عربستان سایت های باستانیش را به روی گردشگران بازمی‌کند

 

با سپاس از: میراث خبر

گشایش اولین اثر ثبت شده سعودی در یونسکو به روی گردشگران

شهر باستانی ' مدین صالح' یا سایت باستان شناسی'الهجر ' عربستان سعودی اولین اثر ثبت شده این کشو در فهرست میراث جهانی یونسکو که پیش از این محدودیت‎های شدید برای بازدید از آن وجود داشت، به تدریج به روی گردشگران باز می‌شود.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
شهر باستانی " مدین صالح" یا سایت باستان شناسی"الهجر " عربستان سعودی با مقبره‌های کنده شده در دل کوه‌های قرمز رنگ به تدریج به روی گردشگران باز می‌شود.
 
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ بین‌الملل ـ این شهر باستانی که قدمت آن به قرن دوم قبل از میلاد باز می‌گردد، یک سایت باستانی متعلق به "تمدن نبطیه "است که به عنوان" مدین صالح" نیز در میان عرب‌ها شهرت دارد.
 
این شهر باستانی مدت دراز از سوی شاهان محافظه کار سعودی از دید گردشگران خارجی پنهان نگاه داشته شده بود، اما اخیرا درهای خود را به روی برخی گردشگران  و باستان‌شناسان باز کرده‌است.

 مدین صالح در 320 کیلومتری شهر مقدس مدینه قرار دارد و به گفته یونسکو دارای 111 آرامگاه و مقبره است که بیشتر آن‌ها با انواع تزیینات ، نقش‌های دیواری بر روی غارها و حتی برخی کتیبه‎های مربوط به دوران ماقبل تمدن نبطیه آراسته شده است. همچنین دارای چاه‎های آب با طراحی‎های پیچیده است که نمونه‎های ابتدایی از معماری و نبوغ تمدن نبطیه در فناوری هیدرولیک به شمار می‌رود.

 به گزارش خبرگزاری فرانسه مقامات سعودی تا کنون نسبت به حضور باستان شناسان دراین محوطه محتاطانه برخورد کرده‌اند از بیم آن که بررسی‌های علمی دراین سایت ویافته‌های بدست آمده از ویرانه‎های به جا مانده از آن سبب شود تمدن‎های پیش از اسلامی که زمانی در اوج رونق خود بودند، کانون توجه عموم قرار بگیرند.

 
به هر روی درسال‌های اخیر مقامات سعودی به طور فزاینده‎ای با مدارا و تسامح نسبت به کنجکاوی‌های عمومی درباره این محوطه برخورد می‌کنند . مدین صالح که به عنوان بزرگ‌ترین و سالم‌ترین محوطه تمدن‌های نبطیه درکنار جنوب "پترا" در اردن به شمار می‌آید، نخستین اثر باستانی است که از سوی عربستان سعودی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
 
مدین صالح در 320 کیلومتری شهر مقدس مدینه قرار دارد و به گفته یونسکو دارای 111 آرامگاه و مقبره است که بیشتر آن‌ها با انواع تزیینات ، نقش‌های دیواری بر روی غارها و حتی برخی کتیبه‎های مربوط به دوران ماقبل تمدن نبطیه آراسته شده است.
 
همچنین دارای چاه‎های آب با طراحی‎های پیچیده است که نمونه‎های ابتدایی از معماری و نبوغ تمدن نبطیه در فناوری هیدرولیک به شمار می‌رود.
 
نبطیان نخستین سکنه این منطقه در قرن دوم پیش از میلاد و تمدنی باستانی بوده‌اند که قدمت آن‌ها به قرن هشتم پیش از میلاد درکشورهای منطقه شرق خاورمیانه ازجمله لبنان، سوریه و اردن  باز می‌گردد . این تمدن در دوره ای نیز تا صحرای سینا در مصر پیشروی کرده بود.
 
تمدن و ساکنان نبطیه در سال های 106 میلادی توسط امپراتور روم فروپاشید اما تاقبل از آن بر دنیای تجارت و جاده‌های ادویه در دوران قبل از اسلام تسلط داشتند.
 
در سال 2007  به دلیل سخت گیری مقامات سعودی سه شهروند فرانسوی که در حال بازگشت از این محوطه بودند، کشته شدند و هرچند هیچ گروهی مسئولیت این قتل را برعهده نگرفت، اما مقامات سعودی آن را به ستیزه جویان القاعده نسبت دادند.
 
این سایت درحال حاضر 40 هزار بازدید کننده در سال دارد که عمدتا از شهروندان سعودی و عرب هستند. د ر این محوطه دو موزه نیز هست که یکی مربوط به آثار راه آهن حجاز است که توسط عثمانی‎ها اوایل قرن 20 ساخته شد وموزه دوم مربوط به مسیرهای زیارتی به شهر مکه است.
 
د ر حال حاضر تیم کوچکی از باستان‎شناسان فرانسوی  دراین سایت باستانی  مشغول کار برای درک بهتر و حفاظت از این بخش از تاریخ دنیای کهن است.
 
برخی گردشگران عرب در بازگشت ازاین سایت به خبرگزاری فرانس پرس گفته اند که از عظمت این آثار شوکه شده‎اند.

تهیه‌ی پرونده‌های ثبتی توسط NGOها چقدر از دغدغه‌ها را پوشش می‌دهد؟

 

یک کارشناس حوزه‌ی میراث فرهنگی:

تهیه‌ی پرونده‌های ثبتی توسط NGOها چقدر از دغدغه‌ها را پوشش می‌دهد؟

» سرویس: فرهنگي و هنري - ميراث و صنايع دستي

یک کارشناس حوزه‌ی میراث فرهنگی معتقد است: علاقه‌، تعهد و تخصص نیاز امروز میراث فرهنگی است‌. با این وجود، باید دید تهیه‌ی پرونده‌های ثبتی آثار تاریخی توسط دوست‌داران میراث فرهنگی چقدر دغدغه‌های این حوزه را پوشش می‌دهد.

قدیر افروند در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با تأکید بر لزوم تقدم تخصص بر علاقه‌ در این حوزه، بیان کرد: هرچند علاقه‌ی دوست‌داران میراث فرهنگی برای انجام چنین کارهایی جای تحسین دارد، ولی این روند زیاد امیدوارکننده نیست‌. در حالی که مشکلات زیادی در شورای ثبت آثار تاریخی وجود دارد و هنوز برخی از آن‌ها برطرف نشده‌اند و گاهی نادیده گرفته می‌شوند،‌ چرا باید به سمت نهادهایی رفت که فقط به این حوزه علاقه دارند و در بسیاری از مواقع، تخصصی در این زمینه ندارند.

وی که در سال‌های 1380 تا 1390 عضو شورای ثبت آثار تاریخی در تهران بود، ادامه داد: شورای ثبت آثار تاریخی امسال تنگه‌ی واشی را به ثبت رساند و تعداد زیادی از پروند‌ه‌های استان تهران رد شدند‌. حال اگر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مهم‌ترین متولی این حوزه است‌، چرا باید در یک نشست، این دو اتفاق رخ دهد و از عهده‌ی این کار نتواند به‌خوبی برآید. هرچند این موضوع جدیدی نیست و در گذشته نیز با ضعف‌هایی در این زمینه مواجه بودیم.

او با بیان این‌که دهه‌ی 80 اوج ثبت آثار تاریخی کشور بود،‌ گفت: اگر در دوره‌های گذشته، قانونی تصویب شد که آثاری که قدمت آن‌ها تا پایان دوره‌ی زندیه است‌، تاریخی‌اند،‌ اکنون بیش از 100 سال از تصویب آن قانون می‌گذرد و به همین دلیل در دهه‌ی 80 تعدادی از این بناها ثبت شدند که خود یک سابقه برای ثبت آثار تاریخی بود.

افروند اظهار کرد: هرچند توانمندی یک سازمان مردم‌نهاد و فرصتی که برای آن در انجام چنین اقداماتی پیش می‌آید، قابل تحسین است، ولی این همه مانور، در شأن سازمانی به بزرگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیست.

او افزود: این کار به‌گونه‌ای یک بی‌انگیزگی برای ثبت اثار تاریخی ایجاد می‌کند و اگر ما به‌عنوان متولیان این‌قدر برای ثبت یک اثر تاریخی بی‌انگیزه برخورد کنیم، قطعا برای حفاظت و دفاع از این آثار نیز هزینه‌ی چندانی نمی‌کنیم. بنابراین روندی که برای ثبت آثار تاریخی پیش گرفته شده است، جای ذوق‌زدگی ندارد مگر این‌که سیاست روشنی در این زمینه داشته باشیم و در قبال مشارکت بخش خصوصی متخصص، قانونمند عمل کنیم.

آغاز تخریب عمارت تاریخی عامری  در تهران

    با سپاس از: خبرگزاری مهر

خبرگزاری مهر: مالکان یک مجتمع تجاری، عمارت تاریخی عامری های تهران را در محله تاریخی فردوسی را تخریب می‌کنند تا ساختمان چند طبقه دیگری جای یکی از بناهای تاریخی تهران را بگیرد.

عمارت و باغ تاریخی عامری ها در خیابان فردوسی شمالی شهر تهران از جمله خانه باغ های اواخر قاجار است که بر اساس نقشه عبدالغفار به سال 1309 هجری قمری، در انتهای حصار ناصری شهر تهران و نزدیک دروازه یوسف آباد قرار دارد که روزگاری در اراضی و باغ های "محله جناب طهران الدوله" قرار داشته و دارای درختان تنومند فراوانی بوده است.

در کنار عمارت و باغ عامری ها، دو اثر ثبتی خانه شاعر نامی "امیر هوشنگ ابتهاج" معروف به "ارغوان" و "ساختمان دفتر اولین کارخانه سیمان تهران" قرار دارد که در سال 87 و 84 به شماره های 23877 و 13391 در فهرست آثار ملی کشور و با قدمت های پهلوی دوم و اول به ثبت رسیده اند.



خانه عامری ها نیز در حریم درجه یک این دو اثر ثبتی قرار دارد. با این وجود می توان گفت قرار گیری این سه اثر در کنار هم یکی از عوامل هویت بخشی به محله فردوسی شده است.

این خانه متعلق به یکی از وزرا دربار در دوران نخست وزیری "حسن وثوق الدوله" دارای معماری تلفیقی از سبک های معماری ایرانی و اروپائی با ستون های بلند و کاشی کاری های لعابی است.



در کنار عمارت و باغ عامری ها خانه ها و مسافرخانه هایی از هویت قدیم خیابان فردوسی دوره پهلوی باقیمانده بود که مدتی است به بهانه ساخت مجمتع تجارت جهانی فردوسی و تبدیل این مجتمع به بورس طلا و جواهرات، تخریب شدند و بدون در نظر گرفتن به حریم دو بنا ثبتی و قرار گیری در مجموعه حفاظت شده این آثار، ساخت این مجتمع شروع  شده است. حتی در پی این اقدام، چندین بار بر اثر گودبرداری های غیراصولی، رانش زمین در خیابان فردوسی رخ داده است.         



البته به گفته کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، کمیسیون ماده 5 تصویب کرده است که خیابان فردوسی بین میدان امام خمینی (ره) و میدان فردوسی به طرحی ویژه نیاز دارد و مشاور باید این طرح را تهیه کند تا پس از تصویب در این کمیسیون اجازه ساخت وساز در خیابان فردوسی داده شود.

 این در حالی است که برای تخریب و گودبرداری در کنار خانه عامری ها، این اقدامات انجام نشده و بر اساس گفته های محمد ابراهیم لاریجانی مدیرکل پیشین میراث فرهنگی استان تهران از این اداره کل هیچ مجوری برای ساخت وساز صادر نشده است.




حال با توجه به اینکه در طرح تفصیلی شهر تهران این محدوده به عنوان پهنه حفاظت شده و ساختمان های تاریخی با ارزش دیده شده و از سویی در حریم درجه یک خانه "ابتهاج" و "دفتر کارخانه سیمان" قرار دارد و هرگونه ساخت و ساز در کنار این اثر بر اساس قوانین مصوب میراث فرهنگی کشور و مصوبه سال 88 شورای شهر تهران ممنوع است، به تازگی مالک این مجتمع تجاری، عمارت تاریخی عامری ها که در سال 1383 جزو بناهای ارزشمند از سوی میراث فرهنگی استان تهران شناسایی شده را خریداری و شروع به تخریب آن کرده است.



تا کنون بخشی از ستون ها و شیروانی های این عمارت تخریب شده و باید دید آیا مسئولان میراث فرهنگی استان تهران و شهرداری منطقه 12 نسبت به این اقدام خلاف قانون برخورد خواهند کرد؟

اولین ناو هواپیمابر جهان

                                                       باسپاس از: تابناک

کد خبر: ۲۷۸۴۳۲
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۵
یو اس اس بیرمنگام اولین ناو هواپیما بر جهان بود این ناو در سال 1907 به آب انداخته شد، ‌این کشتی غول پیکر در جنگ جهانی اول به کار گرفته شد و پس از 21 سال مأموریت آن پایان یافت و 7 سال بعد اوراق شد.

به گزارش فارس، یو اس اس بیرمنگام اولین ناو هواپیما بر جهان بود این ناو در سال 1907 به آب انداخته شد، ‌این کشتی غول پیکر در جنگ جهانی اول به کار گرفته شد و پس از 21 سال مأموریت آن پایان یافت و 7 سال بعد اوراق شد.

شگفتی هایی از دیوار چین!

                                            باسپاس از : تابناک                                                                              

کد خبر: ۲۷۸۶۰۸
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۴
سالها پیش از اینکه چینی ها با محصولات خود بازارهای جهان را تسخیر کنند با دیوار بزرگی در جهان شناخته می شدند که نماد دوراندیشی و تدبیر آنها بود. چینی‌ها در خصوص دیوار بزرگشان می‌گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد، قهرمان نیست ". 

گردشگران چینی و خارجی بسیاری چین را به خاطر بازدید از دیوار بزرگ ان انتخاب می کنند. حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی‌دهند. این دیوار قرار بود کشور پهناور چین را از دشمنان شمالی اش حفظ کند. موقعیت خاص دیوار و پیوند خوردن آن با کوههای شمالی چین و وجود پرتگاه های بزرگ در آن سوی مرز چین باعث می شد تا دشمنان برای عبور از ان راه سختی را در پیش داشته باشند.چ

دیوار چین یکی از بزرگترین پروژه مهندسی و نظامی در طول تاریخ بشر بوده است. اکنون روی نقشه چین 7000 کیلومتر از این دیوار نمایش داده می شود اما طول واقعی بیش از اینهاست که در بخش هایی با خطر تخریب مواجه است و حتی بخش از این دیوار به طول 60 کیلومتر در استان گانسو ناپدید شده و تنها ردی از خاک در پی آن دیده می شود. شاید شما هم مانند بسیاری از مردم جهان تنها تصاویر بخش های سالم دیوار را که توریست های از ان بازدید می کنند را دیده باشید. اما بخش های بیشتری از دیوار در استان های مختلف و با کیفیت های متفاوت از میان زمین های زراعی، کوه ها، جاده ها و خانهد های مردم رد می شوند. 

یکی از معروف ترین شایعاتی که در خصوص دیوار بزرگ چین وجود دارد این است که این دیوار تنها سازه ای است که از کره ماه بر روی زمین قابل رویت است و اگر چه بارها و بارها این گفته توسط افراد مختلف رد شده اما همچنان در باورهای مردم جای دارد. 

این گزارش شامل 33 تصویر است. برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید.

این تصاویر زیبا از روی چه چیزی الگو برداری شده است؟

 با سپاس از: تابناک و روزگار نو

واقعأ هنر همیشه شگفتی می آفریند:
کد خبر: ۲۷۸۲۸۲
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۱ - ۲۱:۱۷
با دیدن عکس های سلول گیاهان و یا حتی بدن خودمان شگفت زده می شدیم به خاطر زیبایی که در این ذرات کوچک وجود دارد اما آیا فکر می کردید صوت نیز تصاویری این چنین زیبا داشته باشد.

به گزارش روزگارنو یک عکاس تصمیم گرفت برای آهنگ موبایل از صوت نهنگ ها تصویر برداری کند وقتی این تصاویر سیاه و سفید را مشاهده کرد متوجه نظم هندسی بی نظیر در این اصوات شد. با استفاده از نرم افزار های ویژه این تصاویر را به صورت رنگی در آورد.

از نظر متخصصان هنر آنقدر این تصاویر در تقارن و زیبایی هندسی دقیق هستند که انگار با محاسبات دقیق ریاضی و هندسه رسم شده اند.

رنگ های این اصوات نشان از فرکانس صدای نهنگ در آن لحظه دارد به صورتیکه رنگ قرمز تصاویر فرکانس پایین،رنگ سبز فرکانس متوسط و رنگ بنفش که تصویر آن نیز مثل گل بنفشه است فرکانس های بالا را نشان می دهد.

آقای فیشر این عکاس هنرمند به دنبال تصویر برداری از اصوات سایر موجودات و حتی گل ها نیز می باشد.


















مجمع عمومی فوق العاده ایکوموس ایران

اعضاء محترم موسسه فرهنگی ایکوموس ایران

با سلام

بدینوسیله از کلیه اعضاء موسسه برای شرکت در جلسه مجمع عمومی فوق العاده در تاریخ دوشنبه ۸/۸/۹۱ ساعت ۳ بعدازظهر در سالن مرحوم دکتر شیرازی دعوت بعمل می آید.

در نظر است در این جلسه اساسنامه موسسه که قبلاً در جلسه مورخ ۳/۴/۸۸ مجمع عمومی فوق العاده به تصویب اعضاء محترم رسیده است و حسب نظر وزارت محترم ارشاد باید در فرمت جدید آن وزارتخانه به ایشان تقدیم گردد (برای دریافت فایل پیش نویس اساسنامه اینجا را کلیک نمایید (3)) مورد تصویب مجدد قرار گیرد.

نظر به ضرورت تسریع در انجام این امر و تائید هرچه سریعتر قانونی اساسنامه موسسه مستدعی است با حضور به موقع خود در این جلسه در انجام این مهم مساعدت فرمائید.

 

مهدی حجت

مدیرعامل موسسه فرهنگی

ایکوموس ایران

 

محل برگزاری: تالار دکتر شیرازی، واقع در خیابان ولیعصر، ضلع جنوب غربی پارک ساعی، شماره ۲۱۶۹، فرهنگستان هنر، مرکز هنرپژوهی نقش جهان

تـذکــر : برای حضور در جلسه ارائه کارت عضویت موسسه که تاریخ اعتبار آن منقضی نشده باشد الزامی است.

برای تمدید عضویت می توانید با دبیرخانه موسسه تماس بگیرید.

کاربرد سالیابی و مطالعات آزمایشگاهی در شناخت محوطه ها و بناهای تاریخی(سخنرانی - ایکوموس)

 

کمیته آموزش ایکوموس ایران برگزار می کند:

سخنرانی با موضوع  کاربرد سالیابی و مطالعات آزمایشگاهی در شناخت محوطه ها و بناهای تاریخی

خانم مهندس فرانک بحرالعلومی 

چهارشنبه ۲۶ مهر

از ساعت ۱۵ تا ۱۷

تالار دکتر شیرازی، واقع در خیابان ولیعصر، ضلع جنوب غربی پارک ساعی، شماره ۲۱۶۹، فرهنگستان هنر، مرکز هنرپژوهی نقش جهان

غار «قوری قلعه»دومین غار آبی دنیا

                                                باسپاس از: تابناک

                اين‌ كه چرا روستا و غار را به این نام شناختند علت دیگری دارد که به دوره ساسانيان باز مي‌گردد و این‌که در آندوره دژي بزرگ و مستحكم بنا شده كه هم‌اكنون نيز آثاري از آن برجا مانده است و اين دژ به جهت بزرگي بعدها از سوي كرد زبانان آن منطقه به «گورا قلا» ناميده شده است.                                           
سخن گفتن درباره غاری که به طولانی‌ترین غار آبی آسیا و دومین غار آبی جهان معروف است چندان ساده نیست، زیرا از هر سو که بنگری جاذبه‌هایی دارد به بلندای قدمت تک‌تک دالان‌ها و تالارهای این غار منحصر به فرد ایران زمین.

به گزارش ایسنا، منطقه کرمانشاه، در هر گوشه‌ای از این خاک پهناور جلوه‌ای از جلوه‌های ذات بی‌انتهای خالق هستی نقش بسته که آدمی را به سوی خود می‌کشاند و وقتی به دیدن این زیبایی‌ها می‌روی دلت می‌خواهد تا آخرین نقطه تک‌ تک آنها را بپیمایی و لذت‌های این زیبایی‌ها تو را مدهوش کرده و بی‌اختیار به تحسین خالق هستی می‌پردازی و بی‌شک غار «قوری قلعه» یکی از این زیبایی‌هاست.

وجه تسمیه غار «قوری قلعه»

در خصوص علت نامگذاری این غار به نام «قوری قلعه» دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد و بر اساس یکی از این دیدگاه‌ها در گذشته‌های دور در اطراف روستایی به همین نام، قلعه‌هاي مختلفي وجود داشته که يكي از اين قلعه‌ها شبيه قوري بوده و از همين‌رو نام اين روستا و اين غار به نام «قوري قلعه» نامگذاري شده است.

در روايتي ديگر، اين‌ كه چرا روستا و غار را به این نام شناختند علت دیگری دارد که به دوره ساسانيان باز مي‌گردد و این‌که در آن دوره دژي بزرگ و مستحكم بنا شده كه هم‌اكنون نيز آثاري از آن برجا مانده است و اين دژ به جهت بزرگي بعدها از سوي كردزبانان آن منطقه به «گورا قلا» ناميده شده است.

کلمه «گورا» در زبان كردي به معناي بزرگي و «قلا» به معناي قلعه يا دژ است و براثر گذشت زمان اين نام به تدريج تغيير كرد و به نام‌هاي «گوري قلاو» و در آخر به «قوري قلعه» معروف شده است.

بعدها پس از ساختن آبادي در كنار دژ همان نام يعني قوري قلعه به روستا اطلاق شد، از طرفي چون نزديك‌ترين محل سكونت به غار نیز همين ده است بنابراين اسم غار را نيز «قوري قلعه» گذاشته‌اند.

جاذبه‌های منحصر به فرد غار «قوری قلعه»

غار «قوری قلعه» دارای چند تالار و مسیر بسیار زیبا و منحصر به فرد است که از جمله آنها می‌توان به تالار مریم و تالار کوهان شتر، مسیر برزخ، تالار بلور و تالار عروس اشاره کرد.

بازدید عمومی از فاز نخست این غار منحصر به فرد ایران زمین که در تابستان ٧٨ راه‌اندازی شده است شامل دو تالار به نام‌های مریم و كوهان شتر است و در طول مسیر قندیل‌هایی را به اشکال مختلف از جمله نیم‌رخ شتر، كوهان شتر، مار، طوطی، كركس، قلب، مشابه تصویر حضرت مریم، شیر سنگی، بابانوئل، برج پیزا، اسیه زن فرعون، (ابوالهول)، مجسمه فردوسی، كشتی و اشكال دیگری كه مشابه آن در این قسمت یافت می‌شود، دیده می‌شوند.

سال‌هاست که از فاز دومی سخن به میان می‌آید که شامل سه تالار به نام‌های نماز، بلور و عروس یا بتهوون (بزرگترین موسیقی‌دان جهان) است که قندیل‌های آن از جنس کریستال است و آدم را به شگفتی وا می‌دارد، اما هنوز که هنوز است این فاز به بهره‌برداری نرسیده و تنها هر ازگاهی مسوولان و غارنوردان و ... سری به داخل آن می‌زنند و پس از بازگشت با شور و هیجان زایدالوصفی از زیبایی‌های این غار شگفت‌انگیز ایران زمین سخن می‌گویند و همین!

«سیدمحمدامین حسینی» مدیر منطقه نمونه گردشگری غار «قوری قلعه»، در گفت‌ وگو با خبرنگار ایسنا، منطقه کرمانشاه، متراژ طولی فاز نخست غار «قوری قلعه» را 450 متر برشمرد و افزود: پس از عبور از تالارهای مریم و کوهان شتر به دهانه ورودی تونل برزخ می‌رسیم.

وی با اشاره به این‌که پیمایش غار از دهانه ورودی تونل برزخ تا عمق 2000 متری حدود 10 ساعت به طول می‌انجامد، گفت: مسیرهای آن به حدی نفس‌گیر و سخت است که جسم قوی می‌خواهد و اندام ورزیده.

حسینی با تاکید بر این‌که اکسیژن کافی در همه بخش‌هاي غار وجود دارد، گفت: ذخایر آب باران و آب انبارهای کوه شاهو مقدار زیادی اکسیژن تولید می‌کنند که تامین‌کننده اکسیژن غار است، به‌طوری‌که بازدیدکنندگان را از هر گونه کپسول اکسیژن بی‌نیاز می‌کند.

وی حوضچه‌های تالار بلور را منحصر به فرد و زیبا دانست و تصریح کرد: عمق تعدادی از این حوضچه‌ها به سه تا چهار متر می‌رسد و در کناره‌های آنها قندیل‌هایی به چشم می‌خورد که شبیه خوشه انگور، گل کلم و ... هستند که بسیار جذاب و شکیل مي‌باشند.

حسینی از برخی قندیل‌های قارچ‌گونه تالار بلور یاد و اظهار كرد: این قندیل‌ها به حدی زیبا هستند که به جرات می‌توان گفت بی‌نظیرترین صحنه‌ایست که در دنیا می‌توان به نظاره نشست.

وی ادامه داد: هم‌چنین در تالار بلور قندیل‌هایی از سقف آویزان هستند که قطر آنها به اندازه میله خودکار است و طولشان به یک تا یک و نیم و گاهی حتی دو متر نیز می‌رسد و از بالا آویزان شده‌اند و از کنار که از آنها عکس می‌اندازی گویی از باران در حال بارش عکس گرفته‌ای.

حسینی گفت: از دهانه ورودی تالار بلور هرچه به چشم می‌خورد بلور است و دریغ از خاک یا هر چیز دیگری جز بلورهای کریستالی تا آنجا که دلت نمی‌آید با کفش بر روی آنها پا بگذاری.

وی با تاکید بر این‌که همه سقف، کف و بدنه تالار بلور و عروس از جنس کریستال است، تصریح کرد: آب حوضچه‌های تالار بلور بسیار گواراست.

حسینی سپس گفت: هوای داخل غار ایزوله است و گویی تونل برزخ مثل فیلتری عمل می‌کند که هوای محیط را با فاز نخست غار و هوای بیرون متمایز می‌کند.

وی ادامه داد: شاید هیچ باکتری در هوای غار وجود ندارد از اين‌رو مواد داخل آن فاسد نمی‌شود و مصداق این سخن هسته‌های خرمایی است که در کاوش‌های پيشين بجا مانده و بی‌هیچ تغییری باقی مانده‌اند.

حسینی گفت: در مسیر تالار عروس به بعد تا انتها، چهار آبشار زیبا و قشنگ با ارتفاع‌های چهار، شش، هشت و 12 متری دیده می‌شوند و آبی دارند گوارا و خوردنی.

قدمت 65 میلیون سالی، طولانی‌ترین غار آبی آسیا

مدیر منطقه نمونه گردشگری غار قوری قلعه قدمت این غار را حدود 65 میلیون سال دانست و گفت: قطر برخی قندیل‌های این غار به دو تا سه متر می‌رسد که نشان‌دهنده عمر طولانی غار است.

بومیان منطقه اورامانات، نخستین کاوشگران غار «قوری قلعه»


حسینی معتقد است شناسایی این غار به گذشته‌های بسیار دور بر می‌گردد و اول بار مردمان بومی منطقه آن را شناسایی کرده‌اند.

وی گفت: بر اساس شواهد موجود و آثار بدست آمده در فاصله 400 متری غار و در بخش تالار کوهان شتر جمجمه یک انسان یافت شده که متعلق به 7000 سال پیش است و گواه این مدعاست که اولین کاوش‌ها در آن زمان رخ داده است.

حسینی ادامه داد: وجود اشیاء قدیمی در دهانه ورودی غار «قوری قلعه» تصدیق‌کننده این واقعیت است که این غار از دوران غارنشینی شناسایی شده است، این در حالی است که این غار اولین بار در سال 1336 توسط آمریکایی‌ها و در سال 1345 برای دومین بار توسط انگلیسی‌ها کاوش شد.

وی افزود: سومین کاوش‌های غار «قوری قلعه» توسط فرانسوی‌ها و در سال 1356 انجام شد.

حسینی با بیان اینکه در سال‌های 62 و 65 هم تلاش‌هایی توسط مسوولان وقت گردشگری و سازمان ایرانگردی و جهانگردی سابق انجام شد، تصریح کرد: سرانجام گروه غارنوردی استان کرمانشاه در سال 1368 موفق شدند تا عمق 3140 متری غار را شناسایی کنند.

بنابر گفته کارشناس مسوول توسعه گردشگری منطقه اورامانات در سال 1389 نیز یک گروه چهار نفره موفق شدند تا عمق شناسایی شده غار پیش روند.

عمق بیش از 3000 متری دومین غار طولانی دنیا


وی با اشاره به این‌که این غار به عنوان طولانی‌ترین غار آبی آسیا بیش از 3140 متر طول دارد، گفت: گروه‌های غارنوردی که تا انتهای 3140 متری این غار رفته‌اند معتقدند به واسطه گسل ایجاد شده در هزاران سال پیش، یک تخته سنگ دهانه غار را مسدود کرده که خلل و فرج موجود در گوشه‌های این تخته سنگ و صدای آب و آبشار گواه این واقعیت است که غار «قوری قلعه» طولانی‌تر از این میزان است.

حسینی ادامه داد: بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی معتقدند مسیر این غار به پشت رشته کوه‌های زاگرس و منطقه‌ای به نام پلنگان می‌رسد.

مدیر منطقه نمونه گردشگری غار «قوری قلعه» ادامه داد: عدم دسترسی به امکانات حفاری برای شکستن تخته سنگ سبب شد کاوش‌ها در همین فاصله متوقف شوند و امیدوارم روزی شاهد طولانی‌تر شدن هرچه بیشتر غار «قوری قلعه» باشیم.

اقدامات کارشناسی نشده، مدفون‌کننده زیبایی‌های طبیعی غار

وی در ادامه در مورد اقدامات کارشناسی نشده در فاز نخست غار سخن گفت و ابراز تاسف کرد که به علت اقدامات کارشناسی نشده شمار فراواني از قندیل‌های مربوط به طبیعت غار مدفون شده‌اند و بخشی از زیبایی‌های این غار را از بین برده‌اند.

حسینی گفت: بهتر است هر گونه اقداماتی موازی با بافت معماری غار باشد تا از این طریق کمترین لطمه به زیبایی‌های طبیعی غار وارد شود.

دمای ثابت غار «قوری قلعه»، شگفتی هستی


وی در ادامه دمای داخلی غار را در تمام فصول ثابت دانست و گفت: در همه شرایط دمای غار 11 درجه سانتی‌گراد است و رطوبت نسبی آن 80 درصد است.

حسینی گفت: هوای مطلوب و دمای ثابت غار «قوری قلعه» آن را به یکی از منحصر به فردترین غارهای جهان تبدیل کرده است.

سالانه 300 هزار نفر از این غار بازدید می‌کنند


وی سپس شمار بازدیدکنندگان غار را سالانه 300 هزار نفر دانست و گفت: این غار شگفت‌انگیز سالانه گردشگران فراواني را به سوی خود می‌کشاند و این مهم لزوم توجه بیش از پیش به این غار را به بهترین وجه نشان می‌دهد.

حسینی فصل‌های بهار و تابستان را بهترین زمان بازدید از غار دانست.

کشف استودان‌های دوره اشکانی در شرق اهواز

                                               باسپاس از: میراث خبر

نزدیک به 100 استودان و گوردخمه در شرق اهواز کشف شد. این گوردخمه‌ها که گفته می‌شود متعلق به دوره اشکانی است به‌طور اتفاقی توسط یکی از فعالان میراث‌فرهنگی خوزستان یافت شده است.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ  در شرق اهواز بین تپه‌های حصیرآباد و منبع‌ آب بیش از 100 گوردخمه و استودان مشاهده شد. یکی از فعالان میراث‌فرهنگی خوزستان که به‌طور اتفاقی با این سایت مواجه شده به نشانه‌هایی از اهواز قدیم اشاره می‌کند این درحالی است که باستان‌شناسان نیز پس از اطلاع از این تپه و بررسی‌‌هایی  که انجام دادند قدمت این گوردخمه‌ها را متعلق به دوره اشکانی دانستند.
 
به‌گزارش CHN، بی‌دلیل نیست که خوزستان را بهشت باستان‌شناسی لقب داده‌اند. صدها محوطه‌ و تپه باستانی در این شهر تاریخی وجود دارد که هر چند که تعداد بیشماری از آن‌ها به‌ زیر کشت رفتند و دستخوش حفاری‌های غیرمجاز شدند اما هنوز آثاری حتی به‌صورت اتفاقی یافت می‌شود که بکر و دست نخورده باقی مانده‌اند.
 
«مجتبی‌گهستونی» فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریانا، در اینباره به CHN می‌گوید:« نزدیک به 100 استودان و گوردخمه در شرق اهواز میان تپه‌های حصیرآباد و منبع آب مشاهده شده که طبق تماس‌ها و اطلاعات به‌دست آمده از اداره میراث‌فرهنگی تاکنون ناشناخته بوده است».
 
تصویری از استودان یافت شده در شرق اهواز
 
وی ادامه می‌دهد: در این تپه‌ها نزدیک به 100 قبر، گوردخمه و سازه‌هایی نظیر پلکان را وجود دارد. به‌گونه‌ای که وقتی درحال گشت و گذار بودم متوجه شدم روی برخی تپه‌ها آثاری از تراش‌سنگ وجود دارد به همین دلیل با دقت بیشتری در اطراف تپه‌ها به جستجو پرداختم که با تعداد بسیاری گوردخمه و صدها قبر روی شیب تپه‌ای که از شرق به غرب امتداد داشت مواجه شدم.
 
این فعال میراث‌فرهنگی می‌افزاید: پس از درجریان گذاشتن اداره کل میراث‌فرهنگی خوزستان، تصاویر این گوردخمه‌ها را برای تعدادی از باستان‌شناسان ارسال کردم. و آن‌ها نسبت به اهمیت این گوردخمه‌ها نیز تاکید داشتند.
 
تصویری از یک گور در میان تپه های حصیرآباد و منبع آب اهواز
گهستونی با اشاره به گفته‌های یکی از باستان‌شناسان می‌گوید: یک باستان‌شناس اعتقاد دارد که بخشی از این سازه‌ها به استودان تعلق دارد و قدمت آن‌ها به دوره اشکانی برمی‌گردد. چنانچه بر فراز کوه رحمت و در خارک و سیراف نمونه‌های مشابه آن را می‌توان مشاهده کرد.
 
وی ادامه می‌دهد: یکی دیگر از کارشناسان که در زمینه نمادشناسی فعالیت می‌کند به اظهارنظر متفاوتی اشاره می‌کند، او معتقد است، با توجه به اینکه کنده‌ها در کنار هم به‌صورت شیب قرار گرفته‌اند این مکان می‌تواند محلی برای ذخیره و نگهداری و پالایش آب مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
 
دبیر انجمن تاریانا با تاکید براینکه این گوردخمه‌ها در دل شهر اهواز قرار گرفته‌اند اما تاکنون ناشناخته باقی مانده‌اند می‌افزاید: با این شرق اهواز جزو قدیمی‌ترین محلات محسوب می‌شود اما از سوی میراث‌فرهنگی تلاشی برای شناسایی و کاوش محوطه‌ها صورت نگرفته و فعالیت آن‌ها محدود به  ثبت آثار تاریخی با فاصله طولانی بوده است.
 
اما نکته قابل توجه اینجاست که این تپه در شرایط مناسب حفاظتی قرار ندارد. چراکه به گفته گهستونی به‌دلیل ایجاد فضای سبز این تپه محل رفت و آمد مردم عادی شده است. و همینطور حفر تپه برای درختکاری بیشترین آسیب را به این محوطه رسانده است.
 
ضروری است اداره میراث‌فرهنگی هر چه سریعتر کارشناسان خود را به محل مورد نظر اعزام کرده تا این مکان بدون شناسایی از بین نرود.
 

دولت عراق شهر باستانی اور زادگاه ابراهیم‌نبی را آماده دیدار پاپ می‌کنند!

              باسپاس از: میراث خبر

کد خبر : ۱۰۱۲۳۲ زمان مخابره: ۱۱ : ۱ -- ۱۳۹۱/۷/۱۷ | نسخه چاپی

با کمک‌های مالی واتیکان عراق به منظور توسعه گردشگری و استقبال ویژه از پاپ بندیکت شانزدهم درصورت سفر احتمالیش به عراق،شهر باستانی اور، زادگاه حضرت ابراهیم را آماده پذیرایی از گردشگران می‌کند.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ بین‎الملل ـ مقامات عراق در جریان دعوت از پاپ بندیکت شانزدهم که اخیرا از لبنان دیدار کرده، در نظر دارند بقایای باستانی به جا مانده از شهر" اور" را به امید سفر وی و بازدید از این شهر آماده بازدید گردشگران کنند.
 
به گزارش الزمان عراق ، مقامات آثار باستانی در استان" ذی قار" اعلام کرده‎اند که عملیات اولیه برای آماده سازی این شهر باستانی از هم اکنون آغاز شده‎ و مقامات واتیکان نیز برای آماده سازی این شهر باستانی با اهدای کمک‎های مالی دراین زمینه موافقت کرده‎اند.
 
اور که کلان شهر تمدن سومریان باستان یکی از تمدن‎های شکوفا در جنوب عراق است، در فاصله کوتاهی از ناصریه قرار دارد. این شهر به استناد کتاب مقدس ، زادگاه ابراهیم بوده که تا قبل از عزیمت به فلسطین درآنجا زندگی وبه پیامبری برانگیخته شده‎است.
 

نسل‎های متعددی از باستان شناسان دراین شهر باستانی حفاری کرده‎اند که نتیجه این کاوش‎ها کشف برخی از بهترین آثار باستانی جهان بخصوص آثار و مصنوعاتی بود که از گورستان سلطنتی دراین سایت باستانی بدست آمده‎است.

عملیات اولیه برای آماده سازی این شهر باستانی از هم اکنون آغاز شده‎ و مقامات واتیکان نیز برای آماده سازی این شهر باستانی با اهدای کمک‎های مالی دراین زمینه موافقت کرده‎اند.
 
"عامر زبیدی" یکی از مدیران وگردانندگان این سایت باستانی اظهار داشته است که اور و آثار به جا مانده از آن، با استفاده از انرژی برق  دراوقات شب نیز روشن خواهد بود.
 
عراق امیداور است با انجام این اقدامات و دررویکردی دوباره به گنجینه‎های باستانی خود، گردشگران را از سراسر جهان به این کشور بازگرداند.
 
طبق طرح توسعه 5ساله‎ای که قرار است از 2013 تا 2017 به اجرا درآید، این کشور مشتاق است با ایجاد تنوع در تولیدات و نیز از طریق تشویق سرمایه#گذاری در بخش گردشگری، این صنعت را مبدل به بزرگترین منبع درآمد خارجی خود کند.
 
مقامات عراقی اعلام کرده‎اند که پاپ که به تازگی از لبنان دیدار کرده؛ دعوت سفر به کشور عراق و بازدید از شهر مقدس اور را پذیرفته است.
 
این گزارش به نقل از مقامات عراقی یادآور شده است که واتیکان حتی موافقت کرده است که میلیون‎ها دلار برای بازسازی و آماده سازی اور در جریان این دیدار به دولت عراق کمک مالی کند.
 
 با این حال  تاکنون هیچ تاریخ دقیقی برای سفر و پاپ و  دیداراز اور معین نشده است.

خوشبختانه گردشگری خودکفای ملی ما به چنین ولخرجی هائی نیاز نداره! با پای پیاده بیشتر می چسبه صفاشم بی

                            با سپاس از : سایت "دیدن"

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

عکس های اتوبوس ولوو شیک

تاریخگذاری تطبیقی ملــکه انگــلستان!

                                                         با سپاس از : پناهی لاین

                   

                  اين ملــکه انگــلستان هم خـــودش يک تاريخ زنــــده است!!!!

 

Barack Obama

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

George W. Bush

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

Bill Clinton

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

George H. W. Bush

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

Ronald Reagan

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

Jimmy Carter

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

Gerald Ford

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

Richard Nixon

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

John F. Kennedy

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

Dwight D. Eisenhower

Queen Elizabeth II And US Presidents (11 pics)

Harry S. Truman 

Queen Elizabeth II And
 US


 Presidents


 (11



 pics)

 

همین جور ادامه بدیم میرسه به كريستف كلمب!!!!همین جا بسه دیگه!!!!!

بدون شرح

باسپاس از: میثم رودکی عزیز

 

منار يا برج شمس تبريزي

                               با سپاس از دوست عزیز جدید: کاپیتان محمود

برجي منحصر به فرد در دنيا، تزئين شده از جمجمه و شاخ شكار در شهر خوي

برج شمس تبریزی روی مزاری منسوب به شمس تبریزی در دوره صفویان در شهر خوی ساخته شد

این بنا در محلهٔ امامزاده سید بهلول در شمال غربی شهر خوی در آذربايجان غربي واقع است.

سطح بیرونی این مناره با شاخ‌هایی از قوچ وحشی که شاه اسماعیل صفوی طی اقامت 40 روزه‌اش در کوه چله خانهٔ خوی شکار کرده بود، تزیین شده است.

(عكسي از نزديك با نمايش دقيق بدنه برج و شاخها)

طبق اسناد موجود، این بنا به دستور شاه اسماعیل صفوی ساخته شده و مناره آن به وسیله شاخ قوچ‌های وحشی تزئین شده است. از شاخ قوچ در مناره یاد شده برای نشان دادن قدرت و مهارت شاه اسماعیل در شکار قوچ در یک روز صورت گرفته است. (معلوم نيست چند تا حيوان زبان بسته اين وسط كشته شده اند تا اين برج از جمجمه و شاخ آنها ساخته شود)

مدارک و تصاویر مینیاتوری باقیمانده از مقبره شمس تبریزی در شهرستان خوی نشان می‌دهد این بنا در ابتدا از ۳ مناره دور قبر شمس تشکیل شده بود که به دلایل طبیعی اکنون تنها یکی از آنها مانده است.

براي نمونه يكي از عكسهاي زمان قاجار از اين بنا را كه توسط علي خان والي در حدود سال 1297 هجري.قمري يا سال 1258 شمسي (حدود 133 سال پيش) از اين بنا و مقبره گرفته شده است براي علاقه مندان قرار داده ام.

(متن نوشته شده در زير عكس: منار معروف بشمس [به شمس] كه تمام او [آن] را با كله [جمجمه] شكار بالا آورده اند، كه قدري از سر و تمام شاخهاي شكارها از منار بيرون آمده، دور آنرا گرفته است.)

برج شمس تبریزی 3.40 متر قطر داشته و مساحت آن نیز ۱۱ متر است.

مقبره شمس تبریزی دارای برجی به ارتفاع ۱۷ متر است و آرامگاه شمس در فاصله ۱۰ متری از مقبره ساخته شده قرار دارد.

محمدبن علی بن ملک تبریزی ملقب به شمس‌الدین، یا شمس تبریزی در سال 582 هجری قمری در خوی به دنیا آمد.

منار 17 متري شمس تبريزي از چند سال گذشته به طور محسوسی منحرف شد و بیم آن می رفت که بنای برج در آینده فرو بریزد. به همین دلیل در سال 1386 با همکاری کارشناسان ایتالیایی، مقبره و برج شمس تبریزی در شهرستان خوی مرمت شد. (عكس مرمت شده‌ي بنا)

دوره تکمیلی لاکی؛ با محوریت بوم‌سازی در آثار لاکی

 

دوره هاي آموزشي پائيز

در كتابخانه و موزه ملي ملك

 به گزارش روابط عمومي مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، اين مؤسسه در نظر دارد تا براي فصل پائيزسال 1391 خورشیدی، دوره هاي آموزشی "دوره تکمیلی لاکی؛ با محوریت بوم‌سازی در آثار لاکی "برگزار کند.

اين دوره در 10 جلسه توسط رامين مرآتي روزهاي يكشنبه از ساعت 13:30 تا 16:30 در محل مؤسسه كتابخانه و موزه ملي ملك  واقع در خيابان امام خميني (ره) برپا خواهد شد.آغاز اين كلاسها  يكشنبه مورخ 23 مهرماه 91 و با هزينه 200 هزار تومان مي باشد.

علاقمندان ميتوانند براي آگاهی از سرفصل‌های این دوره آموزشی و ثبت نام،  با شماره تلفن 66756775 تماس بگیرند و  یا به نشانی research@malekmuseum.org برای حوزه آموزش موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک ایمیل ارسال كنند.

گزارش صعود کوهنوردان خراسان رضوی به قله آزادکوه

                                         با سپاس از: میثم رودکی عزیز

آزادکوه در جنوب روستای نسن (Nesen) و جنوب غرب روستای کلاک بالا (kelak) از توابع شهرستان نور در استان مازندران است. قله مرتفع آزادکوه یا به قولی شاهزاده کج گردن قله صخره ای بزرگ و سومین قله مرتفع البرز مرکزی پس از دماوند و علم کوه در سلسله جبال البرز و البرز مرکزی ناحیه کوهستانی نورد کجور قرار دارد. آزادکوه در محدوده شهرستان نور که به وسیله گردنه چورن قله سرماهو و گردنه سرماهو به شکل خط راُس نعل واری در جهت شرق جنوب و غرب به قله یخچال و کمانکوه به خط رأس متصل است و از دیگر جهات آزاد است.


بر خلاف اکثر دیگر قله های البرز که توسط یال های مرتفع به قله های اطراف خود زنجیر می شوند آزاد کوه قله ای “آزاد” و مغرور است که بر فراز دره های عمیق اطراف قد علم می کند. اسم آزادکوه توسط محلیان ساکن اطراف برای این کوه گذاشته شده ‌است و شاید دلیل این نام‌گذاری این باشد که این کوه به صورت مخروطی بوده و با ارتفاعات اطراف ارتباطی ندارد. علت نامگذاری با نام شاهزاده کج گردن هم کج بودن این کوه به سمت شمال است.

دو مسیر برای صعود به آزاد کوه وجود دارد
1. از روستای کلاک بالا که کوتاه ترین مسیر و بیشترین شیب را دارا بوده و در یک برنامه فشرده یک روزه و یا دو روزه می توان از این مسیر به قله صعود کرد. آدرس: جاده کرج – چالوس (کیلومتر تقریبی 110)، پل زنگوله، کیلومتر 40 جاده یوش – بلده، سه راهی روستای میناک به سمت راست، روستای کلاک بالا

2. از روستای وارنگه رود که طولانی ترین مسیر بوده و نیاز به یک برنامه دو روزه برای صعود می باشد. کیلومتر 80 جاده کرج – چالوس، دو راهی دیزین، کیلومتر 3 جاده دیزین، جاده وارنگه رود در سمت چپ (بطول 3 کیلومتر)، روستای وارنگه رود.

آنچه بر ما گذشت
هیئت کوهنوردی خراسان رضوی هر سال یکی دو تا صعود سراسری در برنامه خود دارد. اگه در طی سال برنامه صعود سراسری در خراسان نباشد همه تعجب میکنند چون خراسان واقعا توی کوهنوردی کشور تاثیر گذار است و به عبارتی قطب کوهنوردی کشور است. امسال تیم کلنی وظایف بیشتری برای صعود سراسری به عهده داشت و کل مراحل ثبت نام و پذیرش هم چنین مسئولیت فنی و کمک به سرپرستان و مربیان تیم های صعود کننده بر عهده اعضای تیم کلنی بود.

من به همراه مجید زحمتکش (خلیل آباد) و عماد عباسیان (مشهد) مسئولیت تیم 3 آقایان را بر عهده داشتیم. بعد از مراسم افتتاحیه به همراه عماد وسایل لازم را تهیه کردیم و سوار اتوبوس شده و بهمراه تیم مان که اکثریت آنان را ایثارگران و جانبازان تشکیل می دادند راهی مازندران شدیم. توی مسیر خیلی خوش گذشت و کلی صحبت و تبادل نظر و اطلاعات در باره صعود و باقی مسائل روز داشتیم. برنامه 3 روزه پیش بینی شده بود در حالی که امکان داشت 4 روزه هم تمام شود. دلیل آنرا نمی دانم!

فردای دگر روز در شمال کشور بودیم. مقصد اصلی ما روستای نسن بود ولی آخرین منطقه شهری که در مسیر بود شهر بلده بود. بعلت کولی بازی راننده نیم ساعتی توی بلده منتظر ماندیم. مسافت شهر بلده تا روستای نسن 32 کیلومتر است. در طی مسیر از روستای یوش زادگاه نیما یوشیج هم باید گذشت تا به روستای نسن رسید. نسن آخرین روستایی است که باید تیم آقایان در آن مستقر شده تا برنامه طبق زمانبندی قبلی شروع شود. تیم بانوان نیز از مسیر روستای کلاک برنامه صعودشان را شروع کرده بودند. همیشه مسیر آسون تر به خانمها می رسه! ولی دمشون گرم خیلی قوی هستند.

تمامی تیم های آقایان به محض رسیدن به روستای نسن در حسینیه روستا جمع شده و صبحانه خوردند و بعد از یک ساعت آماده حرکت شدند. آقایان به 5 گروه تقسیم شده و در قالب 5 تیم جداگانه و با سرپرست و مسئول فنی مشخص راهی کمپ اصلی شدند. از دست بعضی ها من حرصم می گرفت با سوال های بچه گانه و مکرری که از هر رهگذری می پرسیدند. مسیر مد نظر با عبور از دره نسن تا دامنه کوه آزادکوه را با حدودا 6 ساعت پیاده روی در پیش داشتیم که با موفقیت و بدون مشکلات آنرا طی کردیم و به کمپ اصلی رسیدیم. من بخاطر اینکه چندین نفر عقب افتاده بودند دیرتر به کمپ رسیدم. عماد داشت چادر را بر پا می کرد که منم رسیدم. یه چایی خوردیم و به همراه ایمان لحظات خوشی را سپری کردیم.

گشتی توی کمپ زدم و با دوستانی که میدانستم توی صعود هستند دیداری کردم و از دیدن بعضی دوستان که خبر از بودنشان نداشتم خوشحال شدم. آقای علیزاده و حاجی زاده از تربت حیدریه علیرضا و خوشانی و تیموری از تیم کلنی آقایان عرفانی مبارکی ابراهیمی سلطانی خدادادی و حیرانی از همشریان درگزی ام و استاد علیان و جواد و ناصر اکبری و … را دیدم و خیلی خوش گذشت. نزدیکی های عصر با آقای علیزاده برای عکاسی رفتیم تپه روبرویی کمپ و طی این مدت کلی درباره صعود و کوهنوردی صحبت کردیم. هوا تاریک شده بود و ما از همدیگر جدا شده و به چادر برگشتیم. شب هنگام به چادر همشهریانم رفتم و حدود دو ساعتی گفتیم و خندیدیم. شبی به یاد ماندنی بود.

صبح روز بعد ساعت 4 صبح حرکت به سوی قله شروع شد. وقتی جانبازان را می دیدم که با چه جرات و جسارتی پای در راه قله گذاشته اند کلی انرژی میگرفتم و توی دلم بهشون مبگفتم دمت گرم دلاور. در ساعت 7:45 اولین نفرات به قله رسیدند. کمی صبر کردم تا استاد عزیزم آقای عرفانی برسد تا با هم قله را فتح کنیم. چند تا عکس یادگاری گرفتیم و راه بازگشت را در پیش گرفتیم. دماوند هنوز داشت خودنمایی می کرد تحت تاثیر ابهتش قرار گرفتم و از مناظر زیبای اطراف و قله دماوند عکس گرفتم.

نزدیکی های ظهر کمپ جمع شد و همگی کوهنوردان گروه گروه به سمت روستای نسن حرکت کردند. راه بازگشت انگار تمامی نداشت. قبل از رسیدن به روستا با دوستانم ناهار را زیر درختی زیبا و کنار رودخانه نسن صرف کردیم. یک ساعت بعد توی اتوبوس منتظر حرکت بودیم. خداحافظ آزادکوه خوشگل و زیبا. امیدوارم باز هم بیام پیشت و نازت کنم.

گزارش صعود کوهنوردان خراسان رضوی به قله آزادکوه

عکاسی در لحظه مناسب یا نامناسب!؟

                          با سپاس از : میثم رودکی عزیز

"بدون شرح"

http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-1.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-2.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-3.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-6.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-7.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-8.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-9.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-10.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-11.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-13.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-15.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-18.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-19.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-20.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-23.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-24.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-25.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-26.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-28.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-29.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-30.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-31.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-32.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-33.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-34.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-35.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-36.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-37.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-38.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-39.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-40.jpg
http://up03.persianfun.info/img/91/3/Perfectly-Timed-Photos/perfectly-timed-photos-41.jpg

اولین دوره آموزش" خط میخی فارسی باستان"در مرکز آموزش تخصصی ابرشهر به پایان رسید

از کتیبه داریوش شاه بزرگ:(خدای بزرگ{است}اهورا مزدا,که این بوم را داد{آفرید},که آن آسمان را داد , که شادی داد مردم را, که داریوش را شاه کرد, یک شاه از{میان} بسیاری, یک فرمانروا از بسیاری ........)

اولین دوره آموزش" خط میخی فارسی باستان" هم در مرکز آموزش تخصصی ابرشهر به پایان رسید.استاد این تخصص خانم دکتر مریم دارا معلم و مدس جوان دانشگاه و مراکز آموزش عالی تهران و دارای ...
آثار و تالیفات و پژوهش های قابل توجهی در حوزه پژوهش های ایران شناسی- اسطوره شناسی و خطوط باستانی است.هم او که «رستم در شاهنامه» يكصد و هفتمين اثر از مجموعه كتاب‌هاي «از ايران چه مي‌دانم؟» را اخیرا" آفریده است.
خوشحالم که مرکز آموزش ابرشهر مفتخر به برگزاری چنین دوره های خاص و مورد علاقه دانشجویان و جوانان ایرانزمین است.امیدواریم علاقمندان به این موضوعات(آشنائی با اسطوره شناسی ایران-خطوط باستانی ایران از قبیل: خط میخی فارسی باستان- پهلوی میانه و کتیبه خوانی دوران تاریخی و ....)در مرکز ابرشهر هم به چنین علائق و نیاز ها و خواسته های علمی خود برسند.
در این دوره من نیز و علاقمندان حاضر در کلاس به خوبی و شیرینی تمام توانستیم الفبای خط میخی فارسی باستان را بیاموزیم بامتن کتیبه های باستانی آشناشویم و در پایان توانستیم نام خود را با این خط 2500ساله بنویسیم!آیا شما هم دوست دارید؟!

"منزلت و نقش زن در فرهنگ ماری سوریه"

    باسپاس از: نرسی عزیز

           پروفسور(دیوید)ستروناخ (سمت چپ) همراه با جاک ساسون در "موزه ی تمدن های آسیائی سان فرانسیسکو". پروفسور ساسون استاد زبانهای سوری و عبری باستان دانشگاه وندربیلت(واقع در ایالت تنسی) در سخنرانی روز شنبه ۸ مهر در ارتباط با "منزلت و نقش زن در تمدن ماری" در سان فرانسیسکو (حکایاتی برگزیده از ۱۵۰۰۰ کتیبه ئی که از تل ماری واقع در سوریه بدست آمده). پروفسور ساسون نسخه ای از کتاب «ایران باستان: از آسمان» (الهام گرفته از کار مشابه اریک شمیت در هفتاد سال قبل)  که با همکاری
 پروفسور ستروناخ و علی موسوی تهیه و تدوین شده بعنوان یادبود بهمراه دارد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

کاخ ساسانی سروستان فارس


               با سپاس از: سایت ایران توریسم

فارس، سروستان، نظرآباد... این مستقیم ترین مسیری است که شما را به یک بنای شگفت انگیز و دیدنی در جنوب سروستان می رساند...

کاخ سروستان فارس قدیمی ترین بنای آجری ایران

بنایی به جا مانده از دوران ساسانی که قدیمی ترین گنبد آجری ایران را برخود دارد و روزگاری اقامتگاه شکاری بهرام گور به شمار می رفت.
کاخ سروستان را باید در 9 کیلومتری جنوب شهر سروستان و نزدیکی روستای نظرآباد ببینید. مجموعه ای 25 هکتاری که از سنگ و گچ ساخته شده و نسبت به تمام معماری های ساسانی، شیوه ساخت پیچیده تر و متفاوت تری دارد.

كاخ سروستان در گذشته یك چهار باغ ساسانی بوده كه كوشك شكارگاهی آن در مركز باغ‌ها و معبد آناهیتا در گوشه‌ای از پردیس قرار داشته است.

کاخ سروستان فارس قدیمی ترین بنای آجری ایران

اگر گذارتان به این کاخ بیفتد، یک ایوان ورودی و یک گنبد در مرکز و حیاطی را خواهید دید که ظاهرا در گذشته وسیع تر بوده اند. كارشناسان و باستان‌شناسان در آخرین بررسی‌ها و كاوش‌هایی كه در مجموعه كاخ سروستان انجام داده‌اند بخش‌هایی از حصار و دیوارهای این مجموعه باستانی را كشف کردند که نشان می داد وسعت این مجموعه در گذشته 30 هکتار بوده است و در گذر زمان با تخریب بخش هایی از کاخ، از محدوده آن کاسته شده است.

کاخ سروستان فارس قدیمی ترین بنای آجری ایران

ابعاد تقریبی کاخ 43 در 37 متر است و نمای اصلی آن رو به جنوب غربی ساخته شده است. با 3 ایوان که در پشت ایوان مرکزی شان یک تالار مربع شکل با سقف گنبدی آجری قرار دارد و از چهار جهت به مسیرهای جدیدی دسترسی پیدا می کند.

کاخ سروستان فارس قدیمی ترین بنای آجری ایران

باستان شناسان عمر این بنا را به قرن پنجم نسبت می دهند. این كاخ یك میان سرا دارد که در اطراف آن فضاهای مختلفی تعبیه شده است. نشیمن این میانسرا اتاق چهارگوشی با پوشش گنبدی است كه از سویی به میانسرا و از سوی دیگر به باغ ساختمان راه دارد. این گنبدخانه به تالاری طولانی در سمت راست خود می رسد که به نام «سفره خانه» معروف است و در كنار دیوارهای طولی آن ستون هایی جفتی كار شده است.

کاخ سروستان فارس قدیمی ترین بنای آجری ایران

در انتهای این راهرو، اتاق «بزم‌گاه» قرار دارد كه در نیم طبقه بالای آن نوازندگان برای شاه مجلس بزم برپا می کرده اند. طبقه زیرین بزم گاه هم به آبدارخانه راه دارد.

اولین موتور سیکلت جهان

                  باسپاس از : تابناک

کد خبر: ۲۷۵۵۹۸
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۹
موتور سیکلت شاید بهترین راه برای فرار از ترافیک روزانه شهری باشد، اما اولین موتور سیکلت دنیا چگونه و کی اختراع شد.

به گزارش فارس، تصویر زیر مربوط به اولین موتور سیکلت تاریخ است، این موتور سیکلت توسط «گوتلیب دایملر» ساخته شد و در واقع یک دو چرخه چوبی بود که نیروی حرکت خود را از یک موتور کوچک می‌گرفت.

این وسیله جالب که «رایتواگن» نام گرفت می‌توانست تا 12 کیلومتر در ساعت سرعت بگیرد و اولین نمونه آن درسال 1885 ساخته شد.

چرا بافت تاریخی تهران  بی‌اهمیت شده؟!

                 با سپاس از: روزنامه آرمان(پنج شنبه ۶/ ۷)


 
 
حکایت بن بریدن شاخه نشین!
 
کاظم برآبادی: در سرگردانی روزهای تنگنا، دیدار چیزهایی که ما را به گذشته پیوند می‌زند، محلی برای آرامش است. عتیقه آن زمان که پای قیمت در میان نباشد، بی‌قیمت‌ترین گنجینه جهان است چرا که ما را به چیزی مرتبط می‌کند که آرامشش تا ابد با ما خواهد بود؛ گذشته! و زمانی که این گذشته دستخوش آسیب باشد، به قول احمدرضا احمدی شاعر «چه فرقی می‌کند که دست من ویران شود یا قلب تو.» حالا اما میراثی که از دل سال‌های به قطار شده تاریخی باقی مانده، یکی پس از دیگری با تهران خداحافظی می‌کنند و چمدان خاکی به دست به سوی مرگ و فراموشی می‌روند. خانه‌های تاریخی تهران قربانی تصمیمات زنجیره‌ای شده‌اند که مرگ آنها را بیش از پیش در بوق و کرنا کرده و حالا فقط مانده است صدای فروافتادنشان، تا مرگ به باور بدل شود. خانه‌های تاریخی تهران؛ همان میراثی است که سرگردانی را تسلی می‌دهد، میراثی که چون نگینی در قلب پایتخت چند ده میلیونی ایران باقی‌مانده تا رواق‌هایش، ایوان‌ها و پنجره‌هایش، سقف‌ها و اشکوب‌هایش؛ هره‌ها و هشتی‌هایش آرام بخش روح ترافیک زده و منزجر از مدرنیسم پایتخت باشد اما خود به تراژدی تهران بدل شده اند. مالکان اصلی این خانه ها، عموما عمارت هایشان را تنها گذاشته‌اند و اعطای داشتن چنین بناهایی را به لقایش بخشیده‌اند. مالکان جدید، خاطره مشترکی به این خانه‌ها ندارند، هشتی‌ها و حوض‌هایش آنها را به یاد گذشته، به یاد اجداد و زندگی آن روزگار نمی‌اندازد. آن همه شوکت و عزت خانه در چشم صاحب جدید آن بدل شده است به مشتی خشت و آجر و زحمت؛ درست مثل زحمت نگهداری کهنسالی اشرافی در مهدکودکی پر از بچه. چه دلیلی بهتر از پول برای گذشتن از خیر این همه مشکل و این گونه است که گذشته تاریخی تهران به فروش می‌رسد و جای آن را یا ساختمان‌های چند طبقه بی‌خاطره می‌گیرد یا بدل می‌شود به انبار و کارگاهی در دل بازارهای پیچ در پیچ و برای همیشه به فراموشی سپرده می‌شود.

شروع تازه‌ای بر یک ماجرای تکراری

حکایت خانه‌های تاریخی تهران برای آنها که اهلش باشند پر است از درد؛ دردی که زنجیره‌ای از حوادث و اتفاق‌ها و خبرها حدودا دو دهه است که آن را متساعد می‌کنند. ارگان‌های مسئول در این میان اگر کاری کرده‌اند عموما با در نظر گرفتن هزاران مورد تسامحی بوده. قوانین در این حوزه آن قدر کمرنگ است که در نهایت مالک می‌تواند با پا فشاری بر حق «مالکیت» خود رای هر دادگاهی را به کلنگی برای تخریب بنا بدل کند و حرفش را به کرسی بنشاند و خلاص! آخرین جلسه شورای شهر تهران قرار بود به محلی برای سختگیری بیشتر درباره معماری ساختمان‌های پایتخت بدل شود تا این فراموشی ساخت و سازی روزی پایان بیابد و این نت خارج از سمفونی آرام بگیرد اما به جای تصویب این طرح، درددل‌های اهالی شورا از تخریب خانه‌های تاریخی شروع شد. این که به‌جای سختگیری در ساخت ساختمان‌های جدید با معیارهای ایرانی و اسلامی، چرا دردانه‌های تاریخی تهران حفاظت نمی‌شوند تا بلکه الگویی باشند برای آنها که هنوز خانه را یک مفهوم می‌دانند نه چهار دیواری به نام ساختمان! شروع کننده این بحث احمد مسجد جامعی بود که نشان داده در چند سال حضورش در شورا، موضوع حفظ هویت پایتخت برایش از هر اولویت عمرانی مهمتر است. او به تخریب خانه‌هایی اشاره کرد و گفت: «تقریبا یک سوم بناهای با سبک معماری اسلامی ایرانی در شهر تهران آسیب جدی دیده‌اند که نمونه آن ساختمان پرچم، مسجد فخر الدوله، بناهای میدان منیریه و ... هستند.»و بعد انگشت اتهام را به سمت مسئولانی دراز کرد که در امر محافظت از حریم این بناها تعلل کرده‌اند: « حریم فضای معماری ایرانی و اسلامی الگوهایی هستند که باید در حفظ آنها تلاش کرد.»

چرا بافت تاریخی بی‌اهمیت شده؟

نگرانی مسجد جامعی و بسیاری از فعالان میراث فرهنگی از خالی شدن تهران است! آنها می‌ترسند که تهران برای همیشه با تاریخش خداحافظی کند و چیزی جز قوطی‌های سیمانی و اجاق خاموش شادی در شهر باقی نماند. اما چرا این دردانه‌ها تا این اندازه برای تهران مهم هستند اما هیچ گاه آن‌قدر که باید قدر ندیده‌اند و در صدر ننشته‌اند؟ آن طور که سازمان میراث فرهنگی در آمارهایش آورده؛ از مساحت 13690 کیلومتر مربعی تهران، تنها 2250 هکتار از آن جز محدوده تاریخی پایتخت به حساب می‌آید که بیشتر در بخش جنوبی پایتخت که زمانی به قلمرو حصار ناصری معروف بوده قرار دارد. در این بخش از تهران نزدیک به 2400 خانه و عمارت آنقدر تاریخی و مغتنم هستند که ارزش ثبت و حفاظت داشته باشند اما تنها یک هشتم این میزان یعنی نزدیک به 300 اثر به ثبت ملی رسیده، دریغ که حتی همین ثبت هم نتوانسته چون زرهی، این ساختمان‌ها را از هر گونه دست اندازی مصون بدارد و در نهایت بسیاری از همین خانه‌های ثبتی نیز با مشکل مواجه شده اند. اما در یک دهه اخیر در کنار روند تخریب خود به خودی و آرام این بناها، موج تازه‌ای از تخریب‌های سلسله وار به راه افتاده است. از یک سو خبر می‌رسد که سرای دلگشا و ساختمان صداقت در معرض تخریبند، از سوی دیگر مالک خانه پروین دست به دامن دادگاه شده تا کلنگ آخر را به این بنا بزند، وراثان صادق خان هدایت از وضعیت خانه این داستان نویس در هراسند.

حال خانه‌های تاریخی چگونه است؟

چرا؟ پاسخ به این سوال همانقدر سخت است که بخواهید موقعیت حساس سالمندی را در خانه‌ای اجاره‌ای و کوچک به بچه‌ها حالی کنید. قدير افروند؛ كارشناس اداره كل ميراث فرهنگي استان تهران در گفت‌وگو با روزنامه آرمان شرایط بافت تاریخی را در همه جنبه هایش مورد ارزیابی قرار می‌دهد و در نهایت به این جمله می‌رسد که حتی در بحث‌های جدی با مقامات و مسئولان هنوز به این بخش از شهر «بافت فرسوده» می‌گویند و از حرف هایش این طور به نظر می‌رسد که وضعیت خانه‌های تاریخی در تهران اصلا مناسب نیست: «اوضاع و احوال خانه‌های تاریخی تهران، جدا از بافت تاریخی شهر نیست و همه می‌توانند خودشان به راحتی در این باره قضاوت کنند. اگر اوضاع و احوال خوب بود که باید شاهد رونق و آبادانی و زیبایی بافت تاریخی تهران در دل این شهر مدرن می‌بودیم!» او به چند عرصه مختلف این بافت اشاره می‌کند، چه در بخش عودلاجان که با تملک چند سال پیش بنیاد تعاون ناجا دچار یک بی‌وضعیتی و نامشخصی مزمن شده و چه در بخش بازار که در هر دو محورش، بناها و بافت تاریخی در حال اضمحلال هستند و محتضر: «با چنین وضعی باید سوال کرد که سازمان میراث و شهرداری تهران چه می‌کنند؟ باید بپذیریم که بافت تاریخی تهران مثل مریضی است که دیگر توان رفتن به دکتر را ندارد و اگر طبیبی بالای سرش نیاورید خیلی زود برای همیشه می‌میرد و ارزشش را از دست خواهد داد.» او که معتقد است در این دو دهه کمترین توجه به این بخش از شهر و خانه هایش شده می‌گوید که وقتی خبری از حمایت و حفاظت نباشد، بافت جمعیتش را از دست می‌دهد و به مرور به مخروبه‌هایی بدل می‌شود که در فقدان زندگی روزانه، ناامن هستند و به دور از شان پایتخت یک کشور: « آیا ما قبول داریم که اینها سرمایه ملی کشور ما محسوب می‌شوند؟ و بی‌توجهی سازمان‌های متولی نتیجه عکس داشته و ده سال است که این بافت‌ها به جای رفتن به سمت رونق و شکوفایی در حال نابودی و ویرانی هستند.» در این میان اما اگر دست همتی از آستین کسی بیرون آمده نتیجه‌اش را خیلی زودتر از موعد گرفته. احیای راسته 15‌خرداد و کوچه مروی با وجود همه اشکالات آن، حالا رونق سودآوری را نصیب همان بازاریانی کرده که در طول انجام فعالیت‌های عمرانی با خاک و خل ساختند و حالا مشتری از مشتری شان کنده نمی‌شود.

قانون برای حمایت از خانه‌های تاریخی چه می‌کند؟

آیا ثبت خانه‌های تاریخی می‌تواند دوای درد آنها باشد؟ واقعیت این است که نمی‌شود به این سوال به روشنی پاسخ داد. خانه‌های بسیاری پلاک ثبت بر پیشانی داشتند. ساختمان‌هایی هم بوده‌اند به هزار و یک دلیل، چتری برایشان باز شده و نجات یافته اند. انگار که خانه‌ها در سقوطی دست جمعی هستند و تنها چتر تعداد انگشت شماری از آنها به موقع باز می‌شود و به سلامت فرود می‌آیند. این کارشناس میراث فرهنگی هم با این ادعا هم نظر است: «اوضاع خانه‌های تاریخی ثبت شده نیز چندان مناسب نیست و عمدا درگیر موضوع تخریب هستند، تخریب‌هایی که یا غافلانه اتفاق افتاده و یا از سر عمد تا روزی که به فروش برسند. در بازدیدهایی که از این بناها داشته ایم نه کیفیت قابل ملاحظه‌ای دارند و نه آینده ای. انگار که قرار است به هر دلیلی تخریب شوند. حتی بعضی از صاحبان این بناها به جای مشورت گرفتن از سازمان‌های مسئول دنبال کسی می‌گردند که به آن‌ها راه و چاه کوبیدن ساختمانشان را بیاموزد و خلاص شوند.» افروند در پاسخ به این سوال که قانون تا چه حد می‌تواند نجات دهنده این بناهای تاریخی باشد به دردی اشاره می‌کند که سال هاست میراث تهران را در مشت خود فشار می‌دهد: «الان نه قانون مدونی برای حمایت از این بناهای تاریخی هست نه شهرداری و میراث خود را مکلف به حمایت از این بناها می‌دانند و نه حتی قدرت این کار را دارند. در چنین شرایطی هیچ انگیزه‌ای برای حفاظت از این بناها وجود ندارد و تنها انگیزه باقی مانده؛ تخریب است.»

نهادهای مسئول چرا کاری نمی‌کنند؟

اما آیا واقعا حمایت از یک بافت چند هکتاری تا این قدر سخت است که حتی سازمان‌های مسئول هم از زیر بار آن شانه خالی می‌کنند؟ یا ناتوانی در خود این سازمان‌هاست؟ شاید هیچ کدام! نه نگهداری از این ساختمان‌ها کار سختی است و نه سازمان میراث که در این مدت فعالیت‌های خوبی در حوزه معرفی میراث ایرانیان به جهان انجام داده و شهرداری که به عمران پایتخت نگاهی بسیج‌گونه داشته در حفاظت از کمتر از 2500 بنا ناتوان هستند. پس مشکل کجاست؟ افروند اولین مشکل را در تغییر مستمر مدیرانی می‌داند که به طور مستقیم و غیر مستقیم درگیر این بخش از تهران هستند:«شهردار منطقه 12 و مدیرکل میراث استان تهران و معاونت تخصصی استان تهران مدام در حال تغییر هستند و معمولا مدیرانی بر این صندلی‌ها می‌نشینند که علاقه و تخصص لازم را ندارند و در چنین شرایطی روند به ثمر نشستن قانون‌های موجود برای حفاظت از این عمارت‌ها دچار مشکل می‌شود.» و بعد این طور ادامه می‌دهد: «تنها حمایت مستمر از این بناها از سوی شورای شهر و شخص مسجد جامعی در طول این چند سال اتفاق افتاده اما این تلاش‌ها به صورت یک کانون مستمر در نیامده و اگر کارگروه‌هایی هم از سوی مسئولان سازمان‌های مختلف برای حمایت از بافت‌های تاریخی تشکیل شده خیلی زود بی‌نتیجه رها شده است.»

ثبت و تخریب؟

اما آیا می‌شود بنایی به ثبت سازمان میراث فرهنگی برسد و بعد دستور تخریب آن صادر شود؟ بله! چرا که به گفته این کارشناس، فرآیندهای ثبت، حفاظت از حریم و... با هم پیش نمی‌روند و گاها یکی در میان باز می‌ماند:«می آییم و خانه‌ای را ثبت می‌کنیم اما حفاظتش نمی‌کنیم. قوانین حفاظتی و قابلیت‌های حفاظتی در این بافت نامناسب است. در دهه هشتاد کلی عمارت و بنا را در این بافت به ثبت رساندیم، حتی آنقدر ذوق‌زدگی و عجله وجود داشت که بعضی از این بناها با اسناد ناقص به ثبت رسیدند اما فعالیت‌های حفاظتی در موردشان انجام نشد. ثبت کردیم و بعد رها شدند.» حالا هر لحظه خبر یکی از این بناهای تاریخی می‌رسد و موج نگرانی‌ها را در پی دارد:« اگر بنایی ثبت می‌شود یعنی پای آبروی هفتاد میلیون نفر در میان است اما وقتی که پای حفاظت از بنا می‌شود، عمارت تنهای تنها می‌ماند. ارزش این املاک به حدی است که باید همه مردم اعم از مدیران و هنرمندان و معماران و حتی مسئولان با آن درگیر شوند، بروند؛ بیایند و با بنا ارتباط مستمر داشته باشند ولی کجاست این وظیفه فرهنگی؟ چه کسی باید این ارتباط را ایجاد کند تا بنا پس از ثبت در مرحله حفاظت تنها نماند و آینده‌ای پررونق داشته باشد؟»

پایان کار کجا خواهد بود؟

محیط طباطبایی، کارشناس میراث فرهنگی که او را به‌عنوان دایره المعارف شفاهی تاریخ و فرهنگ ایران می‌دانند جایی گفته که « بخش مادی میراث فرهنگی تظاهر‌‌ همان تفکرات ذهنی است که به رفتار انسانی نیز منتج شده است». اگر امروز خانه‌های تاریخی پیش مرگ برج‌ها و آپارتمان‌ها و انباری‌ها و کارگاه‌ها می‌شوند، تفکری پشت این اتفاق قرار دارد که از بی‌حافظگی عده‌ای می‌گوید که برای خرید فردایی نامعلوم، تیشه به ریشه گذشته خود می‌زنند، حالا فرقی ندارد که این گذشته معبدی زرتشتی در جنوب خوزستان باشد یا عمارتی از دوره قاجار و پهلوی در قلب تهران تاریخی. مهم این است که هر چشم مخربی که به گذشته با تیشه و کلنگ بیندیشد روی شاخه‌ای نشسته و بن می‌برد.


دوره های آموزش تخصصی باستان شناسی در مرکز ابرشهر(ترم پائیزه)

 

دوره های جدید در مرکز آموزش ابرشهر بزودی آغاز می شوند:

۱) مبانی نظری باستان شناسی (دوره دوم )

استاد: دکتر  کامیار عبدی

۱۶ جلسه - ۲ جلسه در هفته

زمان :  شنبه هر هفته/ ساعت ۴تا ۶ و ۶ تا ۸(دو جلسه پشت سرهم)

شروع دوره: ۱۲ مهرماه

شهریه: ۱۰۰ هزار تومان

 

۲) زبان تخصصی انگلیسی در باستان شناسی (سطح ۱ )

استاد: دکتر  کامیار عبدی

۱۶ جلسه - ۲ جلسه در هفته

زمان : پنجشنبه هر هفته/ ساعت ۴تا ۶ و ۶ تا ۸(دو جلسه پشت سرهم)

شروع دوره: ۱۲مهرماه

شهریه: ۱۰۰ هزار تومان

 

۳) باستان شناسی دوران ماد

استاد: دکتر مهرداد ملکزاده (مادشناس)

۱۶ جلسه - ۲ جلسه در هفته

زمان : چهار شنبه هر هفته/ ساعت ۴تا ۶ و ۶ تا ۸(دو جلسه پشت سرهم)

شروع دوره: ۱۲ مهرماه

شهریه: ۱۰۰ هزار تومان

 

۴) مبانی نظری تطور انسان - ثبت نام تکمیل 

استاد: دکتر  حامد وحدتی نسب

۱۶ جلسه - ۲ جلسه در هفته

زمان :  شنبه هر هفته/ ساعت ۴تا ۶ و ۶ تا ۸(دو جلسه پشت سرهم)

شروع دوره: بعدا"اطلاع رسانی خواهد شد

شهریه: ۱۰۰ هزار تومان

 

۵)  باستان شناسی مصر (۲ ) - ثبت نام تکمیل

استاد: دکتر  کامیار عبدی

۱۶ جلسه - ۲ جلسه در هفته

زمان : ۴ شنبه هر هفته/ ساعت ۴تا ۶ و ۶ تا ۸(دو جلسه پشت سرهم)

شروع دوره: ۱۲ مهرماه

شهریه: ۵۰ هزار 

۵)  خطوط باستانی ایران

(خط میخی فارسی باستان پهلوی میانه اشکانی و ساسانی)

استاد: دکتر  مریم دارا

 ۶ جلسه -۱ جلسه در هفته

زمان : ۵  شنبه هر هفته/ ساعت ۲ تا ۴ 

۶)  و ...............................

تخفیف ویژه:۱-باستان شناسان و  دانشجویان باستان شناسی و گروه های مرتبط(تاریخ-مدیریت جهانگردی) ۳۰ درصد   ۲-دانشجویان سایر رشته ها   ۲۰ درصد   ۳- دانشجویان ترم های قبل مرکز  ۲۰ درصد

لطفا"برای ثبت نام در ساعات اداری با خانم جلالی(تلفن: 33984386 ) تماس حاصل فرمائید یا پیامک  درخواست ثبت نام بشماره همراه:09399679810و09۱۲۵۲۵۲۷۶۹وپست الکترونیک ابرشهر: 

abarshahr.edcht@yahoo.com این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید   ،ارسال نمائید.)

نشانی پایگاه اینترنتی ابرشهر و وبلاگ مدیریت:

www.abarshahr.co

http://tourist.blogfa.com/ 

 

اولین تلفن همراه  ایران متعلق به ناصرالدین شاه!

با سپاس از : ایران گراند

اولین تلفن همراه موجود در ایران متعلق به ناصرالدین شاه بوده است.

شکل و شمایل این تلفن همراه که در سال 1230 تولید شده است، به تلفن های همراه امروزی شباهتی ندارد.

این تلفن همراه در سفرها همراه ناصرالدین شاه بوده و در زمان نیاز به کابل های کشیده شده بین راه وصل و با مخاطب مورد نظر تماس تلفنی برقرار می شده است.

این تلفن دارای راهنمای فارسی بوده و ساخت کارخانه البیس شهر زوریخ می باشد.

تصویری از تلفن همراه ناصرالدین شاه

پاکسازی غار «رودافشان» در روز غار پاک

                       با سپاس از : میراث خبر

جمعه هفتم مهر ماه انجام می‌شود

روز جمعه هفتم مهرماه با حمایت سازمان حفاظت از محیط زیست برنامه‌ روز غار پاک در غار رودافشان انجام می‌شود تا بر لزوم توجه به این بخش از گردشگری تاکید شود.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گردشگری ـ چند سالی است که غارنوردان و علاقه مندان به کوهستان و غارها در اولین جمعه مهر ماه گرد هم می آیند و با پاکسازی محیط غارها و کوهستان حرکتی نمادین به منظور توجه بیشتر به این بخش از گردشگری انجام می‌دهند.
 
روز غار پاک و فعالیتی که به منظور پاکسازی غارها انجام می‌شود از سال 89 با استقبال خوبی از سوی غارنوردان و غارشناسان در شهرها و استان‌های مختلف روبه‌رو شد. سال گذشته نیز طبق دستور سازمان حفاظت از محیط ‌زیست ، 20 استان به همراه انجمن غارنوردان و غارشناسان به پاکسازی غارها پرداختند که در این راستا بیش از یک تن زباله از 30 غار ایران خارج شد.
 
امسال نیز، روز جمعه هفتم مهرماه با حمایت سازمان حفاظت از محیط زیست برنامه‌ روز غار پاک در غار رودافشان انجام می‌شود. همچنین غار بورنیک در جاده فیروز کوه میزبان مراسم ازدواج نمادین دو غارنورد خواهد بود تا با این کار لزوم توجه به غارها را به همگان گوشزد کنند.
 
به گزارش CHN، تجزیه‌ زباله در درون غار بسیار دیر انجام می‌شود، این درحالی است که زباله‌هایی از سال 1352 مثل قوطی کنسروهای لهستانی یا طناب‌های پوسیده و... در غارهای ایران وجود دارد و این نیاز احساس می‌شود که مسئولان باید توجه بیشتری به این بخش داشته باشند.

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان

با سپاس از : ایران گراند

برترین ها: اکثر صومعه ها و معابد بودایی در نقاط دور دست واقع شده اند. در بعضی موارد این صومعه ها را عمدا در نقاط دور و صعب العبور ساخته اند تا تنها افراد خالص و معتقد را به سمت آها جذب کنند. ضمن اینکه از نظر آنها راهبان در این صومعه های دور و خلوت به خدا نزدیک تر خواهند بود. در اینجا به بعضی از این صومعه ها اشاره می کنیم:

1. صومعه های متروا، یونان

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

"متروا" در زبان یونانی به معنی "معلق در هوا" یا "در بهشت بالای سر" می باشد. متروا مجموعه ای از 6 صومعه و مهم ترین مجموعه صومعه ارتودوکس شرقی است. این صومعه که بر فراز سنگ ماسه های طبیعی ستون مانند واقع شده اند مکانی برای تفکر و عبادت بوده اند.

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

در گذشته دسترسی به متروا بسیار دشوار بود و افراد ناچار بودند با قرار دادن چندین نردبان بر روی هم یا استفاده ار تورهای بزرگ به آنجا بروند. ولی در دهه 1920 ساختارهایی پله مانند روی سنگ ها ایجاد و دسترسی به صومعه ها راحت تر شد.

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

2. صومعه تانگ کالات، برمه

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

این صومعه بر فراز یک کوه آتشفشان در ارتفاع 737 متری قرار دارد. برای رسیدن به آن باید 777 پله را طی کرد وکسانی که خود را بالای کوه می رسانند با منظره ای زیبا و چشم نواز روبرو می شوند.

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

در نزدیکی صومعه تانگ کالات میمون های زیادی زندگی می کنند که منطقه را به یک جاذبه جهانگردی تبدیل کرده اند.

3. صومعه تاکتسانگ، بوتان

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

صومعه تاکتسانگ که آن را به عنوان " آشیانه ببر" هم می شناسند 900 متر از دره پارو بالاتر است. دامنه های اطراف آن بسیار پر شیب و تقریبا عمودی هستند. تاکتسانگ علیرغم ظاهر ترسناکی که دارد از چند مسیر قابل دسترسی است. مثلا از سمت شمال غرب و از طریق یک جنگل، از سمت جنوب از طریق یک جاده، و از سمت شمال. جنگل های اطراف این صومعه زیبا و رنگارنگ هستند.

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

4. صومعه سوملا، ترکیه

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

این صومعه در دل کوهی در ترکیه ساخته شده و ارتفاع آن از سطح دریا چیزی حدود 1200 متر است. ساخت سوملا به سال 368 بعد از میلاد برمی گردد. افسانه ها می گویند دو راهب پس از مشاهده تصویری شبیه به چهره حضرت مریم در یک غار، شروع به ساختن این صومعه کردند.

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

پس از جنگ جهانی دوم این صومعه تبدیل به مکانی دورافتاده و خالی شد، اما بعدها آن را تعمیر و به موزه تبدیل کردند.

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

5. صومعه معلق، چین

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

این صومعه در یک دره در پایین کوه هنگ قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح زمین حدود 75 متر است. راهروهای سنگی و تیرهای چوبی صومعه معلق را نگاه داشته اند. در داخل صومعه 80 مجسمه برنز، آهنی و سفالی وجود دارد. همچنین سنگ هایی قدیمی که نوشته هایی روی آنها به چشم می خورد.

صعب العبور ترین عبادتگاه های جهان +عکس

سازندگان صومعه معلق به منظور مصون نگه داشتن آن از باران و برف و آفتاب آن را در کوهستان ساخته اند. امروزه این صومعه یکی از مهم ترین جاذبه های تاریخی و ترویستی منطقه محسوب می شود.

 

حریم مسجد نظام الدوله شکست

 

 با سپاس از: میراث خبر

باز هم لکه دار شدن تاریخ در محله عودلاجان

حریم مسجد نظام الدوله با احداث ساختمان سه طبقه‌ای در مجاورت این بنای مقدس تاریخی در خیابان ناصرخسرو شکست. با این ساخت و ساز نه تنها حریم این بنای تاریخی بلکه بار دیگر قوانین میراث فرهنگی در محله عودلاجان زیر سوال رفت.

 
خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- در عرصه مسجد نظام الدوله و حریم بنای تاریخی دارالفنون، بنایی سه طبقه در حال احداث است که تمام قوانین و ضوابط میراث فرهنگی را زیر سوال می‌برد.
 
این ساخت و ساز نه تنها حریم این دو بنای تاریخی و ثبت در فهرست میراث فرهنگی را می‌شکند بلکه قوانین میراث فرهنگی در محله عودلاجان را هم از بین می‌برد.
 
با آغاز ساخت و ساز بنایی سه طبقه حریم مسجد تاریخی نظام الدوله و محله عودلاجان در هم شکست
 
بر اساس قوانین و ضوابط میراث فرهنگی، ارتفاع بناهای در حال ساخت در محله عودلاجان  7 متر است، این در حالی است که این بنای جدید نزدیک به سه طبقه بوده و ارتفاع آن بسیار بیشتر از 7 متر است.
 
این بنا در حال مرمت و بازسازی است اما همه سرمایه گذاری ها با در هم شکستن حریم این بنا از بین می رود
از سوی دیگر این بنای جدید، چسبیده به بدنه، مسجدنظام الدوله مربوط به دوره قاجار  بوده و در خیابان ناصرخسرو، کوچه ناظم الاطباء واقع شده‌است. این اثر در تاریخ 25 مهر 1383 با شماره ثبت 11210 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
 
بلندمرتبه سازی‌ها امان از محله تاریخی عودلاجان گرفته است
 مشاهدات نشان می دهد که در حال حاضر این مسجد در حال مرمت و بازسازی است. هزینه هایی برای ساماندهی آن اختصاص پیدا کرده اما سوال اینجاست که این همه هزینه در آنجا سرمایه گذاری شده است در حالی که ساخت و سازها ادامه داشته و نمی گذارد که قوانین تاریخی در این محله حفظ شود.
 
با همه مرمت ها باز هم اغتشاش بصری در این مسجد دیده می شود
 
نبش دیگر  خیابان ناظم الطباء  همچنین مدرسه دارالفنون واقع شده که این مدرسه نیز تحت الشعاع این ساخت و ساز قرار می گیرد. گفته می شود که این مدرسه به ابتکار امیرکبیر در زمان ناصرالدین‌شاه برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس شد. دارالفنون را می‌توان نخستین دانشگاه در تاریخ مدرن ایران دانست.
 
سال‌هاست که یکی از گرفتاری‌های مهم بناهای تاریخی در محله عودلاجان ساخت و سازهای جدید است. هرچند که سازمان میراث فرهنگی و شهرداری همواره از تفاهم نامه های متعدد میان خودشان خبر می‌دهند. اما به نظر می‌رسد که تفاهم نامه ها نه تنها دردی از آثار تاریخی دوا نکرده، بلکه مانع شفاف سازی در اطلاع رسانی این ارگان ها شده است.
       
 

حافظ بی‌خانه شد!

 

نکته ای که در خصوص این بنای تاریخی بذهنم میرسد این است که این ملک متعلق به بنیاد الغدیر است و بدرخواست شهرداری(که بنا را مخروبه و تهدید برای عبور و مرور عابرین عنوان کرده بودند) بحکم دادگاه تخریب شده است.!

 با سپاس از : میراث خبر

تخریب‌ها خانه‌های تاریخی در تهران تمامی ندارد!

خانه تقاطع خیابان حافظ و جمهوری که تنها بازمانده از سبک معماری اروپایی- ایرانی بود، چندی پیش با خاک یکسان شد و حالا گودبرداری برای بلندمرتبه سازی، به جای آن همه هویت و خاطره آغاز شده‌است.

 
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ سریال تخریب خانه‌های تاریخی تهران تمامی ندارد. این بار نوبت خیابان تقاطع حافظ و جمهوری بود که برای همیشه با خاک یکسان شد.
 
این بنای ارزشمند، به نام خانه تقاطع حافظ و جمهوری به شماره 25374 در فهرست آثار ملی در سال 87 ثبت شد. شنیده‌ها حاکی از این است که خانه به یک سرهنگ تعلق داشته اما اطلاعات بیشتری در مورد نام و سمت این فرد به دست نیامده‌است.
 
این تنها تصاویر برجای مانده از خانه تاریخی تقاطع حافظ و جمهوری است. خانه‌ای بزرگ و ارزشمند که در فهرست میراث ملی جای گرفته بود
 تماس با اداره میراث فرهنگی تهران برای کسب اطلاعات بیشتر از این خانه و چگونگی گرفتن مجوز برای تخریب آن به نتیجه نرسید. هنوز معلوم نیست که چرا شهرداری مجوز ساخت و ساز روی این خانه تاریخی را صادر کرده‌است.
 
نمای بیرون این خانه تاریخی که شاید افراد بسیاری که از این تقاطع عبور کرده‌اند با آن خاطره دارند
 مدت‌ها به دلیل بی‌توجهی اداره سازمان میراث فرهنگی، این‌ خانه به صورت متروکه در آمد تا اینکه چندی پیش کاملا تخریب شد. در حال حاضر گودبرداری برای ساخت و ساز جدید روی آن آغاز شده است.
خانه حافظ تخریب شد
 
به نظر می‌رسد که طی چند سال اخیر، خانه‌های تاریخی شرایط بسیار نامناسبی را پشت سر می‌گذارند و اگر این روند ادامه پیدا کند، دیگر تهران برای همیشه از خانه‌های تاریخی و نشانه‌های معماری‌اش خالی می‌شود.
 به گفته کارشناسان میراث فرهنگی، تخریب خانه‌های تاریخی نه تنها می‌تواند تهران را از داشتن نشانه‌های معماری دوره‌های مختلف تاریخی تهی کند، هویت و یادمان‌ها و خاطره‌های مردم را از آن بخش شهر برای همیشه از بین می‌برد.

دوره ی تخصصی باستان شناسی ماد در مرکز ابرشهر

باستان شناسی دوران ماد

استاد: دکتر مهرداد ملکزاده (مادشناس)

۱۶ جلسه - ۲ جلسه در هفته

زمان : چهار شنبه هر هفته/ ساعت ۴تا ۶ و ۶ تا ۸(دو جلسه پشت سرهم)

شروع دوره: ۱۲ مهرماه

شهریه: ۱۰۰ هزار تومان

تخفیف ویژه:۱-باستان شناسان و  دانشجویان باستان شناسی و گروه های مرتبط(تاریخ-مدیریت جهانگردی) ۳۰ درصد   ۲-دانشجویان سایر رشته ها   ۲۰ درصد   ۳- دانشجویان ترم های قبل مرکز  ۲۰ درصد

لطفا"برای ثبت نام در ساعات اداری با خانم جلالی(تلفن: 33984386 ) تماس حاصل فرمائید یا پیامک  درخواست ثبت نام بشماره همراه:09399679810و09۱۲۵۲۵۲۷۶۹وپست الکترونیک ابرشهر: 

abarshahr.edcht@yahoo.com این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید   ،ارسال نمائید.)

نشانی پایگاه اینترنتی ابرشهر و وبلاگ مدیریت:

www.abarshahr.co

http://tourist.blogfa.com/ 

 

طرح یک فوریتی شورای شهر تهران :"شهرداري حريم بناهاي تاريخي و ميراثي را حفظ كند"

با سپاس از: تابناک

کد خبر: ۲۷۴۷۴۳
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۱۷
اعضاي شوراي شهر تهران با يك فوريت طرح «الزام شهرداري تهران به رعايت اصول معماري اسلامي ايراني و زيباسازي نما و منظر ساختمان‌هاي شهري» موافقت كردند.
 
به گزارش ايسنا، احمد مسجدجامعي ـ عضو كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر تهران ـ در جريان بررسي يك فوريت طرح «الزام شهرداري به رعايت اصول معمار ي اسلامي، ايراني و زيباسازي نما و منظر ساختمان‌هاي شهري» اظهار كرد: معماري ايراني اسلامي در برخي بناهاي موجود تجلي يافته، اما عليرغم اينكه اين بناها در فهرست ميراث فرهنگي ثبت شده، در معرض آسيب است.
 
وي به ساخت و ساز در حريم دبيرستان البرز و دانشگاه اميركبير اشاره كرد و گفت: در كنار برخي از بناهاي تاريخي و ميراثي ساخت و ساز صورت مي‌گيرد و مجوز اين كار را سازمان ميراث فرهنگي داده است.
 
مسجدجامعي ادامه داد: با اين وجود شهرداري مي‌تواند به اين موضوع ورود كند و همچون خانه پروين كه اگرچه از فهرست آثار ميراث فرهنگي خارج شد، اما با مداخله شهرداري از ساخت و ساز در آن جلوگيري شد.
 
وي به شهرداري توصيه كرد كه حريم بناهاي واجد ويژگي معماري ايراني و اسلامي را حفظ كند.
 
برخي بناهاي مهم تهران فاقد ويژگي‌هاي معماري ايراني اسلامي است
 
خسرو دانشجو ـ سخنگوي شوراي شهر تهران ـ هم خاطر نشان كرد كه طرح الزام شهرداري به رعايت اصول معماري ايراني ـ اسلامي، به بناهايي كه قرار است در آينده احداث شود، اشاره دارد.
 
وي با اشاره به اينكه معماري ايراني اسلامي آنگونه كه بايد مورد توجه قرار نمي‌گيرد، گفت: جسته گريخته در برخي از بناهاي عمومي و واجد اهميت در تهران، مشاهده مي‌شود كه هيچ اثري از هويت ايراني اسلامي در آنها وجود ندارد، ضمن اينكه معماري تهراني هم كم كم به دست فراموشي سپرده مي‌شود.
 
به گزارش ايسنا عليرضا دبير ـ عضو هيات رييسه شوراي شهر تهران ـ هم خواستار مشخص شدن ضوابط معماري ايراني اسلامي شد و گفت: در مصوبات گوناگون بر ضرورت رعايت الزامات معماري ايراني اسلامي تاكيد شده، اما محتواي اين الزامات مشخص نيست و بايد به شكل جامعي گردآوري شود تا ملاك عمل قرار گيرد.
 
به گزارش ايسنا، اعضاي شوراي شهر تهران سرانجام با يك فوريت طرح «الزام شهرداري تهران به رعايت اصول معماري اسلامي ايراني و زيباسازي نما و منظر ساختمان‌هاي شهري» موافقت كردند

زیبایی که هوش از سر عکاس ربود!

 با سپاس از :  تابناک و روزگار نو


به گزارش روزگارنو، این عکس توسط عکاسی بریتانیایی گرفته شده است که پس از 5 ساعت پیاده روی برای عکاسی از چشم انداز گسترده از Fjords نروژ پیاده روی و کوهپیمایی کرد تا سرانجام خود را به این مکان رسانید.

 اما در کمال تعجب مردی تنها را در دوردستها مشاهده کرد که بر لبه صخره ای ایستاده و در حال تماشای منظره پائین است.این عکاس می گوید، ارتفاع مکانی که مرد ایستاده بود بیش از 3000 متر بود ولی او بی پروا در حال نظاره منطقه زیر پایش بود.

براستی که دیدن چنین صحنه بی نظیری از نقاشی خداوند، هوش را از سر می پراند.

 

كشف قديمي‌ترين سلاح جهان!

با سپاس از: تابناک

کد خبر: ۲۷۴۳۲۱
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۳۹۱ - ۲۲:۰۹
محققان باستان‌شناسي در آلمان موفق به كشف مجموعه از قديمي‌ترين سلاح‌هاي جهان با قدمت 300 هزار ساله شدند.

به گزارش ايسنا، در جديدترين اكتشافات محققان دانشگاه توبينگن در سايت اوايل عصر حجر در مركز آلمان، هشت سر نيزه (پيكان) كشف شد كه قديمي‌ترين سلاح‌هاي شناخته شده جهان محسوب مي‌شوند.

سلاح‌ها و ديگر مصنوعات كشف شده در اين سايت به همراه بقاياي بدن حيوانات نشان مي‌دهد كه استفاده كنندگان از آنها صنعتگران زبردست و شكارچيان بسيار ماهري بوده‌اند كه خود را با شرايط محيطي تطبيق داده‌اند.

بقاياي حيوانات شامل استخوان ماموت، فيل، كرگدن، شير، اسب و انواع دوزيستان، خزندگان و سخت پوستان است.

هنوز بقايايي اجساد انسان در اين سايت كشف نشده است، اما پژوهشگران معتقدند كه اين منطقه محل سكونت گونه Homo heidelbergensis، از گونه‌هاي دنياي قديم (Old World) متعلق به 300 هزار سال قبل بوده است.

حفاري‌هاي اكتشافي در اين سايت از سه دهه قبل آغاز و مصنوعاتي از جنس سنگ، چوب و استخوان به همراه بقاياي اجساد حيوانات تاكنون كشف شده‌اند.

بدون شرح!

با سپاس از: یاسر

توفان گرمسیری

 


یک کلاس بزرگ کنگ فو در چین

 کنگ فو

 



یک نقاشی بزرگ دیواری در لهستان

 نقاشی دیواری


بدون شرح

بالا رفتن بزها از یک درخت (مراکش)

بز

گشت و گذاری درتهران همراه با مهندس هوشنگ سیحون

  باسپاس از: علیرضا افشاری عزیز

 از: علي فراستي
عضو هيأت علمي دانشگاه ايالتي كاليفرنيا

         شهر تهران با بيش از 200 سال تاريخ معاصر، مملو از بنا هاي قديمي و جديد و مملو از خاطرات است. هراز گاهي با تصاوير تاريخي از بناها و خيابان‌ها و كوچه‌ها و مردمي كه در آن‌ها در حال رفت‌و‌آمئ هستند روبرو مي‌شويم و در روياي آنچه كه بود فرو مي‌رويم،‌ولي براي برخي كه خود خالق برخي از آن بناها بوده يا با خالقان آن بناها آشنايي داشته‌اند،‌اين خاطرات فراتر از تصاوير تاريخي رفته و گوشه‌هايي از تاريخ ناگفته و ناشنيده را به ياد مي‌آورد.  يكي از كساني كه كارنامه درخشاني از طراحي نزديك به 200 بناي كوچك و بزرگ در تهران را در گنجينه هنري خود دارد، مهندس هوشنگ سيحون است؛‌معماري كه در سن 92 سالگي فرصتي را در اختيار نگارنده قرار داد تا با او در فضاي مجازي به گشت‌وگذاري در تهران پرداخته و از چگونگي پديد آمدن تعدادي از آثار به ياد ماندني با ما سخن مي‌گويد. اما براي فردي كه 32 سال است از شهري كه عاشقانه برايش طراحي مي‌كرد دور مانده، مشكل است تا تمامي جزئيات را به ياد بياورد بنابراين با فراهم آوردن عكس‌هايي از تعدادي از بناها، به تجديد خاطرات او كمك مي‌كنم. در منزل دخترش، مريم در شهرلس‌آنجلس به ديدارش رفته‌ام. با قامتي بلند كه كمي خميده شده به استقبال من مي‌آيد. سال‌ها بود كه وي را نديده بودم. صدايش طنين سابق را ندارد ولي كلمات را با دقت انتخاب كرده و بيان مي‌كند. در حين گفت‌و‌گو، گاه با خاطرات خود پرواز كرده و به گذشته‌ها مي‌رود، گويي فراموش مي‌كند كه كسي در مقابلش نشسته و با اشتياق به سخنانش گوش مي‌دهد.

 ساختمان سابق مجلس شوراي اسلامي
در آغاز گشت‌وگذارمان در شهر تهران به بناي مجلس سابق شوراي اسلامي مي‌رسيم كه پس از انقلاب، نخست محل برگزاري اولين مجلس خبرگان شد و سپس براي چندين سال جلسات مجلس شوراي اسلامي در آن برگزار مي‌شد. مجلس سِنا از آغاز مشروطيت تا سال 1328 خورشيدي تشكيل نشد اما از آن سال به بعد در هفت دوره منعقد شد. به موجب قانون اساسي مشروطه مورخ 1285 حكومت ايران علاوه بر مجلس شوراي ملي بايد داراي مجلس ديگري به نام «مجلس سنا» باشد ولي به علت بعضي از مخالفت‌ها تا پايان سلطنت رضاشاه پهلوي درباره اين شاخه قوه مقننه تصميمي اتخاذ نگرديد. تشكيل نشدن اين مجلس به فاصله 43 سال يادآور تأخيري 20 ساله در تشكيل شوراهاي شهر و روستا پس از انقلاب بود. پس از شهريور 1320 با اشغال ايران توسط متفقين و تبعيد رضاشاه و سست شدن پايه‌هاي پهلوي، مقالاتي در مطبوعات نوشته مي‌شد و از دولت‌هاي وقت تقاضاي تشكيل اين مجلس مي‌شد و محمدرضا پهلوي نيز نسبت به تأسيس آن علاقه‌مند بود، تا اينكه در روز 19 ارديبهشت 1327 دولت حكيمي لايحه تشكيل مجلس سنا را تقديم داشت كه با اعتراضات زيادي از سوي برخي از نمايندگان مجلس شورا روبه‌رو شد ولي بالاخره با تلاش عده‌اي از دولتمردان اساسنامه آن تدوين و به تصويب مجلس شورا و شاه رسيد. به دليل اينكه قبلاً محلي براي تشكيل جلسات مجلس سنا در نظر گرفته نشده بود، در سال‌هاي نخستين، جلسات سنا در عمارت مجلس شوراي ملي تشكيل مي‌شد. ولي پس از انحلال مجلس در سال 1331 و گشايش دوباره آن در سال 1332 سناتورها به اين فكر افتادند كه هرچه زودتر محلي اختصاصي جهت مجلس سنا در نظر گرفته شود. به اين منظور برخي از سناتورها با تلاش بسيار و با موافقت شاه كاخ عليرضا پهلوي را خريداري كردند و به مجلس سنا اختصاص دادند و از اسفند 1333 به بعد جلسات سنا در آنجا تشكيل شد.

 كاخ سنا
اما چون در كاخ جديد نيز محل مناسبي براي ادارات، كتابخانه و ساير تشريفات مربوطه وجود نداشت تصميم گرفته شد ساختمان جديدي در كنار كاخ عليرضا احداث شود. به اين ترتيب ساختمان كنوني مجلس توسط حيدر غياثي و با همكاري مهندس محسن فروغي طراحي و ساخته شد. در كنار بناي اصلي مجلس سنا ،‌يك ساختمان اداري مستطيلي شكل طراحي گرديد كه محل دفاتر كار سناتورها و امور مجلس شد. اين بنا تا سال 1357 جهت جلسات مجلس سنا مورد استفاده قرار مي‌گرفت.  مهندس سيحون نظرش نسبت به طرح اين بنا مثبت است و مي‌گويد: «طرح مجلس سنا يك طرح مدرن است ولي دكوراسيون داخلي رنگ و بوي ايراني داشت. دو زنجير طرفين بنا توسط يك معمار فرانسوي كه مدير يك مجله معماري در فرانسه بود، طراحي شد. هر سال شاه براي انجام يك سخنراني به آنجا مي‌آمد كه جمعي از رجال را نيز براي شنيدن سخنراني دعوت مي‌كردند و بعد مراسم پذيرايي برگزار مي‌شد. من چندين دفعه به اين مراسم دعوت شدم.»
پس از انقلاب 57 و انحلال مجلس‌هاي شوراي ملي و سنا،‌ در ابتدا ساختمان سنا براي تهيه قانون اساسي جديد به محل برگزاري جلسات مجلس خبرگان قانون اساسي تبديل شد.
پس از اتمام تدوين قانون اساسي نيز اين ساختمان به مجلس شوراي اسلامي اختصاص يافت و جلسات اين مجلس تا سال 1380 در همين محل برگزار مي‌شد. با تكميل ساختمان جديد مجلس در ميدان بهارستان، از اين ساختمان تنها براي يرگزاري برخي گردهمايي دولتي و جلسات سالانه مجلس خبرگان رهبري استفاده مي‌شود.

 مجلس شوراي ملي
از وي در مورد كتابخانه مجلس شوراي اسلامي پرسيدم و چنين گفت: «طراحي كتابخانه مشتركاً به من و مهندس فروغي سپرده شد ولي كار اصلي طراحي را من انجام دادم، اين عمارت چسبيده به ديوار سپهسالار در ضلع جنوبي باغ مجلس شورا ساخته شد. سبك آن مدرن بود و تلاش كرديم طوري طراحي شود كه نور آفتاب به كتب صدمه نزند براي همين پنجره‌ها رو به شمال تعبيه شد. مي‌دانيد كه نور خورشيد دشمن كتاب و آثار هنري است و بايد از تابش مستقيم نور به آن‌ها جلوگيري كرد.»
وي افزود: «از من خواسته شد طرحي براي ساختمان اداري مجلس در امتداد خيابان ژالهسابق تهيه كنم. طرح ساختمان جديد مجلس هم بين اين ساختمان اداري و بناي قديمي مجلس به صورت دايره‌اي شكل تهيه گرديد و سفت كاري هر دو بنا هم توسط من انجام شد ولي با رسيدن مهندس رياضي به رياست مجلس همه چيز متوقف شد. مي‌دانيد كه مهندس رياضي رييس دانشكده فني دانشگاه تهران بود و با دانشكده هنرهاي زيبا رقابت‌هايي داشت.»

 دانشگاه تهران
در ادامه گشت‌وگذار به دانشگاه تهران مي‌رسيم و سر در ورودي دانشگاه اولين بنايياست كه توجه بيننده را به خود جلب مي‌كند. مهندس سيحون مي‌گويد: «طرحي سر در دانشگاه در سال 1345 به مسابقه گذاشته شد و يكي از دانشجويان من به نام كوروش فرزامي برنده شد. اين بنا مشتمل بر 4 طاق است و ايده اين طرح از طاق شكسته ايراني الهام گرفته كه دو طاق شكسته به طور قرينه روبه‌روي هم قرار گرفته‌اند ولي اگر از پهلو به آن نگاه كنيد فقط يك طاق مي‌بينيد. اين طرح در عين حال تصوير خيالي دو پرنده است كه بال‌هايشان را براي اوج گرفتن وبرخاستن از زمين باز كرده و علم و دانش به دوبال تشبيه شده‌اند كه نشانگر ورود و خروج يك دانشجو از دانشگاه است. يك شركت ايراني به نام آرمه ساخت آن را به پايان رساند.» وي با تأسف مي‌گويدكه مهندس فرزامي اكنون در قيد حيات نيست. مهندس محاسب اين طرح استثنايي، آقاي سيمون سركيسيان بود. طرح اين بنا روي اسكناس‌هاي 50 توماني قرار گرفته است.

 استاديوم صد هزار نفري
از مهندس سيحون درباره اين استاديوم مي‌پرسم، مي‌گويد: «اين استاديوم هم كار مهندس فرمانفرماييان است. طرح آن از ايده يك تل خاك گرفته شده. وقتي با نماي كلي آن نگاه مي‌كنيد انگار به يك تل خاك نگاه مي‌كنيد. به نظر من اين طرحبسيار خوب و موفقي بود.»

 موزه هنرهاي معاصر
در ادامه گشت‌وگذار در شهر تهران نظر مهندس سيحون را درمورد «موزه هنرهاي معاصر» پرسيدم
، مي‌گويد: «طرح ابتكاري و جالبي بود كه توسط مهندس كامرا نديبا خلق شد. ايده نورگيرها از بادگيرهاي يزد گرفته شده و در مجموع بناي جذاب و قشنگي است. تابلوهاي بزرگي از طرح‌هاي معماري من در چند سالن موزه به نمايشش درآمده بودند.
به نظرمي‌آيد كه دو اشكال در آن وجود دارد: معمولاً موزه‌ها را طوري طراحي مي‌كنند كه بازديد كننده‌ها از يك سمت وارد شده، مسيري را طي كرده و همه چيز را ببينند و از سمت ديگري خارج شوند، به نظر مي‌آيد كه اين موضوع كاملاً رعايت نشده. موضوع ديگر در مورد نور است. نور آفتاب دشمن آثار هنري است. براي حفظ آثار بايد هر اثر به طور جداگانه مورد ارزيابي قرار بگيرد كه چقدر نور لازم دارد و نور به طور مصنوعي و مستمر به آن داده شود. نور آفتاب‌،‌سايه و روشني و تاريكي به آثار هنري صدمه مي‌زند. به نظر مي‌رسد كه اين مورد هم در اين موزه به طور كامل رعايت نشده است.»

 بانك سپه
ساختمان ديگر شعبه مركزي بانك سپه است كه در خياباني به همين نام واقع شده بود كه اينك خيابان امام خميني ناميده مي‌شود. اين بنا توسط مهندس سيحون طراحي شده و طبعاً ايشان خاطرات بيشتري نسبت به آن دارد. از ايشان در مورد ويژگي‌هاي طرح ساختمان بانك سپه پرسيدم كه چنين شنيدم:
«طرح بانك سپه اين بود كه خيابان سپه،‌ شرقي غربي بود و اين بنا در 7-8 طبقه ساخته شد. در طراحي اين بنا دقت زيادي در مورد آفتاب و سنت معماري ايران كردم. معماران قديمي ما براي اينكه ساختماني كه طراحي مي‌كنند مطابق شرايط اقليمي باشد براي راحتي استفاده كنندگان بنا آن را رو به جنوب مي‌ساختند و در جلوي آن يك ايوان هم مي‌گذاشتند. ايوان كار جالبي مي‌كرد: طول آفتاب از شرق است. خورشيد طي روز يك حركت دوراني انجام مي‌دهد يعني به جنوب آمده و سپس به غرب مب‌رود. نور آفتاب در تابستان به صورت عمودي مي‌تابد و در زمستان به صورت مايل. نقش ايوان اين است كه در تابستان جلوي نور خورشيد را گرفته و در زمستان را ه ورود آن را به داخل بنا فراهم مي‌كند. من از اين تجربه قدما براي بانك سپه ايده گرفتم. اين چند طبقه همگي دفاتر و تشكيلات اداري است منهاي طبقه پايين كه گيشه‌ها و پيشخوان مراجعان است. تمام اتاق‌هاي طبقات فوقاني روي يك اندازه طراحي شده و هركدامشان يك ايوان دارند كه هم ديوارهاي شرقي – غربي جلوي آفتاب را مي‌گيرد و هم طاق‌نما.
سر اين طرح من گرفتاري بزرگي داشتم: ارتشبد يزدان‌پناه، قدرتمندترين فرد ارتش بعد از شاه بود. وي از زماني كه رضاخان كودتا كرد، همپالگي رضاخان بود و در زمان او خيلي پيشرفت كرد. او يك روز كه من نبودم آمده بود به محل كارگاه بانك سپه و مي‌رود طرف مقابل خيابان و به ساختمان نگاه مي‌كند و به آقاي ملك‌زاده، سرپرست كارگاه كه از شركت آرمه بود، مي‌گويد اين مزغل‌ها را خراب كنيد.
مزغل در فرهنگ ارتشي قديم به سوراخ‌هايي مي‌گفتند كه درون ديوارهاي بيروني قلعه‌هاي نظامي تعبيه مي‌شد كه از طريق آن‌ها به مهاجمان تيراندازي مي‌كردنداو اين ايوان‌ها را از آن طرف خيابان مزغل مي‌ديد. وي به سرپرست كارگاه مي‌گويد كه امروز چهارشنبه است. من چهار شنبه بعد كه مي‌آيم اين مزغل‌ها نبايد اينجا باشد. حرف او حرف آخر بود. البته مزغل قلعه‌ها چيزي در حدود 70 سانتيمتر در 70-80 سانتيمتر بود ولي در اين طرح ايوان‌ها با اندازه يك اتاق بودند. از طرف ديگر اينها با بتون مسلح ساخته شده بود و با خراب شدن آن‌ها تمام ساختمان فرو مي‌ريخت.
همان روز پيمانكار به دفتر من زنگ زد و گفت اگر جلوي اين قضيه را نگيريم كل ساختمان از بين مي‌رود. من هرچه فكر كردم ديدم حرف او برو برگرد ندارد و گرفتاري بزرگي درست شده است. البته رييس بانك سپه سپهبد آق اولي بود ولي ارتشبد يزدان پناه هم عضو هيأت مديره بانك بود. چاره‌اي نداشتم جز اينكه تقاضاي ملاقات با فرح را بكنم و تأكيد كردم اين قرار را قبل از چهارشنبه بعد بدهند.
رفتم و ماجرا را گفتم. خيلي مايل بود ساختمان‌هايي را كه مي‌سازيم پيشرفت را نشان دهد و من هم از بتون لخت در طراحي اين بنا استفاده كرده بودم. خنديد و مقداري هم تعجب كرد و گفت برو خيالت جمع باشد، من ترتيب كار را مي‌دهم. همينطور هم شد و چهارشنبه بعد او نيامد و ما هم كار را طبق طرح انجام داديم.»

 به او گفتم كه اين خاطره شيريني بود كه شما با چه زحماتي توانسته‌ايد اين طرح‌ها را پيش ببريد و گفت: «از اين مسائل زياد بود. سر آرامگاه نادرشاه مي‌خواستند سر من را بشكنند كه داستان آن مفصل‌تر است. هم اكنون يك‌نفر مشغول ضبط خاطرات من به صورت فيلم است كه اين خاطرات را به طور مفصل در آن فيلم‌ها توضيح داده‌ام.»

 بناي ياد بود ميدان آزادي
در ادامه گشت‌وگذار در شهر تهران به ميدان آزادي مي‌رسيمن كه بناي يادبود آن به نماد شهر تهران تبديل شده است. فكر بناي اين يادبود به زمان تدارك جشن‌هاي 2500 ساله شاهنشاهي برمي‌گردد . 122 هزار متر مربع زميني كه براي ساختن اين بنا اختصاص داده شد آن را به يكي از وسيع‌ترين ميادين جهان تبديل كرد و با همين عنوان هم افتتاح شد. در حال حاضر تنها 50 هزار مترمربع آن ميدان اصلي به فضاي سبز  و بناي يادبود اختصاص يافته است و مابقي خيابان كشي شده است.
از سال‌هاي اول دهه چهل موضوع طراحي بناي يادبود شاه در كلاس‌هاي درسي دانشگاه هنرهاي زيبا جزء پروژه‌هاي پايان‌نامه دانشجويان بود ولي با اعلام عمومي مسابقه طراحي در روزنامه اطلاعات در 10 شهريور 1354 طراحي اين بنا وارد مرحله جديدتري شد و همه معماران ايراني فرصت شركت در آنرا پيدا كردند كه نهايتاً طرح مهندس حسين امانت، 24 ساله و فارغ التحصيل دانشكده هنرهاي زيبا برنده آن اعلام شد.
از مهندس سيحون درمورد معروفترين بناي كنوني شهر تهران يعني بناي يادبود ميدان آزادي مي‌پرسم كه قبلا «شهياد» ناميده مي‌شد و توسط يكي از دانشجويان ايشان طراحي گرديد. مي‌گويد: «يك دروازه‌اي مي‌ساختند بسازند كه سمبل ورودي شهر تهران باشد براي جشن‌هاي شاهنشاهي. طرح را براي همه به مسابقه گذاشتند كه مهندس حسين امانت هم شركت كرده بود و من عضو هيأت داوران براي انتخاب طرح بودم.»
از او مي‌پرسم چه چيزي نظر شما را به اين طرح جلب كرد، مي‌گويد: «به نظرم رسيد كه اين طرح از يك طرف خيلي مدرن است و از طرف ديگر بوي ايراني دارد. در اين طرح دو طاق با هم تلفيق شده‌اند، يكي طاق شكسته است كه نوكش رو به بالاست و ديگري طاق ساساني كه در زير آن ديده مي‌شود و شبيه طاق مدائن در تيسفون است.
كاشي‌كاري داخل شبكه‌ها هم از معماري صفويه اقتباس شده. خيلي‌ها در مورد قطع شدن بالاي آن ايراد مي‌گيرند. من فكر مي‌كنم حالا ديگر به آن عادت كرده‌اند. علتش اين بود كه به دليل نزديكي به فرودگاه مهرآباد ارتفاع آن از 45 متر نبايد بلندتر مي‌شد. ولي روي هم رفته كار بسيار جالبي بود و آن روزي كه ما رفتيم براي قضاوت طرح، تعدادي طرح هم بود و يكي دو طرح ديگر هم نامزد اول شده بودند ولي ما به اين نتيجه رسيديم كه اين طرح واقعاً بهتر از بقيه است.»
از او مي‌پرسم آيا در مرحله اجراي طرح هم نقشي داشت، مي‌گويد: «من چند دفعه به كارگاه رفتم ولي هراز گاهي مهندس امانت خبر مي‌كرد و مي‌فتم به دفترش و جزئيات طرح را مي‌ديدم و آنچه به نظرم مي‌رسيد مي‌گفتم.»

 كليساي ارامنه خيابان كريم خان
يكي از بناهايي كه در تهران بسيار مورد توجه است كليساي ارامنه در خيابان كريم‌خان زند است كه در مسيري پررفت‌وآمد واقع شده و از نگاه جهانيان نمادي از فرهنگ مدارا در ميان ايرانيان است. در زماني كه ارامنه در برخي كشورهاي همسايه ايران مورد آزار واقع مي‌شدند، ايران محلي امن براي آن‌ها بود و ده‌ها كليسا در سراسر ايران گوياي آن است. اين كليسا با هزينه شخصي فردي خير از ارامنه تهران به نام مارگار سركيسيان به ياد همسرش ساخته شد و سپس مقر خليفه‌گري ارامنه در سال 1349 به آنجا نقل مكان كرد. ديدن تصاوير اين كليسا با مرحوم اسقف اعظم «آرداك مانوكيان» در سال 1375 بود.
از مهندس سيحون در مورد معماري كليساي «سركيس مقدس» مي‌پرسم كه چنين پاسخ مي‌دهد: «اين بنا توسط مهندس اوژن افتانديليان طراحي شد. طرح آن خوب است، هم خيلي مدرن است و هم جوابگوي يك كليساست. برج ناقوس آن هم از نظر معماري امروز بسيار جالب است.»

 پارك شهر و پارك خيام
مهندس سيحون بيشتر با ساختمان‌ها و بناهاي يادبود شناخته مي‌شود، در حالي كه معماري منظر و پاك سازي نيز از جمله يادگارهاي ايشان در شهر تهران هستند. مي‌گويد: «تمام ساختمان‌ها و استخر پارك سنگلج را كه الان به نام پارك شهر شناخته مي‌شود من طراحي كردم. اين پارك در جنوب ساختمان روزنامه اطلاعات بود. يكي از بناهايش هم به محل جلسات انجمن شهر تهران تخصيص داده شده بود. پس از استعفا از رياست دانشكده هنرهاي زيبا به عضويت انجمن شهر تهران انتخاب شدم.» در مورد پارك خيام نيز مي‌گويد: «وقتي از خياباني كه از ميدان ژاله (شهدا)‌به سمت شمال مي‌رويد، به پارك خيام مي‌رسيد كه تمامي آن را من طراحي كردم. براي طراحي آن از باغ‌هاي ايراني الهام گرفته‌ام.»
كنجكاو شدم كه منظورش از ايده‌ باغ‌هاي ايراني چيست و چنين گفت: « در جهان سه نوع طراحي براي باغ يا پارك هست: باغ‌هاي فرانسوي، باغ‌هاي ژاپني و باغ‌هاي شرقي يا ايراني. باغ فرانسوي روي يك محور ساخته مي‌شود و محور اين باغ ديد يك ساختمان است و اطراف آن به صورت قرينه اشكا هندسي درست مي‌كنند كه در آنها درختكاري و گل كاري و آب نما و حوض و استخر قرار مي‌دهند. نمونه گوياي اين نوع پارك، محوطه كاخ ورساي در نزديكي پاريس است. اين باغ انتها ندارد و آخرش ديده نمي‌شود در مجموع جنبه هندسي باغ‌هاي فرانسوي از پارك‌هاي ديگر بيشتر است.
باغ‌هاي ژاپني يا چيني كه انگليس‌ها به آن باغ سنگي مي‌گويند، كه ايده آن پياده كردن طبيعت روي يك محوطه است. به صورتي كه در آن سنگ‌هاي عظيم و چشمه و آبشار و بركه آب مي‌گذارند. اين نوع پارك‌سازي در آمريكا هم مرسوم است. نوع ديگر باغ‌سازي مدل شري است كه محدود به يك محوطه بوده و مثلاً در اطراف آن ديوار است و روي محورهاي متقاطع طراحي مي‌شود . مثلا باغ فين كاشان روي چند محور ساخته شده كه في‌المثل يك محور منتهي مي‌شود به يكي چهار طاقي كه زير آن حوض است و اطراف آن درخت كاشته شده است. حوض در وسط اين محور است و كاشي‌كاري‌ها و فواره‌هاي بلند در روي محور هستند. منتها يك حوض هست كه مستطيل شكل است . آن حوض چهل چشمه داشته كه از آن آب مي‌جوشيده. براي طراحي پارك خيام همزمان از ايده باغ ايراني و هم از ايده باز استفاده كردم. البته براي تمام آرامگاه‌ها باغ و فضاي سبز در نظر گرفته مي‌شد. همچنين براي منزل مسكوني خودم يك باغ در پشت خانه طراحي كردم.»

 ساختمان اداره برق تهران
پايين‌تر از پارك خيام به ميدان شهدا مي‌رسيم كه قبلا ميدان ژاله ناميده مي‌شد. طراحي ساختمان اداره برق در اين ميدان از جمله كارهاي مهندس سيحون است. مي‌گويد: «اين بنا و آرامگاه ابوعلي سينا در همدان جزء اولين بناهايي بودند كه با بتون لخت ساخته شدند. قبل از آن بتون لخت در طراحي نماي بناها به كار نمي‌رفت. در اين بنا هم بتون لخت و هم بلوك‌هاي شيشه‌اي به كار رفته بود كه حالت آجر چهرگوش داشت و داخل بتون كار گذاشته مي‌شد كه نورگير پله‌ها و فضاهاي داخلي را داشت. مي‌توان گفت كه اين بنا دومين ساختمان با بناي بتون لخت در تهران بعد ساختمان مطب دكتر فرهاد در خيابان پهلوي (ولي عصر) بود.»

 ساختمان سازمان نقشه برداري كل كشور
اين ساختمان كه در نزديكي فرودگاه مهرآباد ساخته شده از جمله بناهاي طراحي شده توسط مهندس سيحون است. از وي در مورد ويژگي اين بنا سؤال مي‌كنم كه چنين مي‌گويد: «در اين بنا اولين دفعه بود كه در داخل ستون‌ها را با آلومينويم پوشانديم و چون استفاده از اين بنا جنبه فني داشت نمي‌شد طرح‌هاي ايراني را در آن اجرا كرد. پنجره‌هاي اتاق‌هاي نقشه كشي همه رو به شمال بود كه نور آفتاب مزاحم افراد نشود و نقشه‌ها و اسناد را خراب نكند.»
پرورشگاه كودكان
اين پرورشگاه در خيابان ولي عصر بالاتر از ميدان ونك واقع شده است و از جمله بناهايي است كه توسط مهندس سيحون طراحي شد. در مورد آن چنين گفت: «زمين آن تپه ماهور بود و بالا و پايين داشت و در عين حال خيلي بزرگ بود. از طرف جمعيت شير خورشيد سرخ مي‌خواستند در آنجا پرورشگاه كودكان درست كنند و آقاي حسين خطيب از من خواست آن را طراحي كنم. تمامي طرح با آجر قرمز است و يك شهرك مانندي است. برخي تپه‌ها را نگه داشتيم و برخي را بريديم تا از پستي و بلندي‌ها كم شود. يك فعاليت‌هاي ديگري هم غير از پرورشگاه در آن انجام مي‌شد.»
وي گفت كه عكسي از آن مجموعه ندارد همانگونه كه عكسي از برخي بناهاييي كه در تهران طراحي كرده است،‌ندارد: «پايين تپه‌ امانيه ساختماني براي دكتر مقدم طراحي كردم كه چون زمين شيب داشت، داخل ساختمان هم از يك اتاق به اتق ديگر پله مي‌خورد. بناي ديگري كه دلم مي‌خواهد عكسش را داشته باشم بنايي بود در خيابان غرب پاسداران كه مي‌رود به سمت نياوران. آن طرح خيلي جنبه ايرانيت داشت. سالنش يك گنبد و اتاق‌هايش هم ايوان داشت.»

مجموعه آموزشي ياغچي آباد
در جنوب شهر تهران در محله ياغچي آباد، يك مجموعه آموزشي نيز توسط مهندس سيحون طراحي شد. كه در زمان افتتاح «فرح» نام گذاري شد. در مورد ويژگي اين بنا پرسيدم و وي چنين گفت: «به دليل كمبود بودجه و اينكه اين مجموعه آموزشي براي قشر محروم ساخته مي‌شد، مجبور شدم ابتكار به خرج دهم كه در هزينه صرفه‌جويي شود و آن استفاده از آجر سفت‌كاري براي نما بود، ولي سقف‌ها بتوني بود. اين مجموعه روي مدول يا واحد اندازه‌گيري خاص طراحي شده بود و ساختمان‌ها تكرار مي‌شد. اين مجموعه باغ هم داشت و هر مجموعه استفاده خاصي داشت.»

 ساختمان و خوابگاه آتش‌نشاني
در گشت‌و‌گذار تهران، وقتي از ميدان حسن‌آباد به سمت ميدان امام برويد در سمت چپ اداره آتش‌نشاني قرار دارد كه مجسمه‌اي در مقابل آن نصب شده كه عمليات اطفاي حريق و نجات يك كودك توسط توسط مأموران آتش‌نشاني را نشان مي‌دهد. اگرچه اين مجسمه نسبتاً جديد است ولي بناي خوابگاه و گاراژ اداره قديمي است.
در مورد ويژگي اين بنا پرسيدم كه در پاسخ چنين گفت: «مي‌خواستند خوابگاه و گاراژ براي آتش‌نشاني درست كنند. نظر به اينكه مأموران در مواقع اضطراري با استفاده از ميله به گاراژ مي‌آيند، من به جاي اينكه گاراژ‌ها را عمود بر محوطه طراحي كنم آنها را اريب طراحي كردم كه مسير خروج به سمت در اصلي راحت‌تر شود. اين بنا از متون مسلح و آجر ساخته شده بود.»

 سينماهاي آسيا و مركزي
مهندس سيحون دو سينما در تهران طراحي كرد كه در زمان خود جزء شيك‌ترين و پرطرفدارترين سينماهاي تهران بودند، به نام سينما سانترال (ساخت 1341 در ميدان انقلاب) كه بعداً به سينما مركزي و سينما آسيا (در تقاطع جمهوري و ولي عصر) تغيير نام داد. اخيراً خبر رسيد كه سينما آسيا پس از مدت‌ها تعطيلي،‌قرار است تبديل به يك پاساژ شود.
مهندس سيحون مي‌گويد: «داخل سالن هم از نظر نور و هم طرز چيدن صندلي‌ها چيز تازه‌اي به كار برديم و ترتيبي داده شده بود كه همه راحت فيلم را ببينند. به لحاظ ورودي و خروجي دقت زيادي شده بود. به دليل اينكه در تقاطع دو خيابان پر رفت‌وآمد واقع شده بود تلاش كرديم ديوار سالن نمايش كاملاً صداگير باشد، در حالي كه سالن انتظار در امتداد خيابان بود».
نام مهندس سيحون براي دانشجويان سابقش تداعي‌گر استادي سختگير و عاشق تاريخ و هنر معماري ايران است كه بسياري در اشتياق ديدنش به دوبي رفتند تا پس از قريب به 30 سال او را ببينند. نسل جوان معماران ايراني و دانشجويان معماري نام او را با بناهاي به يادماندني عجين كرده و به او همچون اسطوره معماري معاصر ايران نگاه مي‌كنند و تشنه ديدارش هستند. در حين صرف ناهار در يك رستوران ايراني در لس‌آنجلس از او پرسيدم: «سؤالي كه خيلي‌ها از من مي‌پرسند اين است كه مهندس سيحون چه موقعي به ايران خواهد آمد؟» با نگاهي تأسف‌آميز گفت: «بعد از انقلاب همه آثار هنري‌ام، يادگارهاي شخصي‌ام و عكس‌هاي خانوادگي‌ام از بين رفت، خانه و دفتر كارم مصادره و فروخته شد. من با ساختن اين همه بنا در تهران، سرپناهي براي خودم ندارم».

 

گشت و گذاری درتهران همراه با مهندس هوشنگ سیحون

  باسپاس از: علیرضا افشاری عزیز

 از: علي فراستي
عضو هيأت علمي دانشگاه ايالتي كاليفرنيا

         شهر تهران با بيش از 200 سال تاريخ معاصر، مملو از بنا هاي قديمي و جديد و مملو از خاطرات است. هراز گاهي با تصاوير تاريخي از بناها و خيابان‌ها و كوچه‌ها و مردمي كه در آن‌ها در حال رفت‌و‌آمئ هستند روبرو مي‌شويم و در روياي آنچه كه بود فرو مي‌رويم،‌ولي براي برخي كه خود خالق برخي از آن بناها بوده يا با خالقان آن بناها آشنايي داشته‌اند،‌اين خاطرات فراتر از تصاوير تاريخي رفته و گوشه‌هايي از تاريخ ناگفته و ناشنيده را به ياد مي‌آورد.  يكي از كساني كه كارنامه درخشاني از طراحي نزديك به 200 بناي كوچك و بزرگ در تهران را در گنجينه هنري خود دارد، مهندس هوشنگ سيحون است؛‌معماري كه در سن 92 سالگي فرصتي را در اختيار نگارنده قرار داد تا با او در فضاي مجازي به گشت‌وگذاري در تهران پرداخته و از چگونگي پديد آمدن تعدادي از آثار به ياد ماندني با ما سخن مي‌گويد. اما براي فردي كه 32 سال است از شهري كه عاشقانه برايش طراحي مي‌كرد دور مانده، مشكل است تا تمامي جزئيات را به ياد بياورد بنابراين با فراهم آوردن عكس‌هايي از تعدادي از بناها، به تجديد خاطرات او كمك مي‌كنم. در منزل دخترش، مريم در شهرلس‌آنجلس به ديدارش رفته‌ام. با قامتي بلند كه كمي خميده شده به استقبال من مي‌آيد. سال‌ها بود كه وي را نديده بودم. صدايش طنين سابق را ندارد ولي كلمات را با دقت انتخاب كرده و بيان مي‌كند. در حين گفت‌و‌گو، گاه با خاطرات خود پرواز كرده و به گذشته‌ها مي‌رود، گويي فراموش مي‌كند كه كسي در مقابلش نشسته و با اشتياق به سخنانش گوش مي‌دهد.

 ساختمان سابق مجلس شوراي اسلامي
در آغاز گشت‌وگذارمان در شهر تهران به بناي مجلس سابق شوراي اسلامي مي‌رسيم كه پس از انقلاب، نخست محل برگزاري اولين مجلس خبرگان شد و سپس براي چندين سال جلسات مجلس شوراي اسلامي در آن برگزار مي‌شد. مجلس سِنا از آغاز مشروطيت تا سال 1328 خورشيدي تشكيل نشد اما از آن سال به بعد در هفت دوره منعقد شد. به موجب قانون اساسي مشروطه مورخ 1285 حكومت ايران علاوه بر مجلس شوراي ملي بايد داراي مجلس ديگري به نام «مجلس سنا» باشد ولي به علت بعضي از مخالفت‌ها تا پايان سلطنت رضاشاه پهلوي درباره اين شاخه قوه مقننه تصميمي اتخاذ نگرديد. تشكيل نشدن اين مجلس به فاصله 43 سال يادآور تأخيري 20 ساله در تشكيل شوراهاي شهر و روستا پس از انقلاب بود. پس از شهريور 1320 با اشغال ايران توسط متفقين و تبعيد رضاشاه و سست شدن پايه‌هاي پهلوي، مقالاتي در مطبوعات نوشته مي‌شد و از دولت‌هاي وقت تقاضاي تشكيل اين مجلس مي‌شد و محمدرضا پهلوي نيز نسبت به تأسيس آن علاقه‌مند بود، تا اينكه در روز 19 ارديبهشت 1327 دولت حكيمي لايحه تشكيل مجلس سنا را تقديم داشت كه با اعتراضات زيادي از سوي برخي از نمايندگان مجلس شورا روبه‌رو شد ولي بالاخره با تلاش عده‌اي از دولتمردان اساسنامه آن تدوين و به تصويب مجلس شورا و شاه رسيد. به دليل اينكه قبلاً محلي براي تشكيل جلسات مجلس سنا در نظر گرفته نشده بود، در سال‌هاي نخستين، جلسات سنا در عمارت مجلس شوراي ملي تشكيل مي‌شد. ولي پس از انحلال مجلس در سال 1331 و گشايش دوباره آن در سال 1332 سناتورها به اين فكر افتادند كه هرچه زودتر محلي اختصاصي جهت مجلس سنا در نظر گرفته شود. به اين منظور برخي از سناتورها با تلاش بسيار و با موافقت شاه كاخ عليرضا پهلوي را خريداري كردند و به مجلس سنا اختصاص دادند و از اسفند 1333 به بعد جلسات سنا در آنجا تشكيل شد.

 كاخ سنا
اما چون در كاخ جديد نيز محل مناسبي براي ادارات، كتابخانه و ساير تشريفات مربوطه وجود نداشت تصميم گرفته شد ساختمان جديدي در كنار كاخ عليرضا احداث شود. به اين ترتيب ساختمان كنوني مجلس توسط حيدر غياثي و با همكاري مهندس محسن فروغي طراحي و ساخته شد. در كنار بناي اصلي مجلس سنا ،‌يك ساختمان اداري مستطيلي شكل طراحي گرديد كه محل دفاتر كار سناتورها و امور مجلس شد. اين بنا تا سال 1357 جهت جلسات مجلس سنا مورد استفاده قرار مي‌گرفت.  مهندس سيحون نظرش نسبت به طرح اين بنا مثبت است و مي‌گويد: «طرح مجلس سنا يك طرح مدرن است ولي دكوراسيون داخلي رنگ و بوي ايراني داشت. دو زنجير طرفين بنا توسط يك معمار فرانسوي كه مدير يك مجله معماري در فرانسه بود، طراحي شد. هر سال شاه براي انجام يك سخنراني به آنجا مي‌آمد كه جمعي از رجال را نيز براي شنيدن سخنراني دعوت مي‌كردند و بعد مراسم پذيرايي برگزار مي‌شد. من چندين دفعه به اين مراسم دعوت شدم.»
پس از انقلاب 57 و انحلال مجلس‌هاي شوراي ملي و سنا،‌ در ابتدا ساختمان سنا براي تهيه قانون اساسي جديد به محل برگزاري جلسات مجلس خبرگان قانون اساسي تبديل شد.
پس از اتمام تدوين قانون اساسي نيز اين ساختمان به مجلس شوراي اسلامي اختصاص يافت و جلسات اين مجلس تا سال 1380 در همين محل برگزار مي‌شد. با تكميل ساختمان جديد مجلس در ميدان بهارستان، از اين ساختمان تنها براي يرگزاري برخي گردهمايي دولتي و جلسات سالانه مجلس خبرگان رهبري استفاده مي‌شود.

 مجلس شوراي ملي
از وي در مورد كتابخانه مجلس شوراي اسلامي پرسيدم و چنين گفت: «طراحي كتابخانه مشتركاً به من و مهندس فروغي سپرده شد ولي كار اصلي طراحي را من انجام دادم، اين عمارت چسبيده به ديوار سپهسالار در ضلع جنوبي باغ مجلس شورا ساخته شد. سبك آن مدرن بود و تلاش كرديم طوري طراحي شود كه نور آفتاب به كتب صدمه نزند براي همين پنجره‌ها رو به شمال تعبيه شد. مي‌دانيد كه نور خورشيد دشمن كتاب و آثار هنري است و بايد از تابش مستقيم نور به آن‌ها جلوگيري كرد.»
وي افزود: «از من خواسته شد طرحي براي ساختمان اداري مجلس در امتداد خيابان ژالهسابق تهيه كنم. طرح ساختمان جديد مجلس هم بين اين ساختمان اداري و بناي قديمي مجلس به صورت دايره‌اي شكل تهيه گرديد و سفت كاري هر دو بنا هم توسط من انجام شد ولي با رسيدن مهندس رياضي به رياست مجلس همه چيز متوقف شد. مي‌دانيد كه مهندس رياضي رييس دانشكده فني دانشگاه تهران بود و با دانشكده هنرهاي زيبا رقابت‌هايي داشت.»

 دانشگاه تهران
در ادامه گشت‌وگذار به دانشگاه تهران مي‌رسيم و سر در ورودي دانشگاه اولين بنايياست كه توجه بيننده را به خود جلب مي‌كند. مهندس سيحون مي‌گويد: «طرحي سر در دانشگاه در سال 1345 به مسابقه گذاشته شد و يكي از دانشجويان من به نام كوروش فرزامي برنده شد. اين بنا مشتمل بر 4 طاق است و ايده اين طرح از طاق شكسته ايراني الهام گرفته كه دو طاق شكسته به طور قرينه روبه‌روي هم قرار گرفته‌اند ولي اگر از پهلو به آن نگاه كنيد فقط يك طاق مي‌بينيد. اين طرح در عين حال تصوير خيالي دو پرنده است كه بال‌هايشان را براي اوج گرفتن وبرخاستن از زمين باز كرده و علم و دانش به دوبال تشبيه شده‌اند كه نشانگر ورود و خروج يك دانشجو از دانشگاه است. يك شركت ايراني به نام آرمه ساخت آن را به پايان رساند.» وي با تأسف مي‌گويدكه مهندس فرزامي اكنون در قيد حيات نيست. مهندس محاسب اين طرح استثنايي، آقاي سيمون سركيسيان بود. طرح اين بنا روي اسكناس‌هاي 50 توماني قرار گرفته است.

 استاديوم صد هزار نفري
از مهندس سيحون درباره اين استاديوم مي‌پرسم، مي‌گويد: «اين استاديوم هم كار مهندس فرمانفرماييان است. طرح آن از ايده يك تل خاك گرفته شده. وقتي با نماي كلي آن نگاه مي‌كنيد انگار به يك تل خاك نگاه مي‌كنيد. به نظر من اين طرحبسيار خوب و موفقي بود.»

 موزه هنرهاي معاصر
در ادامه گشت‌وگذار در شهر تهران نظر مهندس سيحون را درمورد «موزه هنرهاي معاصر» پرسيدم
، مي‌گويد: «طرح ابتكاري و جالبي بود كه توسط مهندس كامرا نديبا خلق شد. ايده نورگيرها از بادگيرهاي يزد گرفته شده و در مجموع بناي جذاب و قشنگي است. تابلوهاي بزرگي از طرح‌هاي معماري من در چند سالن موزه به نمايشش درآمده بودند.
به نظرمي‌آيد كه دو اشكال در آن وجود دارد: معمولاً موزه‌ها را طوري طراحي مي‌كنند كه بازديد كننده‌ها از يك سمت وارد شده، مسيري را طي كرده و همه چيز را ببينند و از سمت ديگري خارج شوند، به نظر مي‌آيد كه اين موضوع كاملاً رعايت نشده. موضوع ديگر در مورد نور است. نور آفتاب دشمن آثار هنري است. براي حفظ آثار بايد هر اثر به طور جداگانه مورد ارزيابي قرار بگيرد كه چقدر نور لازم دارد و نور به طور مصنوعي و مستمر به آن داده شود. نور آفتاب‌،‌سايه و روشني و تاريكي به آثار هنري صدمه مي‌زند. به نظر مي‌رسد كه اين مورد هم در اين موزه به طور كامل رعايت نشده است.»

 بانك سپه
ساختمان ديگر شعبه مركزي بانك سپه است كه در خياباني به همين نام واقع شده بود كه اينك خيابان امام خميني ناميده مي‌شود. اين بنا توسط مهندس سيحون طراحي شده و طبعاً ايشان خاطرات بيشتري نسبت به آن دارد. از ايشان در مورد ويژگي‌هاي طرح ساختمان بانك سپه پرسيدم كه چنين شنيدم:
«طرح بانك سپه اين بود كه خيابان سپه،‌ شرقي غربي بود و اين بنا در 7-8 طبقه ساخته شد. در طراحي اين بنا دقت زيادي در مورد آفتاب و سنت معماري ايران كردم. معماران قديمي ما براي اينكه ساختماني كه طراحي مي‌كنند مطابق شرايط اقليمي باشد براي راحتي استفاده كنندگان بنا آن را رو به جنوب مي‌ساختند و در جلوي آن يك ايوان هم مي‌گذاشتند. ايوان كار جالبي مي‌كرد: طول آفتاب از شرق است. خورشيد طي روز يك حركت دوراني انجام مي‌دهد يعني به جنوب آمده و سپس به غرب مب‌رود. نور آفتاب در تابستان به صورت عمودي مي‌تابد و در زمستان به صورت مايل. نقش ايوان اين است كه در تابستان جلوي نور خورشيد را گرفته و در زمستان را ه ورود آن را به داخل بنا فراهم مي‌كند. من از اين تجربه قدما براي بانك سپه ايده گرفتم. اين چند طبقه همگي دفاتر و تشكيلات اداري است منهاي طبقه پايين كه گيشه‌ها و پيشخوان مراجعان است. تمام اتاق‌هاي طبقات فوقاني روي يك اندازه طراحي شده و هركدامشان يك ايوان دارند كه هم ديوارهاي شرقي – غربي جلوي آفتاب را مي‌گيرد و هم طاق‌نما.
سر اين طرح من گرفتاري بزرگي داشتم: ارتشبد يزدان‌پناه، قدرتمندترين فرد ارتش بعد از شاه بود. وي از زماني كه رضاخان كودتا كرد، همپالگي رضاخان بود و در زمان او خيلي پيشرفت كرد. او يك روز كه من نبودم آمده بود به محل كارگاه بانك سپه و مي‌رود طرف مقابل خيابان و به ساختمان نگاه مي‌كند و به آقاي ملك‌زاده، سرپرست كارگاه كه از شركت آرمه بود، مي‌گويد اين مزغل‌ها را خراب كنيد.
مزغل در فرهنگ ارتشي قديم به سوراخ‌هايي مي‌گفتند كه درون ديوارهاي بيروني قلعه‌هاي نظامي تعبيه مي‌شد كه از طريق آن‌ها به مهاجمان تيراندازي مي‌كردنداو اين ايوان‌ها را از آن طرف خيابان مزغل مي‌ديد. وي به سرپرست كارگاه مي‌گويد كه امروز چهارشنبه است. من چهار شنبه بعد كه مي‌آيم اين مزغل‌ها نبايد اينجا باشد. حرف او حرف آخر بود. البته مزغل قلعه‌ها چيزي در حدود 70 سانتيمتر در 70-80 سانتيمتر بود ولي در اين طرح ايوان‌ها با اندازه يك اتاق بودند. از طرف ديگر اينها با بتون مسلح ساخته شده بود و با خراب شدن آن‌ها تمام ساختمان فرو مي‌ريخت.
همان روز پيمانكار به دفتر من زنگ زد و گفت اگر جلوي اين قضيه را نگيريم كل ساختمان از بين مي‌رود. من هرچه فكر كردم ديدم حرف او برو برگرد ندارد و گرفتاري بزرگي درست شده است. البته رييس بانك سپه سپهبد آق اولي بود ولي ارتشبد يزدان پناه هم عضو هيأت مديره بانك بود. چاره‌اي نداشتم جز اينكه تقاضاي ملاقات با فرح را بكنم و تأكيد كردم اين قرار را قبل از چهارشنبه بعد بدهند.
رفتم و ماجرا را گفتم. خيلي مايل بود ساختمان‌هايي را كه مي‌سازيم پيشرفت را نشان دهد و من هم از بتون لخت در طراحي اين بنا استفاده كرده بودم. خنديد و مقداري هم تعجب كرد و گفت برو خيالت جمع باشد، من ترتيب كار را مي‌دهم. همينطور هم شد و چهارشنبه بعد او نيامد و ما هم كار را طبق طرح انجام داديم.»

 به او گفتم كه اين خاطره شيريني بود كه شما با چه زحماتي توانسته‌ايد اين طرح‌ها را پيش ببريد و گفت: «از اين مسائل زياد بود. سر آرامگاه نادرشاه مي‌خواستند سر من را بشكنند كه داستان آن مفصل‌تر است. هم اكنون يك‌نفر مشغول ضبط خاطرات من به صورت فيلم است كه اين خاطرات را به طور مفصل در آن فيلم‌ها توضيح داده‌ام.»

 بناي ياد بود ميدان آزادي
در ادامه گشت‌وگذار در شهر تهران به ميدان آزادي مي‌رسيمن كه بناي يادبود آن به نماد شهر تهران تبديل شده است. فكر بناي اين يادبود به زمان تدارك جشن‌هاي 2500 ساله شاهنشاهي برمي‌گردد . 122 هزار متر مربع زميني كه براي ساختن اين بنا اختصاص داده شد آن را به يكي از وسيع‌ترين ميادين جهان تبديل كرد و با همين عنوان هم افتتاح شد. در حال حاضر تنها 50 هزار مترمربع آن ميدان اصلي به فضاي سبز  و بناي يادبود اختصاص يافته است و مابقي خيابان كشي شده است.
از سال‌هاي اول دهه چهل موضوع طراحي بناي يادبود شاه در كلاس‌هاي درسي دانشگاه هنرهاي زيبا جزء پروژه‌هاي پايان‌نامه دانشجويان بود ولي با اعلام عمومي مسابقه طراحي در روزنامه اطلاعات در 10 شهريور 1354 طراحي اين بنا وارد مرحله جديدتري شد و همه معماران ايراني فرصت شركت در آنرا پيدا كردند كه نهايتاً طرح مهندس حسين امانت، 24 ساله و فارغ التحصيل دانشكده هنرهاي زيبا برنده آن اعلام شد.
از مهندس سيحون درمورد معروفترين بناي كنوني شهر تهران يعني بناي يادبود ميدان آزادي مي‌پرسم كه قبلا «شهياد» ناميده مي‌شد و توسط يكي از دانشجويان ايشان طراحي گرديد. مي‌گويد: «يك دروازه‌اي مي‌ساختند بسازند كه سمبل ورودي شهر تهران باشد براي جشن‌هاي شاهنشاهي. طرح را براي همه به مسابقه گذاشتند كه مهندس حسين امانت هم شركت كرده بود و من عضو هيأت داوران براي انتخاب طرح بودم.»
از او مي‌پرسم چه چيزي نظر شما را به اين طرح جلب كرد، مي‌گويد: «به نظرم رسيد كه اين طرح از يك طرف خيلي مدرن است و از طرف ديگر بوي ايراني دارد. در اين طرح دو طاق با هم تلفيق شده‌اند، يكي طاق شكسته است كه نوكش رو به بالاست و ديگري طاق ساساني كه در زير آن ديده مي‌شود و شبيه طاق مدائن در تيسفون است.
كاشي‌كاري داخل شبكه‌ها هم از معماري صفويه اقتباس شده. خيلي‌ها در مورد قطع شدن بالاي آن ايراد مي‌گيرند. من فكر مي‌كنم حالا ديگر به آن عادت كرده‌اند. علتش اين بود كه به دليل نزديكي به فرودگاه مهرآباد ارتفاع آن از 45 متر نبايد بلندتر مي‌شد. ولي روي هم رفته كار بسيار جالبي بود و آن روزي كه ما رفتيم براي قضاوت طرح، تعدادي طرح هم بود و يكي دو طرح ديگر هم نامزد اول شده بودند ولي ما به اين نتيجه رسيديم كه اين طرح واقعاً بهتر از بقيه است.»
از او مي‌پرسم آيا در مرحله اجراي طرح هم نقشي داشت، مي‌گويد: «من چند دفعه به كارگاه رفتم ولي هراز گاهي مهندس امانت خبر مي‌كرد و مي‌فتم به دفترش و جزئيات طرح را مي‌ديدم و آنچه به نظرم مي‌رسيد مي‌گفتم.»

 كليساي ارامنه خيابان كريم خان
يكي از بناهايي كه در تهران بسيار مورد توجه است كليساي ارامنه در خيابان كريم‌خان زند است كه در مسيري پررفت‌وآمد واقع شده و از نگاه جهانيان نمادي از فرهنگ مدارا در ميان ايرانيان است. در زماني كه ارامنه در برخي كشورهاي همسايه ايران مورد آزار واقع مي‌شدند، ايران محلي امن براي آن‌ها بود و ده‌ها كليسا در سراسر ايران گوياي آن است. اين كليسا با هزينه شخصي فردي خير از ارامنه تهران به نام مارگار سركيسيان به ياد همسرش ساخته شد و سپس مقر خليفه‌گري ارامنه در سال 1349 به آنجا نقل مكان كرد. ديدن تصاوير اين كليسا با مرحوم اسقف اعظم «آرداك مانوكيان» در سال 1375 بود.
از مهندس سيحون در مورد معماري كليساي «سركيس مقدس» مي‌پرسم كه چنين پاسخ مي‌دهد: «اين بنا توسط مهندس اوژن افتانديليان طراحي شد. طرح آن خوب است، هم خيلي مدرن است و هم جوابگوي يك كليساست. برج ناقوس آن هم از نظر معماري امروز بسيار جالب است.»

 پارك شهر و پارك خيام
مهندس سيحون بيشتر با ساختمان‌ها و بناهاي يادبود شناخته مي‌شود، در حالي كه معماري منظر و پاك سازي نيز از جمله يادگارهاي ايشان در شهر تهران هستند. مي‌گويد: «تمام ساختمان‌ها و استخر پارك سنگلج را كه الان به نام پارك شهر شناخته مي‌شود من طراحي كردم. اين پارك در جنوب ساختمان روزنامه اطلاعات بود. يكي از بناهايش هم به محل جلسات انجمن شهر تهران تخصيص داده شده بود. پس از استعفا از رياست دانشكده هنرهاي زيبا به عضويت انجمن شهر تهران انتخاب شدم.» در مورد پارك خيام نيز مي‌گويد: «وقتي از خياباني كه از ميدان ژاله (شهدا)‌به سمت شمال مي‌رويد، به پارك خيام مي‌رسيد كه تمامي آن را من طراحي كردم. براي طراحي آن از باغ‌هاي ايراني الهام گرفته‌ام.»
كنجكاو شدم كه منظورش از ايده‌ باغ‌هاي ايراني چيست و چنين گفت: « در جهان سه نوع طراحي براي باغ يا پارك هست: باغ‌هاي فرانسوي، باغ‌هاي ژاپني و باغ‌هاي شرقي يا ايراني. باغ فرانسوي روي يك محور ساخته مي‌شود و محور اين باغ ديد يك ساختمان است و اطراف آن به صورت قرينه اشكا هندسي درست مي‌كنند كه در آنها درختكاري و گل كاري و آب نما و حوض و استخر قرار مي‌دهند. نمونه گوياي اين نوع پارك، محوطه كاخ ورساي در نزديكي پاريس است. اين باغ انتها ندارد و آخرش ديده نمي‌شود در مجموع جنبه هندسي باغ‌هاي فرانسوي از پارك‌هاي ديگر بيشتر است.
باغ‌هاي ژاپني يا چيني كه انگليس‌ها به آن باغ سنگي مي‌گويند، كه ايده آن پياده كردن طبيعت روي يك محوطه است. به صورتي كه در آن سنگ‌هاي عظيم و چشمه و آبشار و بركه آب مي‌گذارند. اين نوع پارك‌سازي در آمريكا هم مرسوم است. نوع ديگر باغ‌سازي مدل شري است كه محدود به يك محوطه بوده و مثلاً در اطراف آن ديوار است و روي محورهاي متقاطع طراحي مي‌شود . مثلا باغ فين كاشان روي چند محور ساخته شده كه في‌المثل يك محور منتهي مي‌شود به يكي چهار طاقي كه زير آن حوض است و اطراف آن درخت كاشته شده است. حوض در وسط اين محور است و كاشي‌كاري‌ها و فواره‌هاي بلند در روي محور هستند. منتها يك حوض هست كه مستطيل شكل است . آن حوض چهل چشمه داشته كه از آن آب مي‌جوشيده. براي طراحي پارك خيام همزمان از ايده باغ ايراني و هم از ايده باز استفاده كردم. البته براي تمام آرامگاه‌ها باغ و فضاي سبز در نظر گرفته مي‌شد. همچنين براي منزل مسكوني خودم يك باغ در پشت خانه طراحي كردم.»

 ساختمان اداره برق تهران
پايين‌تر از پارك خيام به ميدان شهدا مي‌رسيم كه قبلا ميدان ژاله ناميده مي‌شد. طراحي ساختمان اداره برق در اين ميدان از جمله كارهاي مهندس سيحون است. مي‌گويد: «اين بنا و آرامگاه ابوعلي سينا در همدان جزء اولين بناهايي بودند كه با بتون لخت ساخته شدند. قبل از آن بتون لخت در طراحي نماي بناها به كار نمي‌رفت. در اين بنا هم بتون لخت و هم بلوك‌هاي شيشه‌اي به كار رفته بود كه حالت آجر چهرگوش داشت و داخل بتون كار گذاشته مي‌شد كه نورگير پله‌ها و فضاهاي داخلي را داشت. مي‌توان گفت كه اين بنا دومين ساختمان با بناي بتون لخت در تهران بعد ساختمان مطب دكتر فرهاد در خيابان پهلوي (ولي عصر) بود.»

 ساختمان سازمان نقشه برداري كل كشور
اين ساختمان كه در نزديكي فرودگاه مهرآباد ساخته شده از جمله بناهاي طراحي شده توسط مهندس سيحون است. از وي در مورد ويژگي اين بنا سؤال مي‌كنم كه چنين مي‌گويد: «در اين بنا اولين دفعه بود كه در داخل ستون‌ها را با آلومينويم پوشانديم و چون استفاده از اين بنا جنبه فني داشت نمي‌شد طرح‌هاي ايراني را در آن اجرا كرد. پنجره‌هاي اتاق‌هاي نقشه كشي همه رو به شمال بود كه نور آفتاب مزاحم افراد نشود و نقشه‌ها و اسناد را خراب نكند.»
پرورشگاه كودكان
اين پرورشگاه در خيابان ولي عصر بالاتر از ميدان ونك واقع شده است و از جمله بناهايي است كه توسط مهندس سيحون طراحي شد. در مورد آن چنين گفت: «زمين آن تپه ماهور بود و بالا و پايين داشت و در عين حال خيلي بزرگ بود. از طرف جمعيت شير خورشيد سرخ مي‌خواستند در آنجا پرورشگاه كودكان درست كنند و آقاي حسين خطيب از من خواست آن را طراحي كنم. تمامي طرح با آجر قرمز است و يك شهرك مانندي است. برخي تپه‌ها را نگه داشتيم و برخي را بريديم تا از پستي و بلندي‌ها كم شود. يك فعاليت‌هاي ديگري هم غير از پرورشگاه در آن انجام مي‌شد.»
وي گفت كه عكسي از آن مجموعه ندارد همانگونه كه عكسي از برخي بناهاييي كه در تهران طراحي كرده است،‌ندارد: «پايين تپه‌ امانيه ساختماني براي دكتر مقدم طراحي كردم كه چون زمين شيب داشت، داخل ساختمان هم از يك اتاق به اتق ديگر پله مي‌خورد. بناي ديگري كه دلم مي‌خواهد عكسش را داشته باشم بنايي بود در خيابان غرب پاسداران كه مي‌رود به سمت نياوران. آن طرح خيلي جنبه ايرانيت داشت. سالنش يك گنبد و اتاق‌هايش هم ايوان داشت.»

مجموعه آموزشي ياغچي آباد
در جنوب شهر تهران در محله ياغچي آباد، يك مجموعه آموزشي نيز توسط مهندس سيحون طراحي شد. كه در زمان افتتاح «فرح» نام گذاري شد. در مورد ويژگي اين بنا پرسيدم و وي چنين گفت: «به دليل كمبود بودجه و اينكه اين مجموعه آموزشي براي قشر محروم ساخته مي‌شد، مجبور شدم ابتكار به خرج دهم كه در هزينه صرفه‌جويي شود و آن استفاده از آجر سفت‌كاري براي نما بود، ولي سقف‌ها بتوني بود. اين مجموعه روي مدول يا واحد اندازه‌گيري خاص طراحي شده بود و ساختمان‌ها تكرار مي‌شد. اين مجموعه باغ هم داشت و هر مجموعه استفاده خاصي داشت.»

 ساختمان و خوابگاه آتش‌نشاني
در گشت‌و‌گذار تهران، وقتي از ميدان حسن‌آباد به سمت ميدان امام برويد در سمت چپ اداره آتش‌نشاني قرار دارد كه مجسمه‌اي در مقابل آن نصب شده كه عمليات اطفاي حريق و نجات يك كودك توسط توسط مأموران آتش‌نشاني را نشان مي‌دهد. اگرچه اين مجسمه نسبتاً جديد است ولي بناي خوابگاه و گاراژ اداره قديمي است.
در مورد ويژگي اين بنا پرسيدم كه در پاسخ چنين گفت: «مي‌خواستند خوابگاه و گاراژ براي آتش‌نشاني درست كنند. نظر به اينكه مأموران در مواقع اضطراري با استفاده از ميله به گاراژ مي‌آيند، من به جاي اينكه گاراژ‌ها را عمود بر محوطه طراحي كنم آنها را اريب طراحي كردم كه مسير خروج به سمت در اصلي راحت‌تر شود. اين بنا از متون مسلح و آجر ساخته شده بود.»

 سينماهاي آسيا و مركزي
مهندس سيحون دو سينما در تهران طراحي كرد كه در زمان خود جزء شيك‌ترين و پرطرفدارترين سينماهاي تهران بودند، به نام سينما سانترال (ساخت 1341 در ميدان انقلاب) كه بعداً به سينما مركزي و سينما آسيا (در تقاطع جمهوري و ولي عصر) تغيير نام داد. اخيراً خبر رسيد كه سينما آسيا پس از مدت‌ها تعطيلي،‌قرار است تبديل به يك پاساژ شود.
مهندس سيحون مي‌گويد: «داخل سالن هم از نظر نور و هم طرز چيدن صندلي‌ها چيز تازه‌اي به كار برديم و ترتيبي داده شده بود كه همه راحت فيلم را ببينند. به لحاظ ورودي و خروجي دقت زيادي شده بود. به دليل اينكه در تقاطع دو خيابان پر رفت‌وآمد واقع شده بود تلاش كرديم ديوار سالن نمايش كاملاً صداگير باشد، در حالي كه سالن انتظار در امتداد خيابان بود».
نام مهندس سيحون براي دانشجويان سابقش تداعي‌گر استادي سختگير و عاشق تاريخ و هنر معماري ايران است كه بسياري در اشتياق ديدنش به دوبي رفتند تا پس از قريب به 30 سال او را ببينند. نسل جوان معماران ايراني و دانشجويان معماري نام او را با بناهاي به يادماندني عجين كرده و به او همچون اسطوره معماري معاصر ايران نگاه مي‌كنند و تشنه ديدارش هستند. در حين صرف ناهار در يك رستوران ايراني در لس‌آنجلس از او پرسيدم: «سؤالي كه خيلي‌ها از من مي‌پرسند اين است كه مهندس سيحون چه موقعي به ايران خواهد آمد؟» با نگاهي تأسف‌آميز گفت: «بعد از انقلاب همه آثار هنري‌ام، يادگارهاي شخصي‌ام و عكس‌هاي خانوادگي‌ام از بين رفت، خانه و دفتر كارم مصادره و فروخته شد. من با ساختن اين همه بنا در تهران، سرپناهي براي خودم ندارم».

 

گردشگران ایرانی توریسم کردستان عراق را هم رونق دادند

                                                            با سپاس از : میراث خبر

توریسم منطقه کردستان عراق به برکت سفر گردشگران ایرانی امسال با 70 درصد رشد، رونق چشمگیری داشته است.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ بین‌الملل ـ تعداد توریست‌های خارجی به منطقه اربیل عراق در سال جاری درمقایسه با سال گذشته – 2011- نزدیک به 70 درصد رشد داشته است. بیشتر گردشگران این منطقه ایرانی هستند.
 
به گزارش العربیه و براساس آخرین بررسی‌های آماری از سوی دفتر توریسم کردستان عراق، تعداد توریست‌ها در این منطقه بیش از 66 درصد رشد را دراین هفت ماه نخست سال 2012 در مقایسه با سال گذشته تجربه کرده‌است. بیشتر این گردشگران از کشورهای ایران و سپس ترکیه هستند.
 
این بررسی‌ها نشان می‌دهد که تنها کردستان عراق، تا جولای 2012 نزدیک به یک میلیون توریست را بخود جذب کرده‌است  در حالی که در سال گذشته نزدیک به 1.7 میلیون توریست جذب کرده بود که انتظار می‌رود تا پایان سال 2012 تعداد کل گردشگران این منطقه به تنهایی به بیش از 2 میلیون نفر برسد.
 
طبق همین گزارش، کشورهای همسایه به ویژه ایران وسپس ترکیه بیشترین تعداد گردشگر را به این منطقه می‌فرستند. از این میان، توریست‌های ایرانی عمدتا به منظور خرید از مراکز خرید نوینی که در اربیل و مراکز دیگر تجاری این منطقه افتتاح شده و نیز استفاده از فضاهای متفاوت فرهنگی دراین منطقه به این کشور سفر می‌کنند.
 
توریست‌های ایرانی عمدتا به منظور خرید از مراکز خرید نوینی که در اربیل و مراکز دیگر تجاری دراین منطقه افتتاح شده و نیز استفاده از فضاهای متفاوت فرهنگی دراین منطقه به این کشور سفر می‌کنند.
 
توریست‌های ایرانی عمدتا با اتومبیل و اخذ ویزای عراق به کردستان عراق وارد می‌شوند. پس از ایرانیان، ترک‌ها بیشترین تعداد توریست را به کردستان عراق می‌فرستند اما تعداد گردشگران ترک  روند فزاینده‌ای دارد.
 
همچنین توریست‌های غربی و به ویژه اروپایی نیز با افزایش اخبار حاکی از ثبات و امنیت دراین منطقه بیش از پیش کردستان را در مقصدهای گردشگری خود جای می‌دهند.
 
مقامات کردستان عراق در نظر دارند تا سال 2015 بیش از 5 میلیون توریست خارجی به این منطقه جذب کنند.
 
این درحالی است که به گفته مقامات توریسم کردستان عراق تعداد توریست‌های منطقه خاورمیانه عمدتا به دلیل بروز ناآرامی‌های اخیر دراین کشورها طی سال های اخیر به شدت کاهش داشته ولی در کردستان عراق این روند کاملا معکوس بوده است.
 

از دیگر سو فرودگاه بین المللی اربیل نیز خبر از رشد 37 درصدی در ترافیک هوایی این کشور داده است که درحدود 622 هزار مسافر و نیز رشد 67 درصدی در میزان حمل و نقل کالا بوده است که سبب شده این فرودگاه پس از بغداد به دومین فرودگاه پرتردد عراق مبدل شود.

 

ایران که در سال‌های اخیر با ارسال گردشگران مختلف مذهبی و تفریحی و خرید، سهم بسزایی در رونق گردشگری کشورهای همسایه همانند ترکیه، عراق، سوریه، عربستان و به تازگی ارمنستان و آذربایجان داشته، متقابلا درصد ناچیزی گردشگر از این کشورها بخود جذب نکرده‌است.

                                                               میترا اسدنیا

سرشناس ترین شاهزاده خانم های ایران

 باسپاس از: ایران گراند

سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است. وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است . با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.

سرشناس ترین شاهزاده خانم های ایرانی! + عکس

آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی – برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد.

سرشناس ترین شاهزاده خانم های ایرانی! + عکس

آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش. هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی داریوش دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .

آرتادخت: وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید .

آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از” گشتاسب بنده” بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد. آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است.

سرشناس ترین شاهزاده خانم های ایرانی! + عکس

آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است . ( ٢۵٢ ساسانیان )

پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .

زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال – آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .

فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید .

کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است .

گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند .

آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند .

گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )٢٧۴

هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را “همایچهر آزاد” ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از “وهومن سپندداتان” بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبتقوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است .

پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود .

شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور – شهریار – فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند .

پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .

بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیاموجود است.

اولین تلفن‌های همراه پیش از موبایل

          با سپاس از : سایت تابناک

اولین تلفن‌های همراهی که واقعا آنها را می‌شد حمل کرد، سال 1980 ساخته شدند. این وسایل ارتباطی در یک کیف دستی قرار می‌گرفتند و چندین کیلو وزن داشتند.
کد خبر: ۲۷۳۹۰۶
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۲
تلفن‌های همراه امروز در یک کف دست جای می شوند، ۳۰ سال پیش تلفن‌های همراه دیگری وجود داشت که در یک کیف دستی حمل می‌شدند، ‌اما پیش‌ از آن چه؟ آیا قبل تر از آن هم چیزی به اسم تلفن همراه وجود داشت؟

به گزارش فارس، اولین تلفن‌های همراهی که واقعا آنها را می‌شد حمل کرد، سال 1980 ساخته شدند. این وسایل ارتباطی در یک کیف دستی قرار می‌گرفتند و چندین کیلو وزن داشتند.

البته این تلفن‌ها اولین تلفن‌های همراه نبودند و تاریخ ساخت تلفن همراه به سال‌ها قبل‌تر از آن بر می‌گردد، این وسایل ارتباطی در دهه 60 برای عموم مردم عرضه شدند اما آنها را نمی‌شد در یک کیف جا‌داد یا همراه خود این طرف و آن طرف برد، این تلفن‌ها با رادیو‌‌های بزرگ خود تنها در وسایل نقلیه قابل حمل بودند و شاید بهتر است که آنها را تلفن‌های همراه ماشینی بنامیم.

تلفن‌های همراه ماشینی بسیار بزگ بودند و برق خود را از باطری ماشین تهیه می‌کردند و دستگاه فرستنده و گیرنده آن‌ها که بسیار بزرگ بود، در صندوق عقب ماشین جای داده می‌شد، به گونه‌ای که با قرار دادن آن‌ها فضای زیادی در صندوق باقی نمی‌ماند. تا سال 1964 یک و نیم میلیون نفر در آمریکا از‌ این وسیله در خودرو‌های خود استفاده می‌کردند.













غواصان اروند دنيا را شگفت زده کردند!

      هفته بزرگداشت سالها مقاومت و مبارزه و ایستادگی فرزندان غیور ایران در دفاع از میهن گرامی باد.

فيزيک بدني و جثه قوي بچه هاي زنجان بود که باعث شد بخش عمده اي از کارهاي سخت ارتش و سپاه به بچه هاي آذربايجان سپرده شود. به ويژه که ماموريت هاي آبي خاکي ماموريت هاي سختي بود و ريسک بالايي داشت؛ به همين دليل رزمندگان آذربايجاني تمايل داشتند در اين عمليات ها شرکت کنند.
 با سپاس از: سایت تابناک
مي گويند غوغا، در عمق اروند است. شنيده ام جريان اروند، جريان صاف و آرام است اما در عمق آن غوغايي به پاست و خروش و طغيان واقعي رودخانه زير آب است. به طوري که اگر لنگر کشتي که در اروند لنگر مي اندازد ضعيف باشد جريان رود، کشتي يا يدک کش را از لنگر جدا مي کند و با خود مي برد. اينجاست که مي فهمم چرا غواصان کار کشته زمان جنگ با شنيدن نام اروند هوايي مي شدند و تمام سختي عبور از اين رودخانه راکه حتي عراقي ها تصور نمي کردند کسي بتواند از آن عبور کند، به جان مي خريدند. براي آنها جنگ دو جانبه بود «جنگ با آب و جنگ با دشمن»

به نوشته خراسان، وقتي پيگير مصاحبه با غواصان دوران جنگ مي شوم، اسامي مختلفي را مي شنوم که بيشتر آن ها ازاهالي زنجان هستند.تعجب مي کنم. مي دانم زنجان نه دريايي دارد و نه رودخانه اي که بتوان در آن غواصي کرد. اما بيشتر اعضاي گروه غواصي اروند و عمليات هاي مهم ايران و عراق زنجاني ها و آذربايجاني ها بودند.علتش را از «عباس راشاد» غواص خط شکني که چندين عمليات مهم را تجربه کرده و اکنون سه سالي است فرماندار زنجان است، مي پرسم. او با لبخند و با افتخار - به قول خودش پارتي بازي مي کند- از شجاعت و ايثارگري هموطنان آذري زبان مکرر تعريف مي کند.راشاد 49 ساله است. مهندس شيمي است و مدرک فوق ليسانس رشته سياسي را همزمان با جنگ و بعد از آن کسب کرده است .تدريس در دانشگاه آزاد و دانشگاه امام حسين (ع) در حوزه انديشه سياسي و علوم دفاعي از ديگر فعاليت هايش است. در جنگ 12 بار زخمي شده. مي گويد: از گردان ذخيره 500 نفره اي که در جنگ وجود داشت، انشعابي به اسم گردان المهدي (عج) شکل گرفته بود که همه غواص بودند. همين غواص ها در دوران دفاع مقدس کم نظيرترين و دشوار ترين عمليات آبي ـ خاکي جهان را رقم زدند.غواصان خط شکني که ابتدا وحشي ترين و عجيب ترين رودخانه را رام کردند و بعد به جنگ دشمن رفتند.رام کردني که اگر چه نتيجه اش پيروزي بود اما بسياري از جوانان کشور را از ما گرفت.در سفري يک روزه به زنجان پاي صحبت هاي اين رزمنده غواص خط شکن نشستيم.

غواصان در دوران جنگ تحميلي در چند عمليات حضور داشتند؟


در طول تاريخ دفاع مقدس، در 5 عمليات از واحدهاي غواصي استفاده شد. البته نيروهاي غواص در دو عمليات به طور محدود و در 3عمليات به صورت گسترده حضور داشتند.عمليات هاي بدر،والفجر 10، والفجر 8 و عمليات کربلاي 4 و کربلاي 5 ، عمليات هايي بود که با حضور و ايثارگري غواصان اجرا شد. در عمليات کربلاي 5 که عمليات بسيار مشهوري است و در شلمچه و اروند رود، فرماندهي واحدها به عهده زنجاني ها بود. ما در هر 3 عملياتي که به صورت گسترده حضور داشتيم، موفق بوديم. در والفجر 8 موفقيتمان صد در صد بود، چون طبق برنامه ريزي ها کارمان را انجام داديم. اما در کربلاي 4 اگر چه گروهان ما به اهدافي که برايش تعيين شده بود رسيد اما چون متاسفانه دو جناح چپ و راست نتوانستند آن گونه که برايشان تعيين شده بود به اهداف خود برسند، در محدوده عراقي ها و درعمق دشمن گرفتار شديم. در کربلاي 5 نيز توانستيم خطوط دفاعي عراق و آبگرفتگي شلمچه را که خطوط دفاعي بسيار مستحکمي بود ، مهار کنيم اگر چه تعداد هم رزماني که توانستند به خط برسند خيلي کم بود ،شايد حدود10 نفر.

چطور شد که به عنوان غواص خط شکن در جبهه حاضر شديد؟


من ورزشکار بودم. ضمن آن که از همان سال هاي ابتداي جنگ علاوه بر شنا، بسکتبال هم بازي مي کردم. وقتي مشخص شد که براي عمليات ها بايد در منطقه آبي هور يا اروند و يا مناطق ديگر خدمت کنيم با توجه به سابقه فعاليتي که داشتيم، اعلام آمادگي کرديم.ابتدا از ما تست گرفتند و تعدادي را انتخاب کردند. باز هم از بين اين افراد گروه هاي 100 نفري انتخاب شدند و از آن ها تست هاي بدني گرفته شد. در مرحله بعد افرادي که مي توانستند کارهاي سنگين انجام بدهند، انتخاب شدند. در اين تست ها شايد از هر صد نفر 30-40 نفر انتخاب و بقيه حذف مي شدند. البته دليل حذف آن ها ناتواني براي حضور درجنگ نبود بلکه گزينش کنندگان به اين نتيجه مي رسيدند که اين افراد توانايي عمليات آبي و خاکي ندارند بنابراين از افرادي که در تست ها رد مي شدند به عنوان نيروهاي خط شکن در قسمت هاي ديگر استفاده مي شد.

چرا بيشتر نيروهاي غواص از زنجان انتخاب شدند ؟ آن هم استان زنجان که نه دريا دارد و نه رودخانه ؟


البته اين سوال جالبي است. بعضي تعجب مي کنند که چرا نيروهاي غواص از زنجان انتخاب شدند. يکي از دلايل اين مسئله شرايط سخت مناطق تعيين شده براي غواصي بود.اين مناطق زمستان بسيار سخت، خشک و شکننده اي داشت، به نحوي که آب در صبح و شب زمستان و حتي لباس هاي غواصي يخ مي زد. وارد شدن به اين آب با توجه به سرمايي که در منطقه سردسير وجود داشت براي بچه هاي زنجان و اردبيل، امر عادي بود ولي افرادي که از مناطق گرمسير به جبهه آمده بودند وقتي وارد آب مي شدند شوکه مي شدند. بنابراين يکي از دلايلي که بچه هاي زنجان انتخاب مي شدند همين مسئله بود. موضوع ديگر فيزيک بدني و جثه قوي بچه هاي زنجان بود که باعث شد بخش عمده اي از کارهاي سخت ارتش و سپاه به بچه هاي آذربايجان سپرده شود. به ويژه که ماموريت هاي آبي خاکي ماموريت هاي سختي بود و ريسک بالايي داشت؛ به همين دليل رزمندگان آذربايجاني تمايل داشتند در اين عمليات ها شرکت کنند.البته ما درعمليات هاي قبلي مثل والفجر 8 به موفقيت هاي شيريني رسيده  بوديم و مايل بوديم که باز هم تکرار شود و چه بسا داوطلب شدن بخش عمده اي از نيروهاي زنجان در عمليات هاي بعدي همين مسئله بود.

دوره آموزشي غواصي چقدر طول کشيد؟


از آن جا که ما شناگر بوديم و به هر 4 شنا به طور کامل آشنا بوديم، تستي از ما گرفتند و لباس هاي معروف به وت سوت را به ما دادند.حتي چگونگي پوشيدن لباس غواصي هم نياز به يک ماه زمان و آموزش دارد. بعد هم تمرين ها شروع شد.غواصي هم مثل هوانوردي يک کار علمي است.با اين فرق که در هوانوردي از زمين به سمت بالا مي رويد اما درغواصي از زمين به سمت پايين مي رويد. نحوه آموزش هاي غواصي،عمليات به عمليات فرق مي کرد. البته در اصطلاح نظامي در مورد مدت آموزش

مي گويند به مدت کافي.آموزش هاي ما براي عمليات والفجر 8 شايد بيش از 3 يا 4 ماه طول کشيد.در عمليات کربلاي 4 چون اين عمليات پيچيدگي خاصي داشت، بيش از 8 ماه آموزش داشتيم.يعني از بهار سال 1365 تا زمستان و بهمن همان سال. حضور در عمليات کربلاي 5 براي ما فقط جنبه جلسه توجيهي داشت و البته نيروهاي جديدي که آمده بودند حدود 15 روز آموزش ديدند.اگر چه آموزش هاي ما براي دوعمليات ديگر و عملياتي که کاملا محرمانه بود خيلي زياد بود.به خصوص آن که نيروهاي غواص حتما بايد دوره هاي کوهنوردي را هم مي گذراندند؛ به نحوي که بايد مي توانستند با طناب خوب کار کنند.صخره نوردي هم بايد بلد مي بودند و در نهايت در غواصي حرفه اي عمل مي کردند، به همين دليل براي اين کار نيروهاي حرفه اي انتخاب شدند.

دوره هاي آموزشي در کجا برگزار مي شد ، مي گويند بعضي از اين دوره ها در بندرعباس بود، درست است؟


نه اين گونه نبود، گاهي ما هم نمي دانستيم براي دوره هاي آموزشي کجا مي رويم. ما را سوار خودرو مي‌کردند و به جايي که بايد مي بردند.مثلا روي کاميون را مي پوشاندند يا سوار بر تانکر يا کانتينر به نقطه اي مي بردند و مي گفتند اين جا منطقه آموزشي است. کسي حق نداشت بپرسد اينجا کجاست و اين جا چه کار مي کنيم ؟همه در قرنطينه بودند و تا زمان عمليات حق تلفن کردن و حق مرخصي نداشتند.حتي براي بعضي از عمليات ها تا يکي دو سال حق صحبت کردن با ديگران درباره آن عمليات را نداشتيم. اين مسئله براي سه مورد از عمليات ها اتفاق افتاد چون گفته مي شد ممکن است اين عمليات ها باز هم تکرار شود.

تا الان هم مناطق آموزشي براي شما ناشناخته مانده است؟


البته بعضي مناطق را شناختيم. مثلا منطقه اي بود به نام قجريه بين اهواز و خرمشهر، يا منطقه دارخوين بين اهواز و آبادان.يک بخش از آموزش هايمان هم در تبريز و در استخرهاي سر پوشيده بود.مثلا از ساعت يک نيمه شب تا ساعت ۶-۵ صبح آموزش داشتيم و نمازمان را هم در همان مکان مي خوانديم و بعد بر مي گشتيم.

سخت ترين و حرفه اي ترين عمليات خاکي آبي کدام عمليات بود؟


سخت ترين عمليات کربلاي 4 بود،عملياتي پيچيده و حرفه اي. اين عمليات آن قدر پيچيده بود که اگر به موفقيت کامل مي رسيد،بدون شک بدنه ارتش عراق در هم کوبيده مي شد.قرار بود در اين عمليات 80 هزار نفر اسير گرفته شوند.يعني معادل 5 برابر عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر و 6 برابر عمليات فتح المبين.علاوه بر اين عمليات کربلاي 4 بسيار هم پرهزينه بود.آن موقع مي گفتند نزديک به 2 تا 4 ميليارد دلار براي اين عمليات هزينه کرده اند.

گفتيد عمليات به موفقيت نرسيد، قضيه از چه قرار بود؟


متاسفانه عمليات لو رفت. زماني که ما براي شناسايي جلو رفتيم متوجه شديم عمليات لو رفته است.آن موقع من همراه دو نفر ديگر از غواصان ، آقاي ارجمند و اصانلو بودم. مواردي که مي ديديم نشان مي داد که عمليات آن گونه که بايد پيش نمي رود.مثلا وقتي براي شناسايي مي رفتيم مي دانستيم که عراقي ها در حالت معمولي ترانه عربي گوش مي کنند، در حالي که طي آن مدت حتي راديو گوش نمي کردند و يا حتي با هم صحبت هم نمي کردند،درحالي که مي دانيد عرب ها همه با هم در جمع حرف مي زنند. چندين بار که توانستيم به خطوط دشمن نفوذ کنيم تمام علايم نشان مي داد که آن ها از حضور ما مطلع شده اند.ما در شناسايي ها ، هيچ يک از عراقي ها را در خواب نديديم،همه آماده بودند.وقتي بر گشتيم،اعلام کرديم عراقي‌ها مطلع شده اند و خبرهايي هست . مي دانيد که ما دو نوع عمليات داريم.يک نوع عمليات غافلگيري به نام غافلگيري در زمان؛ که زمان آغازعمليات نبايد اعلام شود، يک نوع ديگر آن است که شما زمان عمليات را بايد بگوييد تا طرف مقابل بترسد.چون عمليات کربلاي 4 عمليات خيلي بزرگي بود به عمد کاري کرده بودند که عراق نتواند در خطوط دفاع مقاومت کند.البته اين کار درست بود ولي کمک جدي آمريکايي ها که در اين منطقه و اين عمليات به طور مستقيم وارد شدند، و از سوي ديگر کمک اطلاعاتي و بسيار جدي شوروي آن زمان و علاوه بر آن سلاح هاي جديدي که استفاده شد باعث بروز مشکلاتي براي رزمندگان ما شد. دراين عمليات حدود ۷ تا ۱۰ کيلومتر در آب حرکت کرديم و از نزديکي هاي بصره سر در آورديم ، آن ها از سلاح هايي استفاده مي کردند که ما تا آن موقع نديده بوديم.سلاح هايي که وقتي آن ها روي آب را مي‌زدند، آب يک باره براي حدود صد و پنجاه متر منفجر مي شد. بعدها فهميديم که اين ها سلاح هاي جديدي است که با کمک مستقيم روس ها، آمريکايي ها و فرانسوي ها تهيه شده است.

بالاخره متوجه شديد ،عمليات چگونه لو رفته است؟


ما هيچ وقت نفهميديم که اين عمليات از کجا لو رفت،چون در خطوط، کاري انجام نمي شد که آن ها متوجه عمليات شوند.حتي تعداد کساني هم که مي دانستند آن روز عمليات خواهد بود حدود ۵- ۴ نفر بود.ما فقط چند نفر بوديم که مي دانستيم بايد از خطوط عبور کنيم. به همين دليل وقتي تا آخر مسير رفتيم، يک دفعه متوجه شديم که پشتمان بسته شده است. اتفاقاتي افتاد که فقط مي توانيد در فيلم هاي سينمايي ببينيد. شايد عجيب باشد ولي شرايط به نحوي شده بود که وقتي ما عراقي ها را مي ديديم به آن ها سلام مي داديم ، فقط بعضي ها با تعجب ما را نگاه مي کردند با خودشان مي گفتند که چرا ما اين شکلي لباس پوشيده ايم. ما موظف بوديم که عبور کنيم اماگاهي هم مجبور مي شديم که درگير شويم. تا اين که در آخر ماموريت يکباره به ما گفتند که از جناحين نتوانسته اند عبور کنند و برگرديد. ما هم دوباره تمام اين مسير را، بازگشتيم. ساعت هشت و پنجاه دقيقه صبح بود که به کنار اروند رود رسيديم.در آن عمليات تمام مدت شب از رودخانه عبور مي کرديم. حدود دو ساعت طول کشيد تا از خطوط عبور کنيم که گاهي همراه با درگيري بود. حدود دو ساعت مي دويديم و بعضي از سنگرها را منهدم مي کرديم. تا خط چهارم رفته بوديم. با اين همه به ما گفتند برگرديد و دوباره از خط سوم و دوم برگشتيم.وقت اذان صبح بود که به خط اول رسيديم .نماز هم خوانديم. براي ۵-۴ ساعت زخمي ها را جابه جا مي کرديم. البته به خط دوم هم سرکشي کرديم چون بعضي از دوستانمان که زخمي شده بودند آنجا بودند.بعد شکسته شدن خط، حدود سه ساعت با نيروهاي عراقي به صورت تن به تن مبارزه کرديم،آن هم به صورت کتک کاري ، هر دوطرف هر چقدر توان داشتند با مشت ، لگد، سيلي يا با نارنجک همديگر را مي زدند.

پس شرايط خيلي خاصي حاکم شده بود؟

بله درگيري بسيار شديد بود.حتي من به دوستان گفتم که اين به فيلم سينمايي شباهت دارد اصلا به جنگ شباهت ندارد.چون من در جنگ هاي غرب کشور در قرارگاه رمضان در جنگ هاي کردستان و خيلي جنگ ها شرکت کرده بودم ، خانواده من نظامي است و به همين دليل جنگ را مي شناسم. شدت آتش؛تعداد نيروها و ... کاملا به فيلم سينمايي شباهت داشت . شايد باور نکنيد حتي در منطقه کربلاي 5 در روز اول تعداد تانک هاي عراقي بيشتر از تعداد نيروهاي ما بود.فکر مي کنم در منطقه حدود 6 هزار تانک وجود داشت. فقط در آن محدوده کوچک ده ها تانک عراقي با سلاح هاي مختلف آتش گرفت. البته تلفات هم بسيار زياد بود.کربلاي 5 عملياتي بود که بچه ها متر به متر مي جنگيدند. همان طور که مي دانيد در جريان امضاي قطعنامه اين گونه فکر کرده بودند که هر قراردادي نوشته شود قرار نيست اجرا شود بنابراين مي خواستند چند بند مبهم بنويسند.اما جمهوري اسلامي ايران قطعنامه را درکربلاي 5 به آنها تحميل کرد. در کربلاي 5 آمريکايي ها ،روس ها ،فرانسوي ها، انگليسي ها و اسرائيلي ها همه فهميدند با نيرويي مي جنگند که به راحتي زورشان به آن نمي رسد. اگر چه آن ها درس نگرفتند و باز هم در جنگ هاي 33 روزه دوباره ضربه خوردند. با اين حال واقعا بچه ها کار بسيار بزرگي کردند و عمليات هم موفقيت آميز بود ولي متاسفانه گردان ما هم تمام شد! بسياري از بچه هاي غواص شهيد شدند.

با اين وجود تعداد کمي از رزمندگان غواص عمليات کربلاي 5 زنده ماندند؟


بله.صحبتي که يکي از فرماندهان کربلاي 5 مطرح کرد اين بود که نگذاريد براي رزمندگاني که در شکسته شدن خط نقش دارند اتفاقي بيفتد،آن ها را زنده برگردانيد. مي خواستند کسي باشد که اتفاقات و حوادث عمليات را روايت کند. اصلا اين موضوع را به صراحت به ما گفتند . البته ما آن موقع به اين مسائل توجه نداشتيم .حتي براي اين که گروه 5 و يا 6 نفري اين عمليات زنده باشند هر گروه را به يک نفر محول کردند و گفتند اين گروه را از خطوط اول ؛ دوم و سوم عبور بدهيد و عقب ببريد و اين ها را جلو نياوريد.

توانستيد گروه را زنده و سالم برگردانيد؟


اين موضوع هم ماجرايي داشت.شرايط خاصي داشتيم. خط اول را رد شديم. گفتيم کمي کنار گروه هايي که مي خواهند جلو بروند بنشينيم و صحبت کنيم.اعضاي 5 نفره گروه کنار آن ها ايستاده بودند.من با کمي فاصله ايستاده بودم و با آقاي ارجمندي فر صحبت مي کردم و براي ايشان توضيح مي دادم که چه اتفاقي افتاده است. آن موقع به خاطر از دست دادن دوستانمان شرايط روحي خاصي داشتم. تصور کنيد که مثلا به فردي بگويند پدر و مادرش فوت کرده اند،اين را گفتم تا درک کنيد چقدر شرايط سختي داشتم. مجيد ارجمندي فر به من گفت برو يک جا بنشين و گريه کن وگر نه مشکل پيدا مي کني. در همين اثنا يک خمپاره سنگين جلوتر از ما افتاد.به دلم افتاد که دومي سمت ما مي آيد. همين موقع دومين خمپاره سنگين 160 که تازه به عراقي ها داده شده بود، درست بين گروه پنج نفره مان افتاد . دراثر انفجار اعضاي بدن اين شهيدان عزيز به هم چسبيده بود. بعدها فهميدم اعضاي بدن آن ها حتي به لباس هاي غواصي من هم چسبيده است. فقط اعضاي گروه دوم که توسط دوست ديگرمان بازگردانده شده بودند، زنده ماندند.

شايد به همين دليل است که درباره اين چند عمليات مهم و حساس و اتفاقاتي که افتاده، روايت هاي زيادي گفته نشده است؟

البته پس از عمليات کربلاي 4 به ما گفتند نبايد تا مدتي درباره اين عمليات صحبت کنيد.به ما گفتند هر چه ديديد و شنيديد را نبايد بازگو کنيد. جالب اين که بعد از گذشت حدود ۴-۳ سال ،آمريکايي ها فيلمي ساختند به نام نجات سرباز رايان، برخي صحنه ها که مربوط به نورماندي بود، دقيقا مشابه صحنه‌هايي بودکه ما در جريان جنگ تجربه کرديم و آنچه آن ها ساختند دقيقا کپي برداري از حوادثي بود که ما آن ها را تجربه کرديم .همان جا بود که به اين فکر افتادم ما نبايد بگذاريم اين قضايا فراموش شود. به دوستان گفتم،اگر درباره اين موضوعات صحبت نکنيم آن ها واقعيت ها را جعل مي کنند.بنابراين با صدا و سيما تماس گرفتيم تا آن چه را اتفاق افتاده است همان گونه که بود روايت کنيم تا واقعيت ها ثبت شود اما متاسفانه تا کنون فيلم يا گزارشي در اين خصوص نديده ام.

از آن دوران خاطره اي هم در ذهنتان هست؟


يکي از همين خاطرات که شايد جالب باشد به يکي از همين عمليات ها و يکي از هم رزمان به اسم مير‌بهاء الدين مربوط مي شود و ماجرايي که برايمان تعريف کرد. او از زماني گفت که وارد خط شد و چهار عراقي او را محاصره کردند.او مي گفت جلوي چشم آن ها نارنجک کشيده و فرار کرده است. صبح عمليات دست و پايمان زخمي شده بود و خون زيادي از ما رفته بود . نياز داشتيم چيزي بخوريم تا جان دوباره اي بگيريم. عراقي ها به ماست مي گويند "بستني ". اين کلمه بالاي سنگرعراقي ها نوشته شده بود. به ميربهاءالدين گفتم : سيد ببين اين ها توي اين سرما هم بستني مي خورند. رفتيم کمي از مثلا بستني‌هاي آن ها را خورديم خيلي بدمزه بود.تازه فهميديم آن چه خورده ايم ماست است نه بستني. همان موقع از سيد پرسيدم ديشب چه اتفاقي برايت افتاد؛گفت شب گذشته عراقي ها داشتند من را مي گرفتند 4نفر هجوم آوردند که من را بگيرند يک نارنجک کشيدم و به طرف آن ها پرتاب و فرار کردم. با خودم گفتم حتما همين طوري يک چيزي مي گويد.گفت اگر باور نمي کني برويم نگاه کنيم.وقتي به جايي که مي گفت رفتيم با صحنه جالبي مواجه شديم . نارنجکي که سيد از آن حرف مي زد، درست وسط عراقي ها افتاده بود و منفجر هم شده بود و آن 4 نفر هم افتاده بودند. سيد گفت همين ها بودند که مي خواستند من را بگيرند. آن روز ما تا نزديکي هاي ظهر در خط مانديم.يکي از گردان هاي لشکر ثارا... نتوانسته بود، درعمليات خط را تصرف کند ما به آن ها درتثبيت خط کمک کرديم.يکي از گردان هاي گروهان هاي لشکر فجر از اهالي شيراز فارس بود، به آن ها هم درتثبيت خط کمک کرديم.آن ها از روبه رو مي زدند ما از بغل.بالاخره تا ظهر خط را گرفتيم. من تاريخ جنگ کره و خاطرات جنگ جهاني دوم را خوانده ام و اتفاقاتي را که براي روس ها، لهستاني ها و بر اي مردم اروپايي و انگليس رخ داد ، مطالعه کرده ام اما آن چه در سه عمليات والفجر 8 ، کربلاي 5 و کربلاي 4 رخ داد، حوادث ويژه اي بود هر يک از آن ها مي تواند سوژه اي براي يک کتاب يا يک فيلم باشد.اتفاقاتي نادر و عجيب که روزي بايد ثبت شود.

در صحبت هايتان از شهادت يا مجروح شدن غواص ها سخن گفتيد آيا از بين اين نيروها، کسي اسير هم شد؟

در والفجر 8 از آن جا که عراقي ها کاملا غافلگير شدند اسير نداشتيم.گويا واحدهاي شناسايي عراقي ها در شب که معروف به واحدهاي العميق هستند، به فرمانده تيپ گفته بودند که ما افرادي با لباس غواصي ديده ايم که به اين سمت مي آيند.اما فرمانده تيپ قبول نکرده بود چرا که تصور مي شد اصلا امکان عبورغواص از اروند رود وجود ندارد.ولي همان شب نيروهاي ما آن ها را گرفتند. فرمانده آن ها براي خودش هيبتي داشت.البته سخت به اسارت درآمد.او به تمام نيروهايش گفته بود همه بايد خودشان را بکشند و نبايد تسليم ايراني ها شوند.آخرين نفر خودش بود که زخمي شد ولي نتوانست خودش را از بين ببرد.جالب است که اين فرد بعدها جزو اعضاي سپاه بدر شد و الان از فرماندهان رده بالاي ارتش عراق است ودرجه بالاي سپهبدي دارد. اما در کربلاي 4 تعدادي از نيروهاي غواص اسير شدند.از 4 نفري که ازنيروهاي ما باقي مانده بودند يک نفر به شهادت رسيد ولي سه نفر ديگر به احتمال زياد اسير شدند.من دو، سه روز بعد از عمليات در تلويزيون عراق يکي از آن ها را ديدم . مي دانيد که ايران بعد از عمليات تمام برنامه هاي عراقي‌ها را ضبط مي کرد.ولي بعدها عراقي ها گفتند که اين افراد کشته شدند.وقتي گروه تفحص براي پيگيري رفت، گفتند عراقي ها اسيرهاي زخمي را کشته اند.البته از گروهان هاي ديگر تعداد زيادي اسير شدند اما درکربلاي 5 اسير نداشتيم و ما از عراقي ها اسير گرفتيم . در والفجر 8 هم تعدادي زيادي از عراقي ها را اسير گرفتيم. در کربلاي 4 هم اسير گرفتيم ولي فقط توانستيم دو نفر را به ايران بياوريم که آن ها هم از اسير شدنشان خوشحال بودند ولي در کربلاي 5 حدود 200 نفر از عراقي ها را به اسارت گرفتيم .

صحنه هايي که در جريان جنگ شاهد آن بوده ايد صحنه هايي دلخراش و تاثير گذار بوده، آيا هنوز آثار آن برايتان باقي مانده است؟


ترديدي نيست که جنگ سخت است. من آن موقع 23 سال داشتم و از دانشگاه صنعتي اصفهان به جبهه رفته بودم. ولي هنوز هم که نزديک به 26 سال از جنگ گذشته وقتي صحنه هاي جنگ را از تلويزيون مي بينيم ،آن لحظات برايم زنده مي شود. حتي بعد از امضاي قطعنامه هم با توجه به اين که من مربي واحدهاي غواصي هستم براي جنگيدن با آمريکايي ها آماده مي شديم. درست است سني از من و همرزمانم گذشته ولي ما همان روحيه را داريم و باورمان اين است که با دشمني طرف هستيم که از جنايت کردن هيچ ابايي ندارد. ما با دشمني طرف هستيم که يک بخش آن دم از دموکراسي وحقوق بشر و حقوق زن مي زند و بخش ديگر آن حرفه اي ترين جنايتکاران هستند.کساني که صلاحيت مديريت دنيا را ندارند. دشمني که ما مي شناسيم به غير از حذف رقيب به هيچ چيز ديگر نمي انديشد.آن هم با هر ترفندي.در بمباران شيميايي حلبچه درست روبه روي اولين تپه که 30 متر ارتفاع دارد، درحال نگاه کردن شهر بودم.دراين بمباران بين 7 هزار تا 10 هزار نفر از مردم حلبچه را کشتند.همان شب وقتي راديوهاي بيگانه را گوش مي کردم گفتند جمهوري اسلامي شهر حلبچه را بمباران و مردم را قتل عام کرده است! وقتي جنگ ايران و عراق تمام شد و خودشان با عراقي ها درگير شدند، همان خبر را بر گرداندند و گفتند بر اساس اطلاعات ماهواره اي ، مردم شهر حلبچه توسط ارتش عراق قتل عام شدند.آن ها به راحتي هر دروغي را مي گويند. به هر صورت من به عنوان يک دانشجوي شيمي فکر مي کردم غرب پيشرفته است؛ خيلي علاقه مند بودم يک روز آمريکا و انگلستان و ... را ببينم.ولي وقتي بيشتر از 6 سال با اين ها درگير شديم و آن ها را شناختيم متوجه شديم که آن ها آن گونه که ما تصور مي کرديم، نيستند. ما معتقد هستيم که اسلام توانايي مديريت جهان را دارد.مي دانيد که اسلام يک بنيان فلسفي و منطقي دارد.مقام معظم رهبري دراين زمينه فرمودند بايد نظريه پردازي شود.دوره کنوني نسبت به آن زماني که ما در صحنه بوديم خيلي پيشرفت کرده است.طبعا باز هم راه سخت است اما مهم اين است که جوانان ايراني بهترين جوانان و بهترين مردم در کل دنيا هستند. من نسل کنوني بعد از جنگ را بهترين جوانان مي دانم .

از لحظات شاد و يا تلخ جنگ باز هم بگوييد.

لحظات شاد ما زماني بود که بعد از عمليات پيروز مي شديم ، آن زمان حس اين را داشتيم که دوباره متولد شده ايم. لحظات شاد ما وقتي بود که مي فهميديم امام(ره) از ما راضي است. اما بدترين صحنه ها ، صحنه کشته شدن عراقي ها بود. وقتي مي ديديم کسي که کشته شده عراقي مسلمان است.

مي دانستيم آنها را به صورت سازماندهي شده در درگيري انداخته اند.اين بدترين صحنه بود.وقتي کشته هاي عراقي را مي ديديم، آرزو مي کرديم اي کاش اين ها اسرائيلي و آمريکايي بودند. همچنين هر زمان که با خودمان فکر مي کرديم،ممکن است دوستاني که الان کنار هم نشسته ايم فردا ديگر نباشند، غمگين مي شديم و تحمل آن لحظات واقعا برايمان سخت بود.

منبع: خراسان