بنحو مقتضی در دسترس خواص و عموم مردم بگذارند.از جمله این ارزشها عمارت ارباب هرمز(ثبت ملی)، کاخ سرخه حصار و کاروانسرای سرخه حصار(هردو ثبت ملی)و آب انبار های تاریخی مکشوفه در فلکه اول و سوم و .... و محله زرتشتیان و ..... هستند که البته اکثر آنها عمدا یا سهوا" در حال تخریب می باشند!

تولد شرکت خصوصی: اقتصاد و توسعه میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر

شرکت  اقتصاد و توسعه میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر  یکی از جدید ترین شرکت های خصوصی است که در سال جاری در اداره ثبت شرکت های تهران بثبت رسیده و فعالیت تخصصی خود را آغاز نموده است. این شرکت قرار است در کلیه حوزه های تخصصی میراث فرهنگی و گردشگری اعم از آموزشی و پژوهشی و خدماتی و .... فعالیت نماید.ایمیل شرکت:   abarshahr.edcht@yahoo.com  و سایت آن که بزودی راه اندازی خواهد شد به این نشانی است: abarshahr.co


تصویری که دلتنگمان می کند!

                هر وقت کم میارم به خزانه علیرضا سپاهی لائین شاعر می زنم!: 

پيرزن(1)

  

پيرزن رفت.......خدا حافظ  پيران  در ايل

بعدازاين كيست  هوا دار  فقيران در ايل ؟

 

كاش مي شد كه  بگوييم  به اين مهمانان

خبر  از خلوتي  سفره  سيرا ن  ، در ايل !

 

پيرزن  رفت  كه  يك عكس  بخندد  درقاب  

به   عزاداري   اين   كلبه  ويران  در ايل !

 

بوي  پيراهن مرگ آمد  و پچ پچ  پيچيد

مثل يك مويه  به  اخبار سفيران  در ايل ؛

 

پيرزن با  همه زيبايي‌اش افتاد و شكست

تا  همه  آه  شوند   آينه  گيران   در  ايل !

 

پيكر مرده  يك شير  رها شد در دشت

كه جهان  كر شود از نعره شيران  درايل !

 

**

 

ماه  غمگين  بخارا ! شده  بعد  از تو  بلند

گريه از غربت بانوي اسيران  ،  در ايل (2)

 

جز "علي اكبر عاشق"چه كسي مي داند

ماند  يك عمر دلت  پيش  دليران   در ايل ؟!

 

**

 

پيرزن - عمه من - رفت ، كه  تكرارشود

قصه    غصه  پاياني  پيران ،  در  ايل !

 

رفت و اين ماه كه بر گرد زمين مي چرخد

نيست جز عكسي  از آن دختر ايران در ايل !

 

................

 

     1 -    عمه خانم ؛ زني بود زيبا كه زندگي پرفراز ونشيبي داشت و چون فرزندي نداشت ،ما رافرزندان خود مي ديد.سرطان بناگاه طومار زندگي ‌اش راچنان درهم پيچيد و رفت كه ما  فرصت نكرديم زيبايي‌اش را يادآور شويم...او ديروز در همين ساعت زنده بود و شايد همين باعث شده  فكر كنم چيزي درجايي از دلم گير كرده‌است!

2   - اشاره‌اي ‌است به داستان غم انگيز به اسارت رفتن دختران كرد درشمال خراسان به شهرهاي "خيوه" و "بخارا" ؛ به اين ماجرا درترانه‌هاي فولكلوريك كردهاي خراسان، به تلخي  وتكرار اشاره شده‌است.نيز"علي اكبر"، پسر عموي عمه خانم است كه عشق دوران جواني او به پيرزن، درميان اقوام داستاني معروف است!