احسان هوشمند (عضو انجمن دانشوران انجمن پژوهشی ایرانشهر)(تاریخ ۵ - آبان - ۱۳۹۱ )- ترکیه پس از ظهور و به قدرترسیدن احزاب اسلامگرا بهویژه حزب عدالت و توسعه شاهد دگرگونیهای گستردهی اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسیِ داخلی و چرخشی روشن در سیاستهای منطقهای و بینالمللی بوده است. نمونهی بارز این وضعیت را میتوان در سیاستهای اخیر ترکیه در رابطه با آنچه «بهار عربی» خوانده میشود، ملاحظه کرد. ارسال کمکهای انسانی با تبلیغات گسترده رسانهای به غزه، محاصرهشده و تیرهشدن روابط آن کشور با دولت اسرائیل نیز نمونهای دیگر از دگرگونیهای اخیر است. برخی ناظران وضعیت حاضر و استمرار آن را در چارچوب تمایل ترکیه برای احیای صورتِ نوینی از خلافت عثمانی ارزیابی میکنند؛ رویکردی که دست کم با بخش مهمی از میراث کمالیستها در تعارض قرار دارد. ثبات نسبی در کسب آرای اکثریت مردم ترکیه در چند انتخابات اخیر نیز نشانی از همراهی و تمایل افکار عمومی به استمرار برنامههای این حزب قدرتمند ترکیه است. هر چند، به زعم گروهی از تحلیلگران، نتایج دو انتخابات اخیر در ترکیه نشانههای روشنی از سه شقّهشدن جامعه ترکیه را نمایان ساخته است؛ آرای کمِ حزب عدالت و توسعه در بخشهای اروپایی ترکیه و نیز در مناطق کردنشین و آرای بالای آن در آناتولی مرکزی، مستند این دسته از تحلیلگران برای اثبات فرضیهی مزبور است. اوج این وضعیت را در انتخابات اخیر مجلس ترکیه میتوان نشان داد که نامزدهای بهظاهر مستقلِ کُرد، اما وابسته به حزب صلح و دموکراسی توانستند با فرستادن ۳۶ نماینده (که صلاحیت یکی از آنان رد شد) بخش مهمی از آرای مناطق کردنشین ترکیه را به خود اختصاص دهند. بررسی حاضر، برخی تحولات حوزهی کُردنشین ترکیه را مورد توجه قرار میدهد.
کردهای ترکیه
در ترکیه گروههای قومی متنوعی همچون اکثریت تُرک، کُرد، لاز، آذری، ترکمن، گرجی، زازا، چرکس، عرب، یونانی، ارمنی، آشوری، کلدانی، یهودی و ایزدی (یزیدی) وجود دارد.[۱] البته در میان گروههای قومی موجود در ترکیه به چند دلیل جایگاه کُردها اهمیت ویژهای دارد؛ جمعیت بسیار زیاد کُردها، به نحوی که پس از اکثریت ترک، کردها دومین گروه قومی پرجمعیت ترکیه محسوب میشوند، یکی از دلایل این اهمیت است. همچنین درگیریهای قومی چنددههای در حوزه کُردنشین ترکیه که تلفات بسیار سنگین انسانی و اقتصادی بر جای گذارده نیز از دیگر سو بر اهمیت این مناطق افزوده است.
قانون اساسی جدید ترکیه در اکتبر سال ۱۹۲۴ در مجلس کبیر تصویب و بر اساس آن نظام سیاسی ترکیه، جمهوری اعلام شد. در قانون اساسی جدید استفاده از زبان کردی در اماکن عمومی ممنوع شد. در ادامه، املاکِ زمینداران بزرگ کُرد مصادره شد و در اختیار ترکهایی قرار گرفت که بنا بود در حوزههای کُردنشین ساکن شوند. این سیاستهای فرهنگی و اجتماعی که بر کمرنگشدن هویت فرهنگی مردم کُرد گرایش داشت بهتدریج تا جایی پیش میرود که حتی استفاده از واژه کُرد چه در گفتار یا در نوشتار ممنوع و معادل تبلیغات جداییخواهانه تروریستی تلقی شد. در مقابل، واژهی «تُرکِ کوهی» رسم شد و حاصل کار نیز اعتراضات چند ده ساله فعالان کُرد شد. در این دوران سخت، حتی انجام پژوهشهای علمی و دانشگاهی در زمینه کُردشناسی جرم محسوب میشد و منع قانونی داشت.
درباره جمعیت کُردهای ترکیه آمار دقیق و متقنی در اختیار نیست؛ برخی برآوردها از جمعیت ۱۰ تا ۳۰ درصدی کُردها اعم از کُرمانجها و زازاها در ترکیه خبر میدهند.[۲] دایرهالمعارف بریتانیکا در سال ۲۰۰۹ جمعیت کردهای ترکیه را حدود ۵/۱۸ درصد کل جمعیت ترکیه اعلام کرده است.[۳]
طبق قانون اساسی ترکیه، کشور به هشت ناحیه یا استانداریِ کل تقسیم شده و هر ناحیه، خود متشکل از استانداریهایی است. هر استانداری هم به چند شهرستان و روستاهای تابعه تقسیم میشود. کُردها در مناطق مرکزی، شرقی و جنوب شرقی کشور ساکن هستند و طبق برخی برآوردها اکثریت جمعیت ۲۵ استان ترکیه را در نواحی آناتولی شرقی، مرکزی و جنوبشرقی به خود اختصاص دادهاند. گروه بسیار زیادی از کردهای ترکیه در دیگر استانهای مرکزی، شمالی و غربی همچون استانبول و دیگر کلانشهرهای ترکیه زندگی میکنند. روند بسیار گسترده مهاجرت در حوزه کردنشین یکی از دلایل گسترش جمعیت کُردِ ترکیه در جایجای این کشور است.
زبانهای کُردی مجموعهای بههمپیوسته از زبانها و گویشهایی است که در مجموعهی زبانهای ایرانی جای میگیرند و دارای تنوعی از زبانها و گویشهاست.[۴] از نظر زبانی، کردهای ترکیه به زبانهای کُردی کرمانجی و زازا سخن میگویند. اگرچه اکثر کردهای ترکیه به کرمانجی سخن میگویند، اما برخی منابع جمعیت زازاهای ترکیه یا دیملیها را حدود چهار تا پنج میلیون نفر برآورد کردهاند.[۵]
از نظر مذهبی اکثر کُردها، همچون دیگر شهروندان ترکیه، مسلمان و سُنیمذهب هستند؛ اما برخلاف اکثریت ترکها که حنفی مذهباند، کردهای سُنیمذهب عموماً پیرو فقه امام شافعی هستند و فقط اقلیتی از کردها حنفیاند. گروه زیادی از شهروندان ترکیه علوی مذهباند. علویهای ترکیه شامل ترکها، کردها و اقلیت عرب این کشور نیز میشوند. برآوردها از جمعیت ۱۵ میلیونی علویهای ترکیه سخن میگویند. تمرکز و محل استقرار اکثریت علویها در آناتولی مرکزی است. اقلیت بسیار کمی کُردِ ایزدی در ترکیه امروز سکونت دارند که عموماً به دلیل نگرانی از مواجهه با تعصبات مذهبی به پنهانکردن آیین خود روی آوردهاند. بخش زیادی از پیروان این آیین در سدهی گذشته از ترکیه مهاجرت کردهاند و عموماً در آلمان مستقر شدهاند.
تحولات تاریخی در حوزهی کردنشین ترکیه
الحاق بخشهای زیادی از حوزهی کُردنشین به دولت عثمانی و در خلال جنگهای شاه اسماعیل صفوی با سلطان سلیم عثمانی، موجب انضمام آن بخشهایی از ایران به عثمانی شد که پیوندهای فرهنگی و اجتماعی گسترده با دیگر ساکنان ایران داشتند و تا سدهها بعد پیامدهای زیادی برای مردم ساکن در این مناطق و نیز دو کشور ایران و عثمانی (و بعدها ترکیه) در پی داشت.[۶] کشتهشدن ۴۰ هزار تن از علویان بهویژه کودکان، زنان و سالمندانِ آن حوزه، بخشی از این پیامدهاست.[۷] در دو سدهی پایانی خلافت عثمانی موجی از نابسامانیهای سیاسی در حوزه کردنشین این امپراتوری روی داد. شورش عبدالرحمن پاشا در سلیمانیه (۱۷۸۶ میلادی) بلباسها، (۱۸۱۸) بدرخان بیگ (۱۸۴۶-۱۸۴۳) یزدانشیر (۱۸۵۵-۱۸۵۳) شیخ عبیدالله (۱۸۸۰) پسران بدرخان، امیر این عالی بیگ و امیر مدحت بیگ (۱۸۸۹) و… نمونهای از این نابسامانیهای سیاسی است. انتشار نخستین نشریه کردی در قاهره توسط بدرخانها در (۱۸۹۸) بهتدریج میرفت که این خیزشها را عنوانی قومی بخشد. در اوایل سدهی نوزدهم سلاطین عثمانی که نخستین آنان سلطان محمود دوّم بود (۱۸۳۹-۱۸۰۸) یک رشته اصلاحات نظامی و اداری را در پیش گرفتند که نتیجه بخشی از این اصلاحات در هم شکستهشدن قدرت خاندانهای محلی بود[۸]. افسران آلمانی در این اصلاحات که منجر به کاهش قدرت خاندانها و امرای محلی کُرد شد نقش مهمی ایفا کردند.[۹]
فروپاشی عثمانی و شکلگیری ترکیه نوین از همان ابتدا و در بطن خود مسئلهی کردهای ترکیه را بیش از گذشته حساس کرد. طبق قراردادهای پس از ترک مخاصمه و از جمله قرارداد سرو و لوزان، مسئله کردهای درون خلافت عثمانی، یعنی ترکیه و عراق نوین، مورد توجه محافل بینالمللی و دولتهای پیروز جنگ جهانی اول قرار گرفت و وعدههایی برای تأسیس یک کشور مستقل کُرد در بقایای عثمانی پیشین داده شد.[۱۰]هر چند در دوران پایانی خلافت عثمانی پاکسازی قومی گستردهای علیه ارامنه، یونانیهای ساکن در امپراتوری، آشوریها و کلدانیها[۱۱]صورت میپذیرد و در بخشی از این تحرک، گروهی از نخبگان کُرد نقش اساسی ایفا کردند، اما بخشهایی از حوزه سکونت کُردها هم از این برخوردهای خشن بیبهره نبودند.
جنبشهای سیاسی در حوزه کُردنشین ترکیه
فروپاشی خلافت عثمانی به پیدایش دهها کشور و دولت منجر شد؛ ابتدا در کنفرانس سرو قرار شد برای کردهای عثمانی نیز قلمروی تعریف شود. در ماده ۶۲ و ۶۳ این پیمان بهصراحت درباره حقوق کردهای این حوزه سخن به میان آمد. شریف پاشا یکی از نخبگان کُرد که به نمایندگی از ترکیه در کنفرانس شرکت کرده بود در میانه راه، خود را نماینده کردهای ترکیه اعلام کرد. در برخی منابع از گفتوگوی شریف پاشا با وزیر امور خارجه ایران درباره اعلام استقلال بخشهای کردنشین ترکیه در زیر قیومیت ایران سخن گفتهاند.[۱۲]در پی مقاومت ترکها به رهبری مصطفی کمال (آتا تُورک) در برابر تحمیلات متفقین در ۱۹۲۳ و با یک گام عقبنشینی نسبت به پیمان سرو، پیمان تازهای منعقد شد که به لوزان معروف شد. در این پیمان بر زندگی آزاد همه شهروندان ترکیه صرف نظر از زبان، نژاد یا مذهب تأکید شد.[۱۳]
حرکت آرارات یا قیام کمیتهی خوی بوون، ماهیتی ایراندوستانه داشت. رهبری قیام یعنی احسان نوری پاشا جنگ نیروهایش با ارتش ترکیه را پردهای از تاریخ جنگهای ایران و توران تشبیه کرد و تأکید داشت که در روح سلحشوری و در خون نجیب ایرانی آنان (نیروهایش) تغییر حاصل نشده و نقصی پدید نیامده است.
الغای خلافت در ۱۹۲۴موجب شد تا مهمترین نماد برادری ترک و کرد در ترکیه[۱۴] از بین برود و دولت آتاتورک سیاستهای سخت و خشنی علیه همه گروههای قومی و بهویژه کُردها در پیش گرفت. با آنکه مصطفی کمال به دلیل وضعیت ویژه ترکیه در مراحل نخست جنگ استقلال و درگیری نظامی با یونان ابتدا با کردها پیمان بست و حقوق آنان را به رسمیت شناخت، اما به محض اتمام جنگ و به عقبراندن یونانیها، برنامههای خود را برای نفی تفاوتهای فرهنگی در ترکیه و تُرکسازی شهروندان غیر ترک آغاز کرد.
کُردها و سیاستهای قومی در ترکیه
قانون اساسی جدید ترکیه در اکتبر سال ۱۹۲۴ در مجلس کبیر تصویب و بر اساس آن نظام سیاسی ترکیه، جمهوری اعلام شد. در قانون اساسی جدید استفاده از زبان کردی در اماکن عمومی ممنوع شد. در ادامه، املاکِ زمینداران بزرگ کُرد مصادره شد و در اختیار ترکهایی قرار گرفت که بنا بود در حوزههای کُردنشین ساکن شوند.[۱۵] این سیاستهای فرهنگی و اجتماعی که بر کمرنگشدن هویت فرهنگی مردم کُرد گرایش داشت بهتدریج تا جایی پیش میرود که حتی استفاده از واژه کُرد چه در گفتار یا در نوشتار ممنوع و معادل تبلیغات جداییخواهانه تروریستی تلقی شد.[۱۶] در مقابل، واژهی «تُرکِ کوهی» رسم شد و حاصل کار نیز اعتراضات چند ده ساله فعالان کُرد شد.[۱۷] در این دوران سخت، حتی انجام پژوهشهای علمی و دانشگاهی در زمینه کُردشناسی جرم محسوب میشد و منع قانونی داشت.[۱۸]
این روند که با سکولارسازی جامعه سنتی ترکیه نیز توأم شد با مقاومت چندین شیخ اعم از ترک و کُرد روبرو شد[۱۹]و به این ترتیب رشتهای از شورشهای محلی در مقابل این سیاستها در حوزه کردنشین ترکیه و دیگر نقاط ترکیه آغاز شد. شورش کوچگیری پیش از این روی داده بود، اما شورش شیخ سعید پیران (۱۹۲۵)، شورش کمیتهی خوی بوون یا شورش احسان نوری پاشا در آرارات (۱۹۳۰)، شورش شیخ رضا درسیم (۱۹۳۷)، هر یک نمونهای از این وضعیت تازه است. از ۱۹ جنگ و درگیری نظامی که ارتش و نیروهای مسلح ترکیه از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۸ در آن مشارکت داشتهاند ۱۷ مورد در حوزه کردنشین ترکیه روی داده است[۲۰] قیام شیخ سعید پیران جنبه مذهبی داشت.
وی یکی از رهبران سُنیمذهب و از رهبران طریقت نقشبندی بود که مصطفی کمال را متهم به نابودی دین کرد. تلاش شیخ سعید برای جلب همکاری جامعه علوی کُرد به جایی نرسید و نهایتاً این شورش با اعدام شیخ سعید پیران خاتمه یافت.[۲۱] منازعات و رقابتهای قبیلهای و عشیرهای نیز مزید بر شکست این جنبش بود. حرکت آرارات یا قیام کمیتهی خوی بوون نیز به همین دلایل شکست خورد. این قیام البته ماهیتی ایراندوستانه داشت. رهبری قیام یعنی احسان نوری پاشا جنگ نیروهایش با ارتش ترکیه را پردهای از تاریخ جنگهای ایران و توران تشبیه کرد و تأکید داشت که در روح سلحشوری و در خون نجیب ایرانی آنان (نیروهایش) تغییر حاصل نشده و نقصی پدید نیامده است.[۲۲] شورش شیخرضا درسیمی شورش علویان کرد منطقه آناتولی مرکزی علیه سیاستهای کمالی بود. این شورش هم به دلیل ساختار عشیرهای منطقه و نیز همراهینکردنِ مجدّانه جامعهی کُرد سنیمذهب از آن نتوانست مقاومت زیادی از خود نشان دهد و به شکست انجامید.
شاخصهای توسعه اقتصادی و اجتماعی حوزه کُردنشین ترکیه
مردم کُرد در بخشهای مختلف کشور ترکیه پراکنده هستند،[۲۳] اما حوزهی کردنشین ترکیه شامل ۲۳ استان واقع در مناطق شرق و جنوب شرق ترکیه میشود که در آنها حدود ۱۳ میلیون نفر سکونت دارند.[۲۴] این عدد، ۸/۱۸ درصد جمعیت ترکیه در سال ۲۰۰۰ میلادی (حدود ۴۸ میلیون نفر) را شامل میشود. مساحت این استانها نیز ۹۲/۲۸ درصد مساحت کل کشور ترکیه را در برمیگیرد. نرخ رشد بالای جمعیت این استانها یکی از ویژگیهای جمعیتشناختی این حوزه است. نرخ رشد سالانه جمعیت ترکیه ۸۳/۱ است؛ اما در حوزه کردنشین ترکیه این نرخ بالاتر از میانگین کشوری است. به عنوان نمونه، نرخ رشد جمعیت در استان شانلی اورفه ۶۵/۳، حکاری ۱۸/۳، وان ۲/۳، شرناق ۹۸/۲، دیاربکر ۱۷/۲، ماردین ۳۳/۲ و باتمان۸۳/۲ است. بُعد خانوار در مناطق کُردنشین نیز از میانگین کشوری بالاتر است. در برخی استانهای کردنشین ترکیه بُعد خانوار دو برابر میانگین کشوری است. به عنوان نمونه در شرناق بُعد خانوار ۲۵/۸ و در استان موش نیز ۲۵/۸ است. میانگین بُعد خانوار در استانهای ۲۳گانه ۴۰/۶ است. نرخ مهاجرت در استانهای مورد توجه این مقاله نسبت به وضعیت دیگر مناطق ترکیه متفاوت و حاکی از گستردهتر بودن مهاجرت است. در برخی استانها نرخ مهاجرت به حدود ۱۰ درصد رسیده است.
در سال ۲۰۰۷ نرخ بیکاری در ترکیه ۳/۱۰ درصد گزارش شده است، اما نرخ بیکاری در برخی استانهای کردنشین، بهرغم نرخ بالای مهاجرت، بالاتر از میانگین کشوری است. در گروه استانهای وان، موش، بتلیس و حکاری ۴/۱۲ درصد و در استانهای شانلی اورفه و دیاربکر ۲/۱۳ درصد است. در گروه استانی ماردین، باتمان، شرناق و سعرد نرخ بیکاری نزدیک به دو برابر نرخ کشوری، یعنی ۹/۱۹ درصد گزارش شده است. ۳/۲۵درصد از کل شاغلان ترکیه در بخش صنعت مشغول به کار هستند، اما در مناطق کردنشین این نسبت بسیار کمتر است. به عنوان مثال در استانهای دیاربکر و شانلی اورفه ۶/۱۵ درصد در بخش صنعت شاغلاند و در استانهای وان، موش، بتلیس و حکاری حدود ۹/۱۲ درصد در بخش صنعت اشتغال دارند. سهم ارزش افزوده ۲۴ استان کردنشین از ارزش افزوده بخش صنعت در سال ۲۰۰۶ حدود ۵/۶ درصد از ۱۰۰ درصد کشوری است.
سرانهی ارزش افزوده ناخالص برای هر شهروند ترکیهای در سال ۲۰۰۴ حدود ۵۱۰۲ دلار امریکاست. این سهم در استانهای کردنشین گاه کمتر از نصف میانگین و گاه یکچهارم میانگین کشوری است. در استانهای ماردین، باتمان، شرناق و سعرد درآمد سرانه حدود ۱۸۸۶ دلار است. در استانهای شانلی اورفه و دیاربکر این رقم معادل ۲۳۹۵ دلار است. این نرخ در سال ۲۰۰۶ در استانهای کردنشین روند نزولی داشته و از آن کاسته شده است.
آیا مسئله کُردهای جنوب شرقی ترکیه پاشنه آشیل سیاستهای نوعثمانیگری دولت اسلامگرای توسعه و عدالت خواهد بود؟
این ارقام و دیگر شاخصهای توسعهای از آن حکایت دارند که روند توسعهی اقتصادی و اجتماعی حوزههای کردنشین نسبت به دیگر نقاط ترکیه نامطلوبتر است. تفاوت این شاخصها از سویی فقر عمومی را در این استانهای کردنشین به تصویر میکشد و از دیگر سو بیانگر زمینهی ابراز نارضایتی گستردهتر عمومی نسبت به سیاستهای اقتصادی و اجتماعی دولت ترکیه است.[۲۵] برخی از تحلیلگران از این وضعیت به عنوان اساس و پایه اقتصادی تجزیهطلبی در ترکیه یاد میکنند و سازمانهایی مانند پ.ک.ک. مدعی هستند کردهای ترکیه در وضعیت استعمار داخلی قرار گرفتهاند.[۲۶]
پیدایی پ.ک.ک. و چالشهای پیش روی دولت ترکیه
در حوزه کردنشین ترکیه احزاب سیاسی مختلفی در تلاشاند تا افکار عمومی را به خود جلب کنند. احزاب فعال در صحنه ملی بدون در نظرگرفتن وجوه قومی و نیز احزاب اسلامگرای منطقهای[۲۷] فعال در مناطق کردنشین ترکیه از جمله این احزاباند. اما شواهد حاکی از آن است که در دو دههی اخیر بر نفوذ حزب کارگران کرد ترکیه یا پ.ک.ک. در مناطق کردنشین افزوده شده است. از زمان اعلام فعالیت این حزب یعنی از اواخر سالهای دهه ۷۰ میلادی تاکنون دهها هزار تن از نیروهای دولتی، چریکهای کرد و نیز شهروندان عادی قربانی درگیری این گروه و نیروهای دولتی شدهاند. برخی معتقدند قصور دولتهای نوین ترکیه از تقویت گروههای میانهرو و دموکراتیک کُرد موجب شده است که عبدالله اوجالان به صورت یگانه شخصیتی بروز کند که کردهای ترکیه بتوانند او را رهبر واقعی خود قلمداد کنند[۲۸]؛ چراکه در ترکیه طرح هر پیشنهادی دایر بر اینکه دولت آنکارا از طریق اجرای یک رشته اصلاحات به منظور برآوردهساختن آرزوهای کردها در زمینه سخنگفتن به زبان کردی و دیگر حقوق فرهنگی آنان درصدد تأمین صلح درازمدت برآید، سازش با تروریسم و به خطر افکندن کشور تلقی میشود.[۲۹]
اوجالان تا پیش از ۱۹۷۸ در قالب احزاب چپ و مارکسیست ترکیه فعالیت میکرد و در سال ۱۹۷۸ سازمان پ.ک.ک. را با طرح نوعی روایت ابتدایی مارکسیستی ـ لنینیستی که رنگ و رویی دهقانی و روشنفکرستیز داشت با تعدادی از همفکران کرد و تعدادی ترک ترکیهای تأسیس کرد. هدف از تشکیل حزب در ابتدا اعلام استقلال حوزه کردنشین از ترکیه بود. این حزب نیمنگاهی نیز به دیگر حوزههای کردنشین در کشورهای همسایه داشت. پ.ک.ک. در سال ۱۹۸۴ با دولت وارد درگیری شد. این درگیریهای گسترده نظامی که در جنوب شرقی ترکیه دهها هزار نفر تلفات در پی داشت در سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳ به اوج رسید.[۳۰] در دهه ۹۰ میلادی بهتدریج این حزب از ایده استقلال حوزه کردنشین فاصله گرفت و دستیابی به فدرالیسم را جایگزین شعارهای پیشین کرد؛ اما در روش این حزب، یعنی جنگ مسلحانه تغییری روی نداد. با اعمال فشار ترکیه به سوریه که در آن روزگار لبنان را در اشغال خود داشت، اوجالان مجبور شد از قرارگاهش در دره بقاع لبنان خارج شود و پس از مدتی به چنگ نیروهای امنیتی ترکیه افتاد. اوجالان از سال ۱۹۹۹ میلادی در زندان به سر میبرد. مراد کاریلان جانشین وی در رهبری حزب است که با استقرار در کوهستانهای قندیل در شمال منطقه کردنشین عراق، فعالیتهای خود را از این منطقه هدایت میکند.
با دستگیری اوجالان، پ.ک.ک. برای کاستن از فشار ترکیه و نیز فشار امریکا و اروپا تاکتیکهای خود را تغییر داد، از جمله آنکه با تأسیس شعبههای تازهای لبه تیز حملات خود را افزون بر ترکیه متوجه دیگر کشورهای همسایه کرد. این اقدام هر چند مورد استقبال برخی دولتهای غربی قرار گرفت، اما نتوانست در وضعیت حزب و موازنه قوای موجود تغییری ایجاد کند. درگیری همزمان در چند جبهه برای پ.ک.ک. هزینههای سنگینی در پی داشت.
حزب حاکم عدالت و توسعه و مسئله کردهای جنوب شرقی ترکیه
اقبال عمومی به حزب عدالت و توسعه و نیز برخی وعدههای انتخاباتی آن این خوشبینی را در میان گروههایی از مردم ایجاد کرده بود تا بتوان برای حل مسائل مرتبط با کردهای ترکیه امیدوار بود؛ اما پیچیدگی وضعیت سیاسی ترکیه، سنتِ سخت کمالیسم که در لایههای پیچ در پیچ ساختار سیاسی و نظامی ترکیه نفوذ عمیقی داشته و عوامل متعدد دیگر موجب شدهاست تا حزب حاکم خود را چندان درگیر یافتن راهحلی برای حل و فصل مشکلات موجود نکند. این در حالی است که مسئله کردهای ترکیه به عنوان یکی از موانع ورود آن کشور به اتحادیه اروپا از اهمیت بیشتری برخوردار شده است.[۳۱] افزون بر مسائل سیاسی و نیز ورود نیروهای کرد در شوراهای محلی و انتخاب شهرداران محلی برای شهرهای جنوب شرقی ترکیه و همچنین اجازه نشر برخی نشریات و کتابها به زبان کردی در ترکیه، که در نوع خود اقدامی کمسابقه است، فعالیت گستردهای نیز در این مناطق آغاز شده است. تأسیس دانشگاه در دیاربکر و نیز چند نقطه دیگر، اصلاحاتی چون توسعه زیربناهای ارتباطی و احداث مراکز صنعتی و اقداماتی از این دست، اگر چه با اقبال نسبی شهروندان روبرو شده است اما فعلاً نتوانسته رضایت تام و تمام منتقدان را فراهم سازد.
از دیگرسو در سالهای اخیر افزون بر جنگ و درگیری نظامی در بخشهایی از ترکیه، برخوردهای حکومت با اپوزسیون کُرد شدت بیشتری یافته است. بر اساس گزارش حزب صلح و دموکراسی در دو سال اخیر حدود ۸۰۰۰ تن از فعالان کُرد توسط دستگاههای امنیتی دستگیر و بازداشت شده و از آن میان حدود ۴۰۰۰ تن از آنان به زندان محکوم شدهاند. اعتراض ۱۰۶ نفر از شهرداران و اعضای شوراهای محلی به وضعیت رهبر زندانی پ.ک.ک. نیز موجب صدور کیفرخواست دادستان برای محاکمه این افراد به اتهام حمایت از تروریسم شد. کیفرخواستی که اگر به نتیجه برسد میتواند ۲۱۲۰ سال زندان برای این شهرداران در پی داشته باشد.
برگزاری انتخابات اخیر و پیروزی ۳۶ نامزد حزب صلح و دموکراسی، یعنی حزب نزدیک به پ.ک.ک. موجب شد تا مسئلهی کُردها دوباره در سطح افکار عمومی ترکیه جایگاه تازهای به خود اختصاص دهد. هر چند گروهی از تحلیلگران این وضعیت تازه را موفقیتی بزرگ برای کُردهای جنوب شرقی ترکیه قلمداد میکنند، اما در همان حال اذعان دارند که با توجه به جمعیت دست کم ۲۵ درصدی کردها در ترکیه باید سهم آرای نامزدهای کرد بسیار بالاتر از این رقم میبود. این مسئله از آن حکایت دارد که بخش مهمی از کردهای ترکیه با پشتیبانی از نامزدهای حزب عدالت و توسعه و دیگر احزاب، عملاً مسیر دیگر و متفاوتی نسبت به احزاب کرد در پیش گرفتهاند. مسئله کردهای ترکیه یکی از اساسیترین مشکلات پیش روی نظام سیاسی ترکیه است. مشکلی که بهرغم اهمیت روز افزون آن و تأثیر بسیارش بر مناسبات سیاسی داخلی و حتی روابط خارجی ترکیه، به نظر میرسد در کوتاهمدت راهحلی برای آن در پیش رو نیست. این پرسش پیش میآید که آیا مسئله کُردهای جنوب شرقی ترکیه پاشنه آشیل سیاستهای نوعثمانیگری دولت اسلامگرای توسعه و عدالت خواهد بود؟
یادداشتها
[۱] – T . Evered Kyle, “Regionalism in the Middle East and the Case of Turkey”: Geographical Review, Vol. 95, No. 3, New Geographies of the Middle East (Jul., 2005),pp. 463-477
[2] – Secor Anna There Is an Istanbul That Belongs to Me”: Citizenship, Space, and Identity in the City: Annals of the Association of American Geographers, Vol. 94, No. 2 (Jun., 2004), pp.352-368
[3] -Encyclopedia Britanica 2009 BOOK OF THE YEAR printed in USA 2009,p:718
[4] – احسان، هوشمند «کرد یا کردها، مدخلی جامعهشناختی بر کُردشناسی» فصلنامه گفتگو شماره ۴۰ شهریور سال ۱۳۸۳ :۹
[۵] – Victoria Arakelova The Zaza People as a New Ethno-Political Factor in the Region): Iran & the Caucasus, Vol. 3/4 (1999/2000), pp. 397-408
[6] – غلام سرور، تاریخ شاه اسماعیل صفوی ترجمه محمدباقر آرام و عباسقلی غفاری فرد، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۴ ۲۰ ؛ و همچنین بنگرید به عبدالحسین نوائی، روابط اقتصادی و سیاسی ایران در دوره صفویه انتشارات سمت ۱۳۷۷ صفحه ۹ به بعد
[۷] – در دوره معاصر نیز با علویان ترکیه گاه و بی گاه برخوردهایی صورت پذیرفته است. تبعید انبوه علویان در دوره جمهوری کمالیستی ترکیه یعنی در سال های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ نمونه ای از این وضعیت است. جاناتان رندل، با این رسوایی چه بخشایشی مترجم ابراهیم یونسی نشر پانیز ۱۳۷۸ :۳۷
۸. مارتین وان برویینسن، جامعه شناسی مردم کُرد( آغا، شیخ و دولت)، ترجمه ابراهیم یونسی، پانیز ۱۳۷۸: ۳۲۹
۹. پیشین
[۱۰] .با استقرار مصطفی کمال در مسند قدرت جمهوری نوپای ترکیه و شکلگیری الگوی نوینی از کشور داری و حکمرانی در آن سرزمین که بعدها به کمالیسم تعبیر شد و تلاش برای حذف هر نوع تمایز فرهنگی و زبانی رشته اقداماتی صورت گرفت که آنها نیز به نوبت خود به برخی مقاومتهای جدّی در میان کُردهای منجر شد.
[۱۱] – خوبروی پاک،محمد رضا، اقلیتها، نشر شیرازه ۱۳۸۰:۲۹
[۱۲]- آکوپوف (هاکوپیان) و م.ا حصارُف کردان گوران و مسئله کرد در ترکیه ترجمه ایزدی انتشارات هیرمند ۱۳۷۶: ۱۰۵.
۱۳. پیشین :۱۲۹- ۱۳۰؛ و در ماده ۳۹ پیمان لوزان چنین تصریح شد: هر شهروند ترکیه میتواند هر زبانی را که بخواهد، خواه در مناسبات خصوصی یا بازرگانی، خواه در حوزه مذهب، مطبوعات یا آثار چاپی از هرگونه و خواه در نشستهای همگانی، بیهیچ مرز و بندی آزادانه به کار رود.
[۱۴] – مارتین وان برویینسن جامعه شناسی مردم کُرد ( آغا، شیخ و دولت) مترجم ابراهیم یونسی پانیز ۱۳۷۸: ۶۱ در همین خصوص حسن ارفع در کتاب کردها یک بررسی تاریخی و سیاسی منتشرشده در ۱۹۶۶ با گزارشی از سفر ۵۰ روزه خود از ترکیه مینویسد که متوجه احساسات عمیق آنها نسبت به سلسله عثمانی شده است؛ چراکه به گفته ارفع کردها به دلایل مذهبی تمایل شدیدی به سلاطین عثمانی به عنوان خلفای اسلامی داشتند. ارفع در صفحه ۳۸ کتاب خود تاکید میکند که کردها میخواستند که دست کم مقام خلافت محفوظ و پایدار بماند.
[۱۵] – رابرت اولسن، قیام شیخ سعید پیران، ترجمه ابراهیم یونسی انتشارات نگاه ۱۳۷۷:۱۴۲
[۱۶] -اقلیتها :۹
[۱۷] -نوری پاشا، احسان جنبش ملی کرد در ترکیه، انتشارات توکلی، ۱۳۸۰: ۲۱
[۱۸] – عبدالله اوجالان، راه انقلاب کردستان «مانیفست»، انتشاراتERNK 1999: 135
مارتین وان برویینسن جامعهشناسی مردم کُرد( آغا، شیخ و دولت):۳۵۹ ۱۵.
۱۶. اولسن,رابرت قیام شیخ سعید پیران، ترجمه ابراهیم یونسی، نشر نگاه ۱۳۷۷: ۱۹۱
۱۷. پیشین :۱۴۴
[۲۲] – در این خصوص به کتاب زیر مراجعه شود: احسان نوری پاشا وقایع آرارات خاطرات احسان نوری پاشا، به کوشش کاوه بیات انتشارات شیرازه چاپ اول ۱۳۷۸
[۲۳] . توان به منبع زیر مراجعه کرد- در باره جمعیت کردهای ترکیه
Mutlu Servet Ethnic Kurds in Turkey: A Demographic Study
International Journal of Middle East Studies, Vol. 28, No. 4 (Nov., 1996), pp. 517-541
[24] – تعداد این مناطق اینک به ۲۵ استان رسیده است. دو استان از استانهای یادشده در چند سال اخیر به استان تبدیل شدهاند. لذا آمارهای مربوط به این مناطق در آمارنامهها در خلال ۲۳استان ارائه شده است که پیش از این در آن چارچوب قرار داشتند.
[۲۵].کلیه دادهها و آمارهای این بخش از سالنامههای آماری مرکز آمار ترکیه استفاده شده است. برای نمونه میتوان به کتاب زیر مراجعه کرد
TURKIYE ISTATISTIK KURUMU(TURKISH STATISTICAL INSTITUTE ) TURKIYE ISTATIK YILLIGAL (TURKEYS STATISTICAL YEARBOOK)2009
[26] -Mutlu Servet Economic Bases of Ethnic Separatism in Turkey: An Evaluation of Claims and Counterclaims: Middle Eastern Studies, Vol. 37, No. 4 (Oct., 2001), pp. 101-135
[27] – Atacan Fulya A Kurdish Islamist Group in Modern Turkey: Shifting Identities: Middle Eastern Studies, Vol. 37, No. 3 (Jul., 2001), pp. 111-144
. [28] به عنوان نمونه میتوان به تایمز انگلستان مورخه ۳۰/۶/۱۹۹۹ با مطلبی با عنوان عدالت در پای چوبهدار مراجعه کرد.
۲۹. بنگرید کریس موریس حکم صادره درباره اوجالان عواطف خشمآلود خطرناک را شعلهور میسازد،گاردین انگلستان ۳۰/۶/۹۹
[۳۰] . حسن جودی، پ.ک.ک از انقلاب رستاخیز تا انقلاب دموکراتیک گفتگویی با عثمان اوجالان ۱۳۸۰ مرکز انتشاراتی جنبش خلق
[۳۱] – Michael M Gunter The Continuing Kurdish Problem in Turkey after Öcalan’s Capture:Third World Quarterly, Vol. 21, No. 5 (Oct., 2000), pp. 849-869
این جستار پیشتر در فصلنامه “گفتگو” شماره ۵۹ صفحات۴۳ تا ۵۵ منتشر شده است.