یلدای کهن خجسته بادا

واما " یلدای کهن" در راه است(با سپاس از سایت تبیات):

شب یلدا بلندترین شب سال ، شب اول برج جدی و شب چله بزرگ زمستان است. فرهنگ معین یلدا را برگرفته از ریشه سریانی ( زبان مردم روزگار باستان سوریه " کلده و آشور" ) ذکر می کند که به معنای "میلاد" است . مهر پرستان آریایی، بدنیا آمدن خورشید را در آن شب که ابتدای انقلاب زمستانی است، جشن می گرفتند. این کلمه در زبان مردم اسکاندیناوی و شمال اروپا، با نامjul... " یول" شهرت یافت و میلاد مسیح، مقارن آن قلمداد شد. مردم ایران زمین آن را "یلدا" نامیدند . یلدا در ادبیات و عرفان فارسی تعابیر گوناگونی دارد .

همه شبهای غم آبستن روز خراب است یوسف روز، به چاه شب یلدا بیند (خاقانی)

اکنون مرا که شام جوانی صبوح کرد شبهای رنج چو شب یلدا دراز شد(قاضی حمید الدین)

چنان به روشنی دل برف سان مناز بس شب چراغ قدر که به یلدا نهاده اند

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا (معزی)

عرفا، شب یلدا را به نور سیاهی که نور ذات و نورعالم جبروت است ، اطلاق می نمایند (مرات العشاق)

در نظر ایشان یلدا نهایت الوان انوار است که سواد اعظم است( لمعات عراقی)
و برخی نیز:

شگفت نسیت اگر داده ای عنان خرد به روز خوش و طره شب یلدا(مجیر بیلقانی)

صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور زخوشید خواه ، بو که برآید( حافظ)

روز فراق تو که نبینم جمال تو با من حکایت شب یلدا کند همی(ادیب صابر)

غنیمت دان حضور نعمت الله که دشمن را شب یلداست امروز(نعمت الله ولی)

"پیشاپیش این شب و سنت کهن و باستانی بر شما دوستان آشنای ابرشهر خجسته و خوش یمن بادا!

گردهمایی سالانه باستان‌شناسی  ایران با صدور بیانیه ای پایان یافت

کد خبر : ۱۰۲۴۸۶ زمان مخابره: ۱۱ : ۳۲ -- ۱۳۹۱/۹/۲۹ | نسخه چاپی

روز گذشته یازدهمین گردهمایی سالانه باستان‌شناسی ایران پس از چهار روز ارائه گزارش‌های 4 سال فعالیت‌های باستان‌شناسی با قرائت بیانیه‌‌ای به کار خود پایان داد.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ روز گذشته یازدهمین گردهمایی سالانه باستان‌شناسی ایران پس از چهار روز ارائه گزارش‌های 4 سال فعالیت‌های باستان‌شناسی با قرائت بیانیه‌‌ای به کار خود پایان داد.
 
به گزارش CHN در این همایش 44 سخنرانی از مجموع 390 خلاصه مقاله ارسال شده مربوط به بیش از 430 کار میدانی در سال‌های 1387 الی 1390 انجام شد.
 
این همایش با قرائت بیانیه‌ای در 15 بند به کار خود پایان داد. در این بیانیه بر الویت قرار گرفتن طرح‌های تحقیقاتی پرسش محور تاکید شده‌است.
 
همچنین در این بیانیه تاکید شده، پژوهشکده باستان‌شناسی بر این باور است که در خصوص پژوه‌های تحقیقاتی پرسش محور می‌بایست ردیف بودجه‌ای جداگانه و مخصوص در نظر گرفته شود.
 
تداوم گردهمایی سالانه باستان‌شناسی، ارائه خلاصه مقالات باستان‌شناسی پس از کاوش، ضرورت تخصص‌گرایی در باستان‌شناسی، استفاده از علوم میان رشته‌ای، برگزاری کاوش‌های علمی آموزشی و تهیه و تدوین واژه‌نامه باستان‌شناسی از مهمترین نکات این بیانیه است.
 
متن کامل بیانیه در 15 بند به این شرح است:
1. لزوم تداوم گردهمایی‌های باستان‌شناسی به صورت سالانه در آبان‌ماه هر سال جهت ارائه گزارش‌های فعالیت‌های میدانی.
 
2. پژوهشکده باستان‌شناسی صدور مجوز‌های آتی جهت کارهای میدانی را صرف نظر از گزارش‌های مقدماتی و نهایی منوط به ارائه خلاصه مقاله در همایش سالانه می‌داند.
 
3. ضرورت تخصص‌گرایی در سرپرستی فعالیت‌های میدانی. سرپرستان کاوش‌ها و گمانی زنی‌ها می‌بایست الزاما در دوره مورد نظر صاحب تخصص علمی و عملی باشند و تشخیص احراز این تخصص با پژوهشکده باستان‌شناسی است.
 
4. پژوهشکده باستان‌شناسی اصرار دار تا در مراکز استان‌ها نیز تخصص‌گرایی و استفاده از نیروهای متخصص صرف نظر از خاستگاه و قومیت مد نظر قرار گیرد.
 
5. پژوهشکده باستان‌شناسی مصر است تا در تمامی فعالیت‌های میدانی مشترک مابین هیات‌های ایرانی و غیر ایرانی و همچنین طرح‌های مشترک مابین دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی و پژوهشی از برجسته‌ترین نیروهای ایرانی استفاده شود.
 
6. پژوهشکده باستان شناسی بر این باور است که طرح‌های تحقیقاتی پرسش محور می‌بایست در اولویت قرار گیرند.
 
7. لزوم استفاده از علوم میان‌رشته‌ای مرتبط در فعالیت‌های میدانی باستان‌شناسی.
 
8. پژوهشکده باستان‌شناسی امیدوار است با توجه به حمایت‌‌های انجام شده از جانب پژوهشگاه، انتشارات مربوط به باستان‌شناسی را هر ساله با تداومی بیشتر به انجام رساند.
 
9. پژوهشکده باستان‌شناسی تاکید دارد حفاظت‌های در حین و پس از کاوش می‌بایست دراولویت نگارش طرح‌های پژوهشی باشند.
 
10. پژوهشکده باستان‌شناسی اعتقاد دارد تامین بودجه لازم برای پژوهش‌های باستان‌شناسی مهمترین گام در رسیدن به فضایی ایده‌آل در انجام کارها و فعالیت‌های میدانی است.
 
11. پژوهشکده باستان‌شناسی بر این باور است که در خصوص پژوه‌های تحقیقاتی پرسش محور می‌بایست ردیف بودجه‌ای جداگانه و مخصوص در نظر گرفته شود.
 
12. در خصوص طرح‌های و پروژه‌های میدانی، حضور دایم سرپرست (کسی که مجوز به نام وی صادر شده) در تمامی طول مدت پروژه الزامی است.
 
13. پژوهشکده باستان‌شناسی و پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی می‌بایست در خصوص شناسایی و تبیین فرهنگ ایران زمین در گسترده جغرافیایی ایران فرهنگی اقدامات لازم را جهت حصور باستانی شناسان ایرانی فراهم کننند.
 
14. اهتمام پژوهشکده باستان‌شناسی بر این است که زین پس کاوش‌های آموزشی با کیفیتی در خور که در آن حفاظت، معرفی و از هم مهمتر آموزش دانشجویان در اولویت قرار دارد انجام پذیرد.
 
15. پژوهشکده باستان‌شناسی اهتمام می‌ورزد برای تهیه و تدوین واژه‌نامه باستان‌شناسی و علوم پیوسته تا شاهد واژه‌گیری واژگان مناسب در زبان فارسی برای تعابیر پیچیده علمی باشیم.

ری شناخت(4)

ری شناخت(4)

سفرنامه ابودلف مسعر بن المهلهل الخزرجی شاعر و جهانگرد عرب (در سال341 هجری)در باره ری اطلاعات ارزشمندی بدست می دهد(دوستان اطلاع ابودلف در باره یک کاخ در دماوند خیلی جالبه آیا کسی از بقایا و مصداق این خبر میتونه اطلاعی بده-سپاس):
...از آنجا(قم) تا ری کویر شوره زاری است که در آن کاروانسرا و مناظر و بناهای خیریه موجود است .در میان این کویر د بزرگی با ساختمان عظیم مربوط بزمان عاد وجود دارد...
که دیر کردشیر نامیده می شود.
این دژ دارای برجهای بسیار بزرگ و بلند و نیز حصار ضخیم و مرتفع است که از آجرهای بزرگ ساخته شده . در داخل دژ ساختمان های مستطیل و سقف های ضربی دیده می شود.مساحت محوطه آن دوجریب یا بیشتر است. بریکی از ستونهای دژ نوشته: "نصب هریک از آجرهای این کاخ با یک درهم و دو سوم درهم و سه رطل نان و یک دانق(یک دانک یا یک ششم درهم-مترجم) ادویه و یک بطری شراب ناب انجام شده. هرکس باور ندارد اگر بخواهد سرخود را به ستونهای آن بکوبد".اینجا"دیر الجص" معروف به "دیرگچین" است و اطراف ان آب انبارهای بسیار بزرگ که در میان سنگ حفر شده،وجود دارد. در دیر هیچ اثری از ایرانیان موجود نیست زیرا اعراب آثار فارسیان را از بین برده و ساختمانهای ایشان را ویران نموده اند.
در وسط ری نیز شهر عجیبی با دروازه های آهنی و باروی عظیم وجود دارد.این شهر یک مسجد جامع دارد و نیز در وسط آن کوه بلندی است که برفراز آن دژ محکمی برپا می باشد که رافع بن هرثمه آن را بنا نموده و اکنون ویران شده است.در نزدیکی این شهر کوهی بنام "طبرک" واقع است.این کوه مشرف برشهر است و در آن ساختمانهای قدیم ایرانی و نواویس(= جمع ناووس بمعنی تابوت های سنگی) موجود است و نیز در آن معدن های طلا و نقره یافت می شود ولی در آمد آن کفاف هزینه اش را نمی نماید.
در جهت شرقی ری مکانی است بنام جیل آباد که ساختمان ها و ایوانها و تاق های بلند و استخرها و گردش های زیبا و عجیبی دارد و مرداویژ(مرداویج) آن را بنا نموده است. هرکس این آثار را می بیند بدون تردید گمان می کند از ساختمانهای قدیم خسروی می باشد.
در این مکان زندان بزرگ و هولناکی وجود دارد که اطراف ان را دریاچه بسیار عمیقی فراگرفته و بر بالای آن یک دژ محکم گلی برروی یک ایوان خاکی برپا می باشد.این دژ بقدری محکم است که نقب آن برای راه یافتن بخارج غیرممکن است و هیچ تباهکاری نمی تواند با توسل بهرگونه حیله از آنجا رهائی یابد.من هیچ ساختمانی از این نوع و مانند آن ندیده ام.
در ان شهر یک مرد مجوسی اقامت داشت که در سال سیصد و سی و سه درگذشت و من او را دیده بودم.وی سال بسال برای همه ارتش خراسان و همراهان و افسران آن شراب بسیار عالی و بره و بهترین میوه و خواربار و هدایا تهیه می کرد.
می گویند ظرفهای شرابی که سالیانه از منزل او برای مردم فرستاده می شد در حدود پنجاه هزار درهم ارزش داشت.سخاوت و کرم او باندازه ای بود که هروقت جمعی از مردم و عام و غریب در هر لباس که بودند با او برخورد می نمودند و از او شراب می خواستند مهر خود را به موم یا گل میزد و بانها می داد و انباردار او در مقابل هر مهر بدارنده آن یک قرابه محتوای نوزده رطل شراب و با آن پنج درهم پول بسرای میوه و نقل می داد و هرگز تقاضای کسی را رد نمی کرد.نیکوکاری این مرد برهیچکس پوشیده نیست و ما در زمان خود کسی مانند او نیافتیم.از ری چند تن از دانشمند و شعرا و نویسندگان بیرون امده اند و در میان ایشان عده ای ثروتمند بودند و ریاست می نمودند. از جمله "جریش بن احمد" بود که یکهزار قریه ملک داشت و یک جریب از املاک او هم غصب یا تیول و یا واگذاری نبود.وی هر زمان به بغداد می رفت تنها خزانه های پزشکی که همراه داشت با یمصد شتر حمل می گردید و چون بمجلس وزیر حاضر می شد برایش جانماز می گستردند.اینکار برای هیچیک از پادشاهان دیگر انجام نمی شد.
آبهای ری گوارا و در عین حال آلوده است.در آنجا نهری است بنام سورین و شخصا" دیدم مردم از آن کراهت دارند و آنرا بفال نیک نمی گیرند و بدان نزدیک نمی شوند.سبب را پرسیدم پیرمردی از اهالی ان سامان گفت علت تن است که شمشیری که با آن یحیی بن زید علیه السلام شد در این آب شسته شده.
در ری پارچه های معروف به "رازی" می بافند. این پارچه مخصوص آنجا است و در هیچ جای دیگر مانند آن بافت نمی شود.من یک توپ از آن را باندازه دویست وجب دیدم که بمبلغ ده هزار درهم فروخته شد.مردم ری بدجنس و نادان و باهوشند(کذا).آنها در نقب زدن زمین مهارت دارند و هیچکس در این کار بپای ایشان نمیرسد.می گویند یکنفر از آنها می تواند چندین فرسخ زیر زمین و زیر رودهائی مانند دجله و رودهای بزرگ دیگر را نقب بزند و راه باز کند.راهروهای زیرزمینی رازی ضرب المثل شده است.مردم آنجا نیز در خونریزی و آدم کشی بی باک و جسورند.
در ری قریه ای است بنام قصران که شامل کوههای بسیار بلند و مرتفع است و چنانچه مردم آن از فرستادن خراج برای شاه خود داری شاه خودداری کنند نسبت به آنها کاری نمیتواند بکند. در عین حال نزد فرمانروای ری وثیقه هائی دارند.انجا دژ محکمی هست که اولیای حکومت هست که اولیای حکومت بآن راه ندارند تا چه رسد بدیگران.
بیشتر میوه جات ری از این کوهستان تهیه می شود.در ری فصل گل چهار ماه است.در آنجا زردآلو و گوجه بیش از اندازه مصرف می شود. در ری چشمه های معدنی کوچک که برای معالجه مفید است و همچنین معدنهای نهانی و استفاده نشده موجود است.
زمین ری به کوههای "بنی قارن" و دنباوند(دماوند) و کوههای دیلم و طبرستان متصل است.
در یکی از کوههای آن دریاچه ای دیدم که محیط آن در حدود یک جریب است و در زمستان و بهار اب رودخانه ها و سیل کوههای آنجا در آن میریزد. در عین حال آب این دریاچه در زمستان و تابستان کم و زیاد نمی شود. مقدار آبی که در یک روز زمستان یا بهار به این دریاچه می ریزد باندازه ای است که اگر روی زمین ریخته شود دریای خروشانی را تشکیل می دهد. اطراف این دریاچه را نرگس زارها و چمن های پر از بنفشه و گل سرخ فراگرفته. در نزدیکی ان بقایای یک کاخ قدیمی دیده می شود که فقط قسمتی از دیوارها و گنبد دروازه آن باقی مانده است و من کسی را که درباره این کاخ اطلاعاتی بدهد نیافتم.

مسابقه فوتسال زنان ایران

باسپاس از: ایران گراند

عکس هایی از ديدار تيم هاي فوتسال بانوان ملي حفاري و ايثار  تهران

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

مسابقه فوتسال زنان ایران (تصاویر)

 

ری شناخت (2/3)

تورات گاه بر اسفار پنجگانه حضرت موسی ( سفر پیدایش – سفر خروج – سفر لاویان – سفر اعداد – سفر تثنیه ) دلالت دارد و گاه بر این اسفار و ضمایم آن که بر روی هم به عهد قدیم مشهور است. لکن شماره این ضمائم را اختلافی است بدین قرار:
از روزگار پیشین از تورات دو نسخه بدست آمده است، عبری و یونانی.
نسخه اول از آن یهودیان است و 39 کتاب است لکن دو کتاب"توبیت" و"ژودیت"...
در میان آنها نیست و از این رو یهودیان آنها را قبول ندارند.
نسخه دوم از ان مسیحیان است و 46 کتاب دارد که دو کتاب"توبیت" و"ژودیت" نیز جزء آن است.
هفت کتاب اضافی را یهودیان و فرقه پروتستان نپذیرفته اند و مجعول و غیر رسمی" Apocryphe" دانسته ، به کتاب مقدس رسمی متاخر بزبان عبری نیافزوده اند. لکن کاتولیک ها آنها را صحیح و معتبر و از ضمائم قانونی تورات می شناسند.این اضافات را بزبان انگلیسی بنام "The Aprocrypha"منتشر ساخته اند.

کتاب"توبیت" داستانی است اخلاقی در احوال این پدر و پسر که نویسنده آن شناخته نشده است.
توبیت یک یهودی از قبیله نفتالی(Nephtali) بود که در قرن هفتم پیش از میلادمیزیسته است.وی بفرمان شلم نصر(Shalmanasar)شاه آشور با گروهی از هموظنانش اسیر و به نینوا تبعید شد.توبیت مردی پارسا و امین و پرهیزگار و با تقوا بود، به هم کیشان اسیر خود خیرات و مبرات فراوان داشت.
وی از پیش در سرزمین ماد در شهر ری(Rages)ده تالان نقره به یکی از خویشاوندان خویش به نام گابائل(Gabael )یا گابلوس(Gabielus)به امانت سپرده بود و چون در نینوا فقر و تنگدستی بر وی فشار آورد،فرزندش را که نیز توبیت نام داشت بدان سو گسیل کرد تا آن مبلغ را بازستانده به نینوا برد.توبیت پدر در سنین پیری نابینا شد،لیکن توبیت پسر وی را براهنمائی فرشته رافائل(Raphael)معالجه کرد.
این نام را در انگلیسی توبیت"Tobit" و بزبان فرانسوی توبی"Tobie" می نویسند.
-باب اول ، بند 14 :
" من به مدیا رفتم و ده تالان نقره بنزد گابائل(Gabael )برادر گابریاس(Gabrias)در شهر راگس(Rages) به امانت گذاشتم."
-باب چهارم ، بند اول :
" همان روز توبیت پولی را که در راگس مدیا به گابائل به امانت سپرد، بیاد آورد."
-باب چهارم ، بند بیستم :
" و اکنون به شما می گویم که ده تالان به گابائل پسر{کذا} گابریاس در راگس مدیا به امانت سپردم.
-باب پنجم ، بند پنجم :
" اما{توبیاس} نمی دانست { که رافائل فرشته است}، بدو گفت: آیا می توانی همراه من به راگس بیائی؟ و آیا آنجاها را خوب می شناسی؟
-باب ششم ، بند نهم :
" و وقتی که ایشان به راگس نزدیک شده بودند.. "

ژودیت " Judith" نام زن جوان و بیوه مردی از بزرگان ثروتمند شهر باستانی بتولی"Bethuli" واقع در فلسطین بود.این زن شجاع از طرف هلفرن"Holopherne" سردار آشوری از طریق تظاهر به عشق وی را بفریفت تا در فرصتی مناسب در حال خواب او را بکشت و سرش را ببرید و بدینگونه سربازان آشور را غافلگیر و مضطرب و مغلوب ساخت و شهر و مردم آن را نجات بخشید.تاریخ این واقعه را در حدود 659 ق.م دانسته اند.نام وی را به یونانی و لاتین یودیت" Joudith"و به عبری یهودیت"Yehudhith" نوشته اند.
در این کتاب نام ری به صورت "Ragau" ثبت افتاده است.

-باب اول ، بند پنجم :
" همان روز ها نبوکد نضر با آرفاکساد در دشت بزرگی که دشتی است در سرحدهای راگو جنگ می کرد."

-باب اول ، بند پانزدهم :
" همچنین آرفاکساد( احتمالا" فرااورتس) را در کوههای راگو"Ragau" بگرفت و وی را با تیر هایش بزد و در همان روز کاملا" از میان برداشت."

ری شناخت (1/ 3)


در اولین جلسه کلاس باستان شناسی ماد استاد دکتر ملکزاده ناباورانه شنیدم که"ری" مهمترین شهر " ماد "بوده است!حتی بزرگتر و مهمتر از اکباتان .چنین ادعائی در باره ری برای من که سالهاست روی تاریخ و باستان شناسی ری پژوهش و تحقیق می کنم کاملا" بی سابقه و عجیب می نمود.اما وقتی از دلایل و مستندات این ادعا پرسیدم فرمودند دلیل و مدرکی جز آنچه در منابع تاریخی یونانی- آن هم به اشارت...
-،وجود ندارد.
این ابهام موجب شد یک بار دیگر درجستجوی این مهم برخیزم و از همه حتی خود دکتر ملکزاده هم کمک بگیرم تا شاید با سرجمع نمودن همه این حداقل ها از اطلاعات تاریخی و اشارات تلویحی و ... در منابع؛ سرنخ های دیگری بیابیم که نتیجه تا به اکنون چندان هم بد نبوده!.

نوشته "استرابون" مورخ یونانی همدوره با اشکانیان در باره ماد (جلد چهارم مرآت البلدان)چنین مضمونی است:
"مدی" منقسم به دو قسمت است: "مدی کبیر" و "مدی صغیر"؛ اما "مدی کبیر"پایتخت و دارالملک آن اکباتان .... و در این زمان محل ییلاق سلاطین اشکانی است..... ."مدی صغیر" مشهور به "آتروپاتن"(=آذربایجان) می باشد.

شادروان پیرنیا نیز در " ایران باستان" چنین نگاشته:
برخی به سه ماد قائلند:
1- ماد بزرگ یا عراق عجم قرون بعد
2- ماد کوچک یا آذربایجان
3- ماد رازی یا مملکت ری ؛ ولی بیشتر ماد رازی را جزء ماد بزرگ بشمار می آورند چنانکه ری تا این اواخر جزء عراق عجم بشمار می آمد... .

ایزیدور خاراکسی(پارت: بند 7)،سترابون(کتاب 11، فصل 13 ، بند 7) ، دیودور سیسیلی (کتاب 19 ، بند 44)بطلمیوس (جغرافیا ، فصل 6 ، بند 2)در باره"Media Rhagiana" ماد راگیان(ماد رازی) نوشته اند. .

شادروان دکتر کریمان در باره واژه ماد در دوران مختلف نوشته است: در عهد اشکانیان و ساسانیان آن را "مای" و " مار" و در قرون اسلامی" ماه" می گفته اند.

فخرالدین گرگانی در " ویس و رامین" این سرزمین را" ماه" و " کشورماه " نامیده:
نگوئی تا کدامین خوشتر ای ماه
به چشم نرگسینت "مرو" یا "ماه"
****
چو بینم روی رامین گاه و بیگاه
مرا چه "مرو" باشد جای و چه "ماه"
****
منم مهمان تو یک ماه در"ماه"
چنان چون دوستداران نکوخاه
****
که سبز است از بهاران "کشور ماه"
همی تابد رخاکش زهره و ماه
****
که هرگز نگذرد بر " کشورماه"
نه بیرون آید از پندت شهنشاه
****
هنوز از مرز های " کشورماه"
همی آید همانا آوخ و آه
****
اگر من بودمی در "کشورماه"
نبردی ویس را هرگز شهنشاه
****
هزاران آفرین بر"کشورماه"
که چون ویس آمدست از وی یکی ماه

ابوریحان بیرونی هم نوشته است:
" وهم (اشکانیان) الذین ملکو العراق و بلاد "ماه" و هی الجبال .... "
در تاریخ ارمنستان موسی خورن نیز بصورت " مار" مذکور است.

(ادامه دارد.....)

ری شناخت (2)


( بادرود - دوستان عزیز آشنای ابرشهر: خواهش می کنم از دوستانی که در کتابخانه ها یا مجموعه های نسخ خطی داخل کار می کنن یا دسترسی به کتابخانه ها و مجموعه های نسخ خطی شرقی-ایرانی خارج از کشور دارن اگر سراغی و نشانی از این دو تاریخ(در ذیل همین پاراگراف معرفی شده اند)گرفتند حتما" به من هم اطلاع بدن و یا مقاله ای آماده کنن که در فرهنگ و دیدار یا مجله تخصصی دیگری معرفی نمائیم. سپاسگذارم)

...
امروزه از تواریخ ری اثری باقی نیست! اما در گذشته 2 تن از بزرگان دانشمند شیعی مذهب در باره ری تاریخ نوشته اند: یکی وزیر ابوسعد منصور بن حسین آبی و دیگری شیخ منتجب الدین رازی.
شادروان علامه قزوینی در جلد پنجم یادداشتهای قزوینی و جلد هفتم و نیز دکتر محدث ارموی در مقدمه کتاب"النقض" در باره تاریخ ری و مولفان آن مطالب سودمندی نگاشته اند.

1-ابو سعد آبی:

نخستین تاریخ را برای شهر بزرگ ری وزیر دانشمند عظیم الشان ابوسعد آبی"منصور بن حسین" فراهم آورده بود.
رافعی در " التدوین" در بیان احوال صاحب بن عباد آورده:
"ذکره ابوسعد الآبی فی کتابه فی اخبار الری فقال: قد انقرض بموته ابهه الوزاره و الریاسه و عفت معالم السیاده و السیاده ....."
صاحب مجمل التواریخ آنجا که درمقام بیان احوال آل بویه است از وی و تاریخش چنین یاد کرده:
" من این تاریخ از مجموعه بوسعید آبی بیرون آوردم که شاهنشاه او را بآخر عهد وزارت داده بود،مردی عظیم فاضل و متبحر اندر علوم بوده است و دیگر کتب و احوالها"
و یاقوت در المجم البلدان در مجلد اول ذیل" ﺃرز" آورده است: قال ابوسعد منصور بن الحسین اآبی فی تاریخه: الارز قلعه بطبرستان"،
مجلد دوم ذیل" جناشک": قال الوزیر ابوسعد الآبی،
مجلد دوم ذیل" جوسق": و الجوسق من قری الری عن الآبی ابی سعد منصور"،
و در مجلد چهارم ذیل" محمدیه" آورده: و قرﺃت فی تاریخ ابی سعد الآبی ان المهدی لماقدم الری بنی بها المسجد الجامع ...."
حافظ ابرو در اوایل جزء سوم" مجتمع التواریخ سلطانی" صحیفه بیستم ذیل عنوان"ذکر ابی نصر احمد بن اسماعیل بن احمد" از تاریخ ری فصلی بیاورده است... .
احوال وزیر آبی را ثعالبی در" تتمه الیتیمه" قسم ثالث که در محاسن اهل ری و همدان و اصفهان و دیگر بلاد جبال است آورده، و نیز یاقوت در معجم البلدان مجلد اول ذیل "آبه" در این باب باختصار چنین نقل کرده :
و الیها فیما احسب ینسب الوزیر ابوسعد منصور بن الحسین الآبی و لی اعمالا" جلیله و صحب الصاحب بن عباد ثم وزر لمجد الدوله رستم بن فخرالدوله بن رکن الدوله بن بویه و کان ادیبا" شاعرا" مصنفا" و هو مولف"کتاب نثر الدرر" و " تاریخ ری" و غیر ذالک و اخوه ابومنصور محمد کان من عظماء الکتاب و جله الوزراء وزر لملک طبرستان.
درگذشت ابوسعد را بسال 421 و بقولی 422 و بقولی دیگر 432 ضبط کرده اند.

2-شیخ منتجب الدین :

دومین تاریخ را در باب ری عالم جلیل القدر ابوالحسن علی بن عبیدالله حسن بن حسین منتجب الدین متوفی بسال 585 هجری تالیف کرده است.
از کتاب او در لسان المیزان ابن حجر و طبقات الشافعیه سبکی منقولاتی بچشم می خورد.از آن جمله در لسان المیزان مجلد اول :
"احمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم بن الجلیل القمیابو علی یزیل الری ، ذکره ابن بابویه فی تاریخ الری..... "
" احمد بن علی بن الخضیب الاباری ابوالعباس،ذکره ابن بابویه فی تاریخ الری.... ."
از مجلد دوم: ثابت بن عبدالله بن ثابت الیشکری ، ذکره ابن بابویه فی رجال الامامیه من الشیعه.
از مجلد سوم:
سعید بن هبه الله بن الحسن بن عیسی الراوندی ابوالحسین (القطب الراوندی) ذکره ابن بابویه فی تاریخ الری.. .
سعید بن وجیه بن طاهر بن محمد الشحامی،ابو عبدالرحمن ،ذکره ابوالحسن ابن بابویه فی تاریخ الری و قال قدم الری سنه خمس و سبعین و خمسمائه ... .
سبکی در جزء چهارم طبقات الشافعیه در ذکر رجالی که میان سالهای پانصد و ششصد می زیسته اند ،چنین آورده:
سعد بن محمد بن محمود بن محمد بن احمد، ابوالفضائل المشاط فقیه متکلم واعظ مفسر مذکر عارف بالمذهب و الخلاف ، ذکره علی بن عبید الله بن الحسن صاحب تاریخ الری فی کتابه .... .
منتجب الدین از شاگردان فضل بن حسن طبرسی صاحب" مجمع البیان" و ابوالفتوح رازی و سید مرتضی رازی و سید فضل الله راوندی بوده و رافعی از عالمان عامه شافعی مذهب از محضرش استفادت می جسته و در " التدوین" وی را ستوده است.
از مولفات او جز "تاریخ ری" : "فهرست" او، و"الاربعین عن الاربعین من الاربعین فی فضائل امیرالمومنین" است.
فهرست وی بنام "اسماء الشیعه و مصنفیهم" مشتمل است برنام عالمان امامیه از عهد شیخ طوسی تا زمان وی و آن را ذیلی بر فهرست شیخ توسی توان شمرد.
(منبع این موضوع تماما" کتاب "ری باستان" شادروان دکتر حسین کریمان)

"ری شناخت" (1)


سروده خاقانی شاعر پارسی گوی(نیمه قرن ششم هجری) در وصف " ری":

زین کلک من که سحر طرازی است راستین
دست زمانه راست طرازی برآستین
* * * *
با این بیان ز وصف تو امروز عاجزم
کو جنتی است آمده ز افلاک برزمین
* * * *
...
پشت عراق و روی خراسان ری است ری
پشتی چه راست دارد و، روئی چه نازنین!
* * * *
از سین سحر نکته بکر آفرین منم
چون حق تعالی از ری بر رحمت آفرین(کذا)
* * * *
بر صانعی که روی بهشت آفرید و ری
خاقانی آفرین خوان، خاقانی آفرین

البته ناگفته نماند که در جائی دیگر هم خاقانی که در ری به بیماری سختی دچار شده بود اینچنین ری را سرزنش می نماید!(گویا در حدود سالهای 549 تا 550 هجری در مسیر خراسان چون به ری رسید سخت بیمار شد و والی ری نیز او را از رفتن به خراسان منصرف کرد):

خاک سیاه بر سر آب و هوای ری
دور از مجاوران مکارم نمای ری
* * * *
در خون نشسته ام که چرا خوش نشسته اند
این خوانندگان خلد بدوزخ سرای ری
* * * *
.......
ری نیک بد،و لیک صورش عظیم نیک
من شاکر صدور و شکایت فزای ری
* * * *
....
ای جان ری فدای تن پاک اصفهان
وی خاک اصفهان حسد توتیای ری
* * * *
از خاص و عام ری همه انصاف دیده ام
جور من است از آب و گل جان گزای ری
* * * *
میر منند و صدر منند و پناه من
سادات ری و ائمه ری و اتقای ری
* * * *
گر باز رفتم سوی تبریز اجازتست
شکرا که گویم از کرم پادشای ری
* * * *
ری در قفای من جان من افتاد و من بجهد
جان می برم که تیغ اجل در قفای ری
* * * *
دیدم سحرگهی ملک الموت را که پای
بی کفش می گریخت زدست وبای ری
* * * *
گفتم: تو نیز؟! گفت : چون ری دست برگشاد
بو یحیی ضعیف چه باشد بپای ری