بلائی که سر بازار  سنتی- تاریخی تهران آمده است!

                                                       با سپاس از سایت تابناک


کد خبر: ۲۵۲۱۴۹
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۴۳
این بر چسبهای کوچک مانند ورد جادوگردان می‌ماند، کافی است به لباسی نصب شود آن وقت آن لباس ساده نخواستنی تبدیل می‌شود به یک مارک گران قیمت که همه طالب آن هستند. محله پاچنار حجره هایی دارد پر از این برچسبهای جادویی.

به گزارش خبرنگار مهر، روایت شلوارهایی که در حمام های قدیمی سنگ شور و با برچسب های تقلبی تبدیل به یکی از مارک های معروف می شوند داستانی تکراری است. برای آن که به معدن برچسب های تقلبی برند های معروف برسم از سبزه میدان وارد بازار می شوم، جایی خوانده ام که مغازه های مارک فروشی در راسته کیلویی هاست.

از ابتدا که به بازار نگاه کنی جمعیت به سیلابی می ماند که برای رسیدن به انتهای بازار باید خود را در میان سیل جمعیت بیندازی و بروی تا برسی به انتها . از کنار حجره ای که لباس احرام و سجاده چینی ارزان می فروشد، می گذرم و می رسم به یکی از مغازه های لباس فروشی . سراغ راسته کیلویی ها را می گیرم . می گویم همانجا که مارک می فروشند . نشانی را می دهد. به انتها نرسیده دوباره سراغ آدرسم را می گیرم اما خبری از مارک فروشی ها نیست.

در پیچ و خم بازار، سرگردان و حیرانم. می رسم به راسته کیلویی ها. به دنبال حجره های مارک فروشی ام. اما اینجا تنها پارچه های چادری چینی و ژاپنی دارد. کمی جلوتر مغازه های جین فروشی است. خوشحال می شوم که نشانی از مارک ها پیدا کرده ام . شلوارهای این مغازه های قیمت هایشان از مغازه های بیرون ارزان تر است. اما کسی این جا تک فروشی ندارد. تک مغازه هایی که تک فروشی دارند، قیمت هایشان مشابه بیرون است.

از میان نیم کوچه های بازار از این راسته به آن راسته می روم. اما خبری از مغازه های مارک فروشی نیست. تیمچه حاج الدوله را نشان می کنم که راه تکراری نیایم. اما میان آدرس پرسیدن ها دوباره به راهروی اصلی بازار می رسم. کمی پایین تر دو سه مارک فروشی خلوت است. دکمه ومارک های کاغذی. سراغ راسته کیلویی ها و مغازه های مارک فروشی را می گیرم که می گوید: باید بروی پاچنار. این راسته هیچ وقت پاتوق مارک فروش ها نبوده است.

برای رسیدن به پاچنار نیاز به تغییر مسیر نیست. همان راسته را که تا انتها برویم به راهروی سمت راست بپیچیم، آن وقت اولین مغازه های مارک فروشی نمایان است.

تمام قفسه های مغازه پر شده از مارک های چرمی و کاغذی "دی اند جی"،"دیزل"،"ادیداس" و... . فروشنده مرد جوانی است . یک مارک کاغذی "لیوایز" یا "تامی" ده تومان است. جنس مارک های کاغذی که بهتر شود می شود 25 تا 30 تومان . البته مارک های 30 تا 40 تومانی هم داریم که بستگی به جنس و تراکم کار دارد. اینها را مرد فروشنده می گوید.

بسته های مارک ها 100 تا 5 هزار تایی است و مارکهای چرم و آنها که مرغوب ترند تا 300 هم قیمت دارند. این جا تمام ریزه کاری ها برای تبدیل شدن یک لباس به مارک اصلی وجود دارد. از دکمه و نوار های حاشیه ای و... گرفته تا کارگاهی که آرم ها را بر روی لباس ها داغ می کند.

قیمت دکمه ها نیز از 120 تومان است تا 180 تومان . فروشنده دیگر دارد با تلفن حرف می زند و ازمخاطب پشت خط می پرسد: سنگ شور 5 سانت هم انجام می دهی . حدس می زنم آن سوی سیم باید مرحله دیگری برای مارک شدن یک شلوار معمولی در جریان باشد.

می پرسم راست است که در حمام های قدیمی شلوارهای ایرانی سنگ شور می شوند و به عنوان جنس ترک می آیند در فروشگاه های معروف؟ پاسخم منفی است. می گوید ما تنها مارک می فروشیم از این مدل کارها اطلاعی نداریم .

فروشگاه بعدی اما آدرس محله ای که در آن شلوارها را سنگ شور و مارک های قلابی را آویزانشان می کنند، می دهد . می گوید گزارش ننویسید نان ما آجر شود. خودش اما پاسخ خودش را می دهد . ما سالهاست این جا مغازه داریم و کسی به کارمان کاری ندارد. می گوید: محله "مطهری" در چهار دانگه محل سنگ شور شدن شلوارها است و این که حمام های قدیمی بلااستفاده پایتخت، محل دگردیسی جین های ایرانی به ترک است، افسانه است.



کمی جلوتر مقابل بازار توتون چی ها کارگاهی است که چاپ انواع مارک های PVC را انجام می دهد . مقابل کارگاه، مغازه کوچکی است. می پرسم این مارک ها از کجا می آید؟ می گوید همه ما واسطه ایم . سفارش می دهیم با واسطه برایمان مارک می آورند اما جلوتر دو مغازه عمده فروش های اصلی هستند و آنها بی واسطه مارک توزیع می کنند.

به جای عمده فروش ها می روم. به یکی از مغازهای پر مشتری . مرد فروشنده می گوید: تمام مارک ها از چین می آید.
ادامه می دهد: چند سال پیش تمام مارک ها در کارخانه ای در اطراف تهران تولید می شد اما از وقتی مارک های چینی وارد بازار شد و این مارک ها به ده تومان هم رسید دیگر برای تولیدی ایرانی صرف نکرد و در رقابت با چینی ها کم آورد و حالا همان کارخانه، واسطه ای است که مارک های خارجی را از چین برای‌مان می آورد.

او برایم توضیح می دهد: گرانی و ارزانی مارک ها ربطی به نوع مارک ندارد. این جا دیزل و نایک فرقی ندارد. همه یک قیمت است. آن چه سبب تمایز مارک های 10 تومانی با 300 تومانی است جنس، تراکم و کیفیت مارکها است. مارک هایی که لیزر کاری شده و یا سه بعدی است، گران تر است. دکمه های سه بعدی هم همین طور.

می پرسم مارک های لیزری چه نوع مارک هایی هستند و تکه چرم سفیدی نشانم می دهد که یکی از برندهای معروف روی آن کنده کاری شده، می گوید: این کنده کاری ها توسط لیزر انجام شده است. داخل این مغازه ها پر مشتری کسی نگرانی کپی رایت و کمک به تقلبی کردن کالا ها و ... را ندارد. پیچ راهرو را که رد کنی و از کنار یکی از قدیمی ترین شیرینی فروشی های بازار که بگذری درب خروج پیداست.

از این راهرو که بیرون می آیی دیگر سخت می توان به ویترین های پر مارک اعتماد کرد. به عدد و رقم هایی که به بهانه کیفیت از مشتری می گیرند.

خرج تبدیل شدن یک لباس بی مارک به یکی از برندهای معروف 300 تومان است و حالا بوتیک داران، این مارک ها را چقدر با مشتری های عاشق مارک حساب می کنند، به محل مغازه و نوع مشتری ها بستگی دارد

دوستان درگزی:این دو کتاب ارزشمند را در تهران هم می توانید تهیه نمائید.

                                      2 کتاب درگزی ! را در تهران هم می توانید تهیه کنید

1- کتاب " خاطرات میرزا محمود صارم الممالک درگزی "

نویسنده: میرزا محمود صارم الممالک درگزی

تصحیح ، تعلیق و تحشیه: دکتر ابوطالب صارمی - علی کریمیان

انتشارات شیلان(متعلق به آقای کریمیان)- شیروان(خراسان شمالی)

شمارگان: 2000  - 1388 شمسی - قیمت: 25000 تومان - 795 صفحه  - قطع رحلی

2- رمان خواندنی و جذاب «زيستن در زمين خارايي»"

نویسنده : پوریا پاکدل

مشخصات کتاب:

چاپ دوم1389

 تعداد ضفحه:  472  و مقدمه 3 صفحه ای نویسنده

ناشر: انتشارات امیدمهر-مشهد

قیمت: 70000ریال(7هزارتومان)

می توانید از نشانی زیر تهیه نمائید:

دفتر "شرکت اقتصاد و توسعه میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر" بنشانی: تهران-میدان فلسطین-اول فلسطین جنوبی-نبش کوچه فتحی-ساختمان پزشکان 157-ط5-واحد33.عزیزان می توانند با مراجعه به منشی شرکت(تلفن66966232)بقیمت پشت جلد کتاب را خریداری نمایند.



صادرات گسترده فرش چینی ایرانی! همزمان با برگزاری نمایشگاه بین المللی صنایع دستی تهران

                                        کد خبر : ۹۸۶۷۴ زمان مخابره: ۱۰ : ۱۹ -- ۱۳۹۱/۳/۲۱ |
نسخه چاپی
در غیبت تولید کنندگان داخلی در بازارهای جهانی؛

چین به 45 کشور جهان، فرش ایرانی صادر می‌کند!

در راستای تلاش‌های گسترده چین برای دور زدن بازار فرش ایران، کمپانی فرش 'هنان ییلونگ' تنها دریک بسته صادراتی خود درآوریل امسال به آمریکا، 53 تخته فرش دست بافت ابریشم ایرانی از فرودگاه پکن روانه بازارهای آمریکا کرد.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ بین الملل ـ25 اوریل 2012 کمپانی فرش "هنان ییلونگ" چین در پایگاه اطلاع رسانی خود رسما اعلام کرد که تنها دریک بسته صادراتی خود به آمریکا، آوریل امسال 53 تخته فرش دستبافت ایرانی  را با همین عنوان یعنی "فرش دستبافت ایرانی" از فرودگاه پکن روانه بازارهای آمریکای شمالی کرده‌است.

 این شرکت در معرفی خود یادآور شده‌است که نه تنها صادرکننده فرش‌های ایرانی به آمریکاست بلکه هم اکنون فرش‌های دست‌بافت ایرانی رابا کیفیت عالی به بیش از 45 کشور جهان صادر می‌کند .
 
با توجه به حجم بالای تولید و صادرات فرش دستبافت ایرانی توسط  کمپانی "ییلونگ" چین و با توجه به این که  کمپانی یاد شده ارزش مالی فرش‌های صادر شده این شرکت را سالانه 12 میلیون دلار امریکا برآورد کرده‌است، می‌توان گفت که کشور چین می تواند نه تنها صادرات بلکه تولید فرش ابریشم ایرانی را نیز در برخی بازارهای جهانی ازجمله امریکای شمالی درانحصار خود گرفته است.
 
 این کمپانی یادآور شده‌است که به عنوان یک تولید کننده و صادرکننده و دلال برتر فرش دستبافت ایرانی دربازارهای جهانی و آمریکا از هرگونه همکاری تجاری با صاحبان کسب و کار در این حوزه استقبال می‌کند.

 

با توجه به حجم بالای تولید و صادرات فرش دستبافت ایرانی توسط کمپانی "ییلونگ" چین و با توجه به این که کمپانی یاد شده ارزش مالی فرش‌های صادر شده این شرکت را سالانه 12 میلیون دلار امریکا برآورد کرده‌است، می‌توان گفت که کشور چین می تواند نه تنها صادرات بلکه تولید فرش ابریشم ایرانی را نیز در برخی بازارهای جهانی ازجمله امریکای شمالی درانحصار خود درآورد
کمپانی فرش بافی گییلونگ" در آخرین گزارش‌های خود که رسما در پایگاه اینترنتی این کمپانی منتشر شده، آورده است:« کمپانی فرش بافی "ییلونگ" بزرگ‌ترین شرکت تولید وصادرات فرش ابریشم ایرانی در چین است. این شرکت که در سال 1987 تاسیس شده پس از 24 سال کار، اکنون با رشدی سریع، به بزرگ‌ترین کمپانی تولید کننده و صادرات فرش چین مبدل شده‌است.
 
طبق اطلاعات منتشر شده در همین منبع، تولیدات بزرگ و عمده شرکت ییلونگ عبارتنداز‌:فرش درجه یک ابریشم ایرانی  300 در 400 رج به اندازه 72 متر مربع ،فرش‌های ابریشم ایرانی درجه دو با 230 در 260 رج به اندازه 42 متر مربع و فرش ابریشم ایرانی درجه سه 200 – 230 رج 22 متر مربع. همچنین فرش ابریشم و پشم با 200 رج – 37.5 متر مربع نیز در این کمپانی به خریداران عرضه می‌شود.
 
 کمپانی ییلونگ یادآور شده‌است که در وسعت بازارهای جهانی آماده عرضه فرش‌هایی با مقادیر وتعداد بالاست که در انبارها نگاهداری می‌شود. این شرکت هم اکنون در انبارهای خود بیش از 120 هزار مترمربع فرش ابریشم و 20 هزار مترمربع فرش ابریشم و پشم و 2 هزار متر مربع فرش‌های عکسدار به سبک فرانسوی آماده فروش دارد که خریداران می‌توانند در هر لحظه آن‌ها را انتخاب و خریداری کنند.
 
با این حال کمپانی ییلونگ یادآور شده‌است که آماده قبول هرگونه سفارش ویژه یا اجرای طرح‌های پیشنهادی و دلخواه مشتریان است.
 
این درحالی است که در سال های اخیر مشکل اشباع بازارهای جهانی از فش ایرانی به عنوان یک مشکل جدی برسر صنعت فرش ایران مطرح شده و مدت هاست که تقلید از طرح و بافت فرش ایرانی توسط کشورهای چین مورد نگرانی فعالان و کارشناسان این صنعت تاریخی است. علاوه براین مشکل حاد دیگر واردات همین فرش های جعلی چینی به داخل ایران است که خود به سبب قیمت پایین تر به رغم کیفیت بسیار پایین ترفرش ایرانی ساخت چین، بخشی از بازارداخلی را بخود جذب کرده و به گونه ای مضاعف  آسیب های جدی دیگر به صنعت فرش ایران وارد کرده است.
  
 محمد کاویانی عضو اتاق بازرگانی همدان پیش از این با تایید وجود فرش های دستباف چینی و هندی در ایران گفته بود که از کشورهای چین و هند فرش های دستباف وارد می شود که این فرش ها در عین حال که کیفیت فرش ایرانی ندارند اما قیمت آن ها یک سوم قیمت فرش های ایرانی است، برای همین بازار خوبی هم در سراسر دنیا دارند. وی تاکید داشت که هرچند این فرش ها فعلا به صورت رسمی وارد ایران نمی شوند اما کسانی هستند که نمی دانم به چه طریقی این فرش های خارجی را وارد می کنند.  
 
کارشناسان دلیل ارزانی فرش‌های چینی و هندی را ارزان‌تر بودن مواد اولیه و کارگران آن‌ها می‌دانندومعقتدند که اکنون قیمت، تعیین کننده اصلی دربازار است که کیفیت را نیز قربانی می‌کند. بنابراین اگر شرایط و بازار با همین روند ادامه یابد و در عین حال حمایت کافی از تولید و صادرات این کالا اعمال نشود، بیم آن میرود که این صنعت از بین برود.

بعد از 11 سال سرانجام "سویدا"ی خراسان  به صاحب امتیازی "قدیر افروند"مجوز گرفت.


هیات نظارت برمطبوعات مجوز انتشار 21 نشریه جدید را صادر كرد.

تهران- دبیرخانه هیأت نظارت بر مطبوعات در جلسه روز دوشنبه خود پس از بررسی تقاضاهای صدور مجوز نشریات، با انتشار 21 نشریه و تغییر وضعیت 24 نشریه موافقت كرد.

1391/03/23 - 08:27

به گزارش روز دوشنبه دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات، این هیات تقاضاهای صدور مجوز نشریات استان خراسان رضوی را مورد بررسی قرار داد و تعداد هفت دو هفته‌نامه،پنج ماهنامه، پنج فصلنامه و چهار دو فصلنامه مجوز انتشار گرفتند.

همچنین در این جلسه ضمن موافقت با تغییر صاحب امتیازی و مدیرمسئولی 15 نشریه، تغییر وضعیت 9 نشریه بررسی شد.

به گزارش دبیرخانه هیأت نظارت بر مطبوعات در این جلسه با انتشار دو هفته‌نامه «دیار نور» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «سیدجلال فیاضی»، دو هفته‌نامه «مهر نیشابور» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «علی جدی»، دو هفته‌نامه «تذكره» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «آمنه باقری كلاته»، دو هفته‌نامه «نگاره توس» به صاحب امتیازی «اتحادیه انجمن‌های دانش‌آموزان خراسان» و مدیرمسئولی «محمدسعید احدیان» و دو هفته‌نامه «پله پله» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «علیرضا حسینی مقدم» موافقت شد.

براساس این گزارش، همچنین با انتشار دو هفته‌نامه «گام سوم» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «علی اصغر عنابستانی»، دو هفته‌نامه «موج آفتاب» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «عباس خیرآبادی»، ماهنامه «مهر رضوی» به صاحب امتیازی «سازمان بهزیستی خراسان رضوی» و مدیرمسئولی «تهمینه شكیب»، ماهنامه «بامداد نیشابور» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «مهدی ادیبان»، ماهنامه «كار و كارفرما» به صاحب امتیازی «كانون انجمن‌های صنفی كارفرمایی تولیدكنندگان صنعتی و معدنی خراسان رضوی» و مدیرمسئولی «حسین قنبری»، ماهنامه «سویدا» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «قدیر افروند»، ماهنامه «سروش خردسالان» به صاحب امتیازی «شركت انتشارات سروش» و مدیرمسئولی «مهدی فضائلی» و فصلنامه تخصصی «سیاحت و سفر» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «ساره اكبری» موافقت شد.

فصلنامه تخصصی «Journal of Dental Material and Techniques» به صاحب امتیازی «دانشگاه علوم پزشكی مشهد» و مدیرمسئولی «زهرا دلاوریان»، فصلنامه تخصصی «International Journal of Public Health and Sustainable Development» به صاحب امتیازی «دانشگاه علوم پزشكی و خدمات بهداشتی و درمانی خراسان شمالی» و مدیرمسئولی «محمدرضا مجدی»، فصلنامه تخصصی «فناوری چاپ و نشر» به صاحب امتیازی «دانشگاه امام رضا(ع)» و مدیرمسئولی «محمودرضا برازش»، فصلنامه تخصصی «پژوهش در علوم فیزیك نظری و كاربردی» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «علیرضا بینش»، دو فصلنامه تخصصی «علوم پیراپزشكی و توانبخشی مشهد» به صاحب امتیازی «دانشگاه علوم پزشكی مشهد» و مدیرمسئولی «عباس عظیمی خراسانی»، دو فصلنامه تخصصی «مطالعات گردشگری» به صاحب امتیازی «جهاد دانشگاهی ـ واحد مشهد» و مدیرمسئولی «سیدعلی اكبر شمسیان» نیز در این جلسه مجوز انتشار دریافت كردند.

براساس این گزارش با انتشار نشریاتی از جمله دو فصلنامه تخصصی «پژوهشنامه توسعه مالی» به صاحب امتیازی «مؤسسه آموزش عالی غیر دولتی غیر انتفاعی عطار» و مدیرمسئولی «احمد صباحی»، دو فصلنامه تخصصی «اندیشه مقاومت» به صاحب امتیازی «مؤسسه صبح قریب ایرانیان» و مدیرمسئولی «مهدی ذوالفقاری» نیز موافقت شد.

در این جلسه با تغییر صاحب امتیازی نشریات «دنیای زنان» به «اصغر نعمتی»، «زن شرقی» به«شركت پیام آوران نشر روز» و نیز با تغییر مدیرمسئولی نشریات «افق بیمه»، «صنعت بیمه» به «غدیر مهدوی كلیشمی»، «شكار و طبیعت» به «حمیدرضا ناطقی مزینان» موافقت شد.

همچنین با تغییر صاحب امتیازی نشریات «همشهری» به «مهدی ذاكری بایگی»، «سروش» و «سروش كودك» به «مهدی فضائلی» و «هنر هشتم» به «احسان‌ا... حجتی» موافقت شد.

همچنین در ادامه این جلسه تغییر وضعیت 9 نشریه مورد بررسی قرار گرفت.

اجتمام**9105**1569

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 80178020


آنالیز آماری شرکت کنندگان در نشست تخصصی"انسانشناسی- باستانشناسی" مرکز ا برشهر

                                                      (بدون شرح)

 آنالیز آماری شرکت کنندگان در نشست تخصصی"انسانشناسی- باستانشناسی" مرکز ا برشهر

   دانشگاه -رشته تحصیلیکارشناسی-ارشد دکتری- عدد خانم عدد آقا جمع کل  

1- دانشگاه تهران  باستانشناسی          -           1           -             1              -        =       1

2-  "تربیت مدرس  "                        -           1           -             1              -        =       1

3- " آزاد- تهران مرکز "                    -         6            -             4              2       =      6

4-  " آزاد- پیشوا   "                       14         -            -             2             12      =     14

5- "سیستان و بلوچستان   "               -          1            -             -              1        =     1

6- " آزاد- همدان   "                        3           -            -            2              1        =     3

7- " مارلیک نوشهر"                       2           -           -             2               -        =     2

8- " گلستان گرگان"                     3           -           -             2              1        =      3

9- " مولانا          "                    3            -             -            2              1          =      3

10- "  ابهر         "                    4            -             -            4              -          =       4

11-"  رسام     مرمت بنا              5             -             -            5              -          =       5

12-"آزاد-علوم وتحقیقات/ زبانهای باستانی       -            1           1              -          =       1 

13- سایردانشگاهها   -                 4            1            -            4             1          =      5   

        (گیاهپزشکی1، علوم کامپیوتر1،روانشناسی2،تاریخ1)

14- سازمان میراث  (باستانشناسی و...)       2             2           3             1           =       4   

         جمع کل:                       38            12           3           33          20           =     53

باغ های عمودی !

                       منبع: پرتال جامع ایرانیان/باسپاس

تصاویری شگفت انگیز از باغ های عمودی !


پاتریک مون بلانک، متولد 3 زوئن 1953در پاریس مبتکر ایجاد باغ های عمودی و معلق در جهان امروزی است. آثار او بیشتر بر دیوار موزه ها، هتل ها، رستوران، ساختمان های عمومی و آپارتمان های شخصی بلند خودنمایی می کند. گرچه کار او زیبا و تحسین برانگیز است و میتوان گفت ایده اولیه را از باغ های معلق در بابل (یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان) گرفته است اما بنظر می رسد با توجه به تراکم جمعیتی، از بین رفتن فضاهای جنگلی و در نهایت تشدید آلودگی محیط زیست جای امیدواریست كه طراحی شهری به سمت ایجاد باغهای عمودی برود ...

اولین جلسه "مبانی نظری باستانشناسی" در مرکز آموزش ابرشهر    

            اولین جلسه "مبانی نظری باستانشناسی"در مرکز آموزش ابرشهر(پامنار)دیروز عصر درمحضر استاد دکتر کامیارعبدی و باحضور دانشجویان علاقمندان سطوح کارشناسی تا دکتری با موفقیت و رضایت برگزارشد.

      در همین جلسه با توجه به اظهار علاقمندی دانشجویان به برگزاری سایر دوره های تخصصی ،مقرر گردید دوره "برنامه ریزی پژوهشی در باستانشناسی"در محضر دکتر عبدی از هفته آینده -10تا 12 روز پنج شنبه  آغاز گردد.

      لطفا"برای ثبت نام با شماره تلفن 33984386 (خانم جلالی) پیامک به شماره همراه 09399679810 و پست الکترونیک:    abarshahr.edcht@yahoo.com تماس حاصل فرمائید.

   سایر دوره ها نیز(زبان تخصصی باستانشناسی در سه سطح مبتدی-متوسط و پیشرفته/استاد: دکتر عبدی ،خط پارسی باستان و خط پهلوی میانه/ استاد:خانم دکتر دارا و آشنائی با بافت های تاریخی / استاد: مهندس معمارزاده و طراحی اشیاء و مدارک باستانشناسی / استاد: حسین زمانی و ری شناسی/استاد: قدیر افروند و .....)با تکمیل ثبت نام علاقمندان آغاز خواهند شد.


               این خبر را در"سایت ایران بوم"هم می توانید مشاهده بفرمائید.


گفت وگو با اولين زن ايراني گردشگر قطب جنوب، طاهره جوهرچي

باسپاس از افشاری

گفت وگو با اولين زن ايراني گردشگر قطب جنوب
از ايران تاکنون شش نفر در سفرهاي تحقيقاتي به قطب جنوب سفر کرده اند. اما در بهمن ماه 87 براي اولين بار نه يک محقق بلکه يک گردشگر ايراني به قطب جنوب سفر کرد.
هزاران کوه يخي. هر کدام به شکلي متفاوت. رنگ ها ترکيبي از ده ها رنگ سفيد و آبي. گويي زمان در اينجا متوقف شده. هيچ صدايي نيست. سکوت تنها صدايي است که بايد باورش کني. بايد از نزديک ببينيد. از نزديک حس کنيد. طبيعت و رنگ ها را. اينجا با همه جاي دنيا فرق دارد. شايد عکس ها و فيلم هاي مستندي ديده باشيد؛ اما باز هم نمي توانيد با زماني که خودتان مي بينيد، مقايسه کنيد. آن هم بدون هيچ واسطه يي. در سرزميني که تنها نقطه يي در جهان است که هيچ دولتي ندارد. سرزميني متعلق به همه مردم جهان با پرچمي به رنگ و شکل کوههاي يخي. جايي که فرقي نمي کند متعلق به کدام کشور، سرزمين، قاره و ديار باشيد. همه در کنار هم مي توانيد زندگي کوتاه جديدي را تجربه کنيد. کوتاه؛ اما تاثيرگذار. مردم شهر اوشوايا معتقدند فقط يک بار سفر به اين سرزمين، روح آدمي را وارد دنياي جديدي مي کند؛ دنياي متفاوت از آنچه تاکنون داشته اند. اينجا قطب جنوب است. از ايران تاکنون شش نفر در سفرهاي تحقيقاتي به قطب جنوب سفر کرده اند. اما در بهمن ماه سال گذشته براي اولين بار نه يک محقق بلکه يک گردشگر ايراني به قطب جنوب سفر کرد. برعکس ديگر افراد ايراني که به قطب جنوب رفتند و همگي جوان بودند، اين بار يک زن 50 ساله ايراني همه خطرات احتمالي را پذيرفت تا اولين گردشگر ايراني باشد. طاهره جوهرچي از 15 تا 24 بهمن ماه امسال با يک تور امريکايي از ايران به قطب جنوب سفر کرد تا به گفته خودش متفاوت ترين سفرش را با صرف هزينه يي که گاه برابر با سفر برخي ايرانيان به اروپا است، تجربه کند.

---
 
- چرا قطب جنوب؟

من خيلي اهل سفر هستم. يک بار که در اينترنت دنبال اطلاعاتي درباره سفر به برزيل بودم، به صورت خيلي اتفاقي با تور قطب جنوب آشنا شدم. تا قبل از آن حتي نمي دانستم چنين توري وجود دارد. وقتي به همسر و دوستانم گفتم، همه استقبال کردند و قرار شد 9 نفره به قطب سفر کنيم. اما در نهايت هر کدام از آنها به دلايلي منصرف شدند و فقط من باقي ماندم.

- پس تنها به اين سفر رفتيد؟

بله. سفر سختي بود. خب براي همسفرهايم خيلي جالب بود که يک خانم ايراني تنها به اين سفر آمده. هم اتاقي من يک دختر کانادايي 30 ساله بود و چون خانواده اش ترسيده بودند اين سفر را به تنهايي بيايد در نتيجه پدر و مادرش هم در اين سفر همراهش آمده بودند.

- برنامه سفرتان از ايران چطور بود؟

براي سفر به قطب جنوب سه منطقه در دنيا وجود دارد؛ يکي در شيلي، يکي در جزاير فاکلند و ديگري که معروف تر از همه است، اوشوايا، جنوبي ترين شهر آرژانتين. سفرم از ايران از 11 بهمن به مقصد فرانکفورت شروع شد. از آنجا به بوئنوس آيرس رفتم و بعد از يک فرودگاه محلي به سمت اوشوايا پرواز کرديم. پانزدهم بهمن تور ما حرکتش را به سمت قطب جنوب با کشتي آغاز کرد. در مدت دو روزي که در راه بوديم به ما آموزش هاي لازم داده شد تا در غروب روز دوم کوه هاي يخي را توانستيم از دور ببينيم. 9 روز سفرمان طول کشيد و در نهايت 26 بهمن در ايران بودم.

- مسافران اين تور از چه کشورهايي بودند؟

ما 117 نفر بوديم. حدود 45 درصد از امريکا، 26 درصد ژاپني، 17 درصد اروپايي و 12 درصد هم از آسيا.

- از چه رنج سني؟

بيشتر بين 30 تا 40 سال بودند و همه به شدت علاقه مند به محيط زيست و طبيعت.

- هزينه تور چقدر شد؟

هزينه اين تور حدود 8 هزار دلار. که با هزينه کل سفر به 11 ميليون تومان مي رسيد.

- مسير سفر چطور بود؟

اين تورها معمولاً در مسيرهاي شناخته شده يي حرکت مي کنند که از قبل برنامه ريزي شده است. قبل از اينکه ما وارد منطقه شويم راهنماي ما منطقه را بازرسي مي کرد و بعد اجازه ورود ما را به منطقه مي داد. ما دو مرتبه در روز از کشتي سوار قايق هاي 10 نفره يي به نام زودياک مي شديم و براي گشت به منطقه مي رفتيم. معمولاً به دو دسته و گروه هاي کوچک تقسيم مي شديم. هر بار دو مقصد داشتيم که بعد جاي دو گروه با هم عوض مي شد. يک مرتبه حدود ساعت 8 صبح تا 12 و يک مرتبه ديگر هم حدود 2 تا 6 براي گشت مي رفتيم. روزانه حدود 8 ساعت گشت و پياده روي داشتيم. يک سيستم حضور و غياب هم بود که کسي از گروه جا نماند چون الزاماً راهنمايي وجود نداشت. حتي يک بار هم اين اتفاق براي من افتاد.

- يعني گم شديد؟

چون کوهنوردم هر جايي که پياده مي شديم به سمت کوه ها يا تپه هاي يخي حرکت مي کردم و از آنها بالا مي رفتم. نمي توانيد تصور کنيد چه منظره هاي بکر و زيبايي را از ارتفاع مي توانستم ببينم. براي همين هر جايي که امکانش بود از تپه ها بالا مي رفتم. که در يکي از اين دفعات به ما گفتند يک بناي يادبودي وجود دارد که به نوعي تنها بناي دست ساخت بشر است. تعدادي سنگ روي هم قرار دارند. يک جور سمبل است. در برنامه کوهنوردي در قله ها يک چنين چيزي درست مي کنند که بدانند قله است. براي همين تصميم گرفتم به آن سمت حرکت کنم. از دور چهار نفري را مي ديدم که به آن سمت حرکت مي کنند. هر چي داد زدم کسي توجه نکرد. آنها بالا رفتند و از سمت ديگري سرازير شدند. فکر کردم شايد اين مسير بهتري است. بعد از حدود يک ساعت توانستم به آنها برسم. تازه متوجه شدم آنها از گروه من نيستند. به من گفتند نگران نباشم چون هم گروهي هاي من را ديده بودند. من برگشتم ولي گروه من به منطقه ديگري رفته بود و گروه دوم آمده بودند.

- ترسيديد؟

خب، حسابي ترسيده بودم. اگر آنجا بمونيد يا گم شويد امکان ندارد کسي بيايد سراغ تان. با خودم آن زمان تجزيه و تحليل مي کردم که اگر اينجا تنها بمونم چه اتفاقي مي افتد.

- و نتيجه تحليل ها چه شد؟

با خودم گفتم اين هم يک طرز مردن است چون با آن سرماي هوا حتماً تا شب يخ مي زدم.

- اين گونه سفرهاي توريستي مغايرتي با پيمان نامه هاي جنوبگان ندارد؟

فکر نمي کنم. ما در روز حدود 2 تا 3 ساعت سخنراني داشتيم. در کشتي دو گروه بودند؛ يکي خدمه و ديگري برنامه ريزان سفر که 9 نفر بودند. مثلاً يکي از آنها تاريخ شناس بود و درباره تاريخ قطب مي گفت. يکي پرنده شناس. يکي ديگر درباره جغرافيا و زمين شناسي قطب اطلاعات مي داد. درست است که اين تور يک تور گشت بود ولي ماهيت اين تور کاملاً با تورهاي تفريحي متفاوت بود.

- چه تفاوتي؟

مثلاً دوستانم از من پرسيدند شماها آنجا تفريح هم کرديد. که من گفتم حتي يک بار. خب در ايران به دليل مجموعه محدوديت ها و محروميت ها يک تور ساده شمال که مي رويد همه مي خواهند تفريح کنند. ولي در اين تور همه علاقه مند به محيط زيست بودند. مثلاً در داخل اتاق مان بروشوري بود که از ما مي خواست اگر لباس هاي مان واقعاً کثيف نشده آنها را نشوريم تا مواد شوينده کمتري مصرف شود. در تمام مدت به هر طريقي به ما آموزش داده مي شد. روز اولي که مي خواستيم وارد قطب شويم يکي از برنامه ريزان براي همه يک نمايش اجرا کرد که بطري آب يا دستمالش را مي انداخت زمين. آنجا بود که به ما گفتند در قطب هيچ چيزي از خودتان نبايد به جا بگذاريد. حتي کفش هايتان نبايد آلوده باشد. به همين دليل ما موقع ورود به قطب کفش هايمان را حتماً مي شستيم.

- چه حيواناتي ديديد؟

پنگوئن، شير دريايي، وال و انواع پرنده هاي قطبي. در بعضي از اين گشت ها با سيل عظيمي از پنگوئن ها روبه رو بوديم. روز اول به ما توصيه کردند به پنگوئن ها و شير هاي دريايي نزديک نشويم. ولي يک بار به قدري تعداد اين حيوانات زياد بود که اگر چند دقيقه بي حرکت مي نشستي پنگوئن ها به سمتت مي آمدند و به حاضران نوک مي زدند.

- ويژگي هاي اين سفر برايتان چه چيزي بود؟

اين سفر براي من دو تا ويژگي اصلي داشت؛ يکي طبيعت بکر و سکوتش بود. به خيلي از کشورها سفر کردم. مثلاً حدود پنج سال پيش به کليمانجارو صعود داشتم. ولي طبيعت اينجا با هر جاي ديگري که من تا حالا رفته بودم، متفاوت بود. و ديگري تجربه اجتماعي اين سفر و ايجاد يک رابطه تنگاتنگ در 9 روز با افرادي از کشورهاي مختلف دنيا.

- منظورتان از رابطه تنگاتنگ به طور مشخص چه چيزي است؟

همه ما در تمام اين مدت در يک سالن با همديگر غذا خورديم. من هر بار سعي مي کردم سر ميز آدم هاي متفاوتي بنشينم و با آنها در مورد ايران و مسائلي از اين قبيل صحبت کنم.

- دوست داشتيد بيشتر مي توانستيد آنجا بمانيد؟

نه. من به شدت اجتماعي هستم و براي مدت طولاني نمي توانم از ايران بروم. در اين مدت دلم بيشتر از همه براي اين تنگ شده بود که بتوانم فارسي حرف بزنم. کساني هم که آنجا در مراکز تحقيقاتي بودند فقط بين يک سال تا 14 ماه آنجا اقامت داشتند و بعد بايد با تيم جديد تعويض مي شدند.

- آرژانتيني ها معتقدند سفر به قطب جنوب باعث يک تغيير و تحول خاص در آدم مي شود. شما اين تجربه را داشتيد؟

من اصولاً اهل طبيعت و ورزش هستم و نمي توانم بگويم اين سفر من را دگرگون کرد ولي سفر متفاوتي بود.قطب يک روح خاصي دارد که با همه جاي دنيا متفاوتش مي کند.

- براي ايراني ها 11 ميليون تومان پول کمي نيست. اين سفر ارزش اين هزينه را دارد؟

صددرصد. اين يک سفر متفاوته. هم اتاقي من مي گفت تمام پس اندازم را براي اين سفر هزينه کرده ام. ببينيد علايق مردم با هم متفاوت است. يکي از جواهرات خوشش مي آيد و يکي ديگر از ملک و املاک. البته اين سفر هم با سفرهاي تفريحي کاملاً متفاوت است و علاقه مندان خاص خودش را دارد.

- فکر نمي کنيد هزينه اين سفر را اگر صرف کارهاي خير مي کرديد، بهتر بود؟

نمي دانم. ببينيد من دو دغدغه دارم؛ يکي سفر در طبيعت و ديگري اينکه در حد خودم و پيرامون خودم کمک کنم به خصوص به نزديک هايي که مي شناسم. من الان از بنياد کودک پنج کودک دارم. کمک کردن مرزي ندارد. اين مرز کجاست؟ آيا همه داراي ات را بايد بدهي.

- هرگز تصور مي کرديد اولين زن توريست ايراني باشيد که به قطب جنوب مي رويد؟

نه، هيچ وقت فکر نمي کردم به اينجا برسم. جايگاه زن ها در جامعه به نوعي به خودشان وابسته است. در يک قضيه، دو طرف وجود دارد؛ يکي که ظالم است و ديگري کسي که ظلم را مي پذيرد. شايد جامعه مردسالار همچنان بخواهد زنان در همان جايي که هستند، باشند ولي خود زنان با تلاش بيشتر مي توانند آن را تغيير دهند. به نظر من زنان نبايد بپذيرند جايگاه شان توسط مردها تعيين شود. در اين ميان مساله کار و استقلال مالي براي زنان مهم است. به عنوان يک زن بايد اين خطرات را پذيرفت و شروع کرد. من در خانواده متوسطي بزرگ شدم. تفکر پدر من اين بود که تا کلاس ششم درس بخوان و بعد ازدواج کن. اما من از همان کودکي با کمک مادرم همراه با برادرم هر هفته به کوه مي رفتيم. به درس خواندنم ادامه دادم و در دانشگاه تهران رشته جامعه شناسي قبول شدم که البته همه مخفيانه بود. در فوق ليسانس هم حسابداري. به نظرم با تلاش مي توانيم شرايط را تغيير دهيم.مونا قاسميان:خبرنگار گروه اجتماعي حوزه محيط زيست و ميراث فرهنگي-اعتماد

مسجد تاريخي نو،‌ در شهر شيراز كه در هفته‌ي ميراث فرهنگي دچار تخريب‌هايي شد!!

                      باسپاس از افشاری و خبرگزاری ایسنا

پيوند مردم شيراز با آثار تاريخي در حال قطع شدن است

» سرویس: فرهنگي و هنري - ميراث و صنايع دستي

مجري طرح مستندسازي خانه‌هاي ايراني درباره‌ي تخريب‌هايي كه در بافت تاريخي شيراز رخ مي‌دهد، گفت: با اين تخريب‌ها آنچه به نام فضاي معنوي، معماران و شهرسازان در گذشته ايجاد كرده‌اند، از بين خواهد رفت.

غلامحسين معماريان در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: مسجد تاريخي نو،‌ در شهر شيراز كه در هفته‌ي ميراث فرهنگي دچار تخريب‌هايي شد، پيوند ديگري با مخاطب و محله‌ي اطراف خود ندارد، زيرا كتيبه‌اي كه روي سردر اين مسجد وجود داشت و نيز جلوخان آن، براي ساخت خيابان تخريب شدند.

او ادامه داد: 25 سال پيش، در ضلع شمالي اين مسجد، خياباني ايجاد شد و در دوره‌ي پهلوي نيز در ضلع شرقي مسجد، خيابان احمدي كشيده شد. خيابان جديدي كه به‌تازگي نسبت به احداث آن اقدام شده است، ضلع غربي و جنوبي مسجد را دربر مي‌گيرد. به اين ترتيب مسجد نو مانند جزيره‌اي شده است كه در وسط اين چهار خيابان قرار دارد و فقط به شكل موزه مي‌شود.

وي با اشاره به اين‌كه مسجد و بافت تاريخي اطراف آن به سال 610 هجري قمري تعلق دارند، گفت:‌ اين تخريب‌ها فضاي معنوي اطراف آن اثر را از بين مي‌برد. مانند آنچه در مسجدجامع عتيق كه در فاصله‌ي 200 متري مسجد نو قرار دارد، رخ داده است.

مدير گروه معماري دانشگاه علم و صنعت تهران توضيح داد: طرح بين‌الحرمين در ضلع جنوبي مسجد عتيق اجرا شد و به اين ترتيب پيوند بين محلات و مسجد قطع شد. اكنون مسجد كاركرد اصلي خود را از دست داده است.

معماريان اظهار كرد: نكته‌ي مهم ديگري كه در بحث اين تخريب‌ها بايد به آن اشاره كرد، اين است كه معمولا طرح كاملي وجود ندارد و وقتي تخريب صورت مي‌گيرد، پروژه مدتي متوقف مي‌ماند. مانند طرح بين‌الحرمين كه حدود 10 سال به همان شكل مانده و جايگاه معتادان شده است. وقتي چنين شرايطي ايجاد مي‌شود، مردم كمتر به سراغ اثر و مكاني مي‌روند كه در اين محيط قرار دارد.

او همچنين بيان كرد: در مسير خيابان جديدي كه در حال ايجاد است، چند خانه‌ي داراي ارزش تاريخي وجود دارند كه يكي از آن‌ها به‌طور كامل تخريب شده است. اين در حالي است كه در طرح مستندسازي خانه‌هاي تاريخي شيراز، 200 خانه شناسايي شدند كه فقط چهار پنج مورد از آن‌ها در فهرست آثار ملي ثبت شده بودند.

معماريان در پايان، با اشاره به اين‌كه با اين تخريب‌ها پيوند مردم محله‌هاي اطراف با مسجد از بين رفته است، افزود: اگر بخواهيم چند سال ديگر بافت‌ يا آثار تاريخي را كه مي‌شناختيم و در كتاب‌هاست، به فرزندان‌مان نشان دهيم بايد چها كار كنيم؟

مسجد نو پيش از تخريب
تخريب بافت تاريخي شيراز
تخريب بافت تاريخي شيراز
خانه‌اي تاريخي در شيراز پيش از تخريب
خانه‌اي تاريخي در شيراز پس از تخريب

شروع کلاس " مبانی نظری باستانشناسی" از هفته آینده

قابل توجه دانشجویان عزیز باستانشناسی علاقمند ، کلاس:

" مبانی نظری باستانشناسی"  توسط استاد دکتر کامیار عبدی

از هفته آینده -سه شنبه 16 خردادماه -ساعت 5تا7 بعدازظهر در مرکز آموزش تخصصی ابرشهر(پامنار) آغاز خواهد شد.

حداکثر فرصت ثبت نام "سه شنبه 16 خردادماه"(شروع اولین جلسه)خواهد بود.

برای ثبت نام با شماره تلفن 33984386(خانم جلالی) تماس حاصل فرمائید.

سایر دوره ها نیز( زبان تخصصی باستانشناسی در سه سطح مبتدی-متوسط و پیشرفته/استاد: دکتر عبدی ،خط پارسی باستان و خط پهلوی میانه/ استاد:خانم دکتر دارا و آشنائی با بافت های تاریخی / استاد: مهندس معمارزاده و طراحی اشیاء و مدارک باستانشناسی / استاد: حسین زمانی و ری شناسی/استاد: قدیر افروند و .....)با تکمیل ثبت نام علاقمندان آغاز خواهند شد.

قدیمی ترین و زیباترین هتل جهان در ایران


باسپاس از ش.پزشکی
 
"از قدیمی ترین هتل جهان گزارش می کنم…" این جمله ای است که گزارشگر شبکه خبری CNN در جریان برگزاری اجلاس اپک در اصفهان به سراسر جهان مخابره کرد. علاوه بر این گزارشگر، سایر خبرنگاران شبکه های تلویزیونی
که برای پوشش اخبار این اجلاس در اصفهان گرد آمده بودند، با عناوینی چون «زیباترین هتل جهان» و «قدیمی ترین
هتل جهان» اخبار خود را به اطلاع مخاطبان خود رساندند. مهمانسرای عباسی با پشتوانه ۳۲۰ ساله هنوز به عنوان
قدیمی ترین هتل دنیا به جهانیان معرفی نشده است.
http://www.memarinews.com/Image/News/garden1.600x400.jpg
گرچه هنوز قدیمی ترین هتل جهان به عنوان میراث جهانی به ثبت یونسکو نرسیده و تنها پشتوانه اش ثبت ملی آن در سال ۴۰ است، اما آیا این باور که مهمانسرای عباسی اصفهان با ۳۲۰ سال قدمت تاریخی می تواند به این عنوان نایل
شود، در بین دست اندرکاران آن وجود دارد؟؟؟ این مهمانسرا یادگاری از دوران صفوی است که شهر اصفهان در آن ایام
اعتلا و شکوه ویژه ای یافت به گونه ای که آن را «نصف جهان» نامیدند. در میان آثار معماری به جای مانده از عصر
صفوی، مجموعه مدرسه، بازار و کاروانسرای عباسی، در کنار خیابان چهارباغ اصفهان جای گرفته است. این مجموعه
در سال های حکومت آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین ساخته شده است.
http://www.memarinews.com/Image/News/garden2.jpg
«بختیار حدادی» مدیرعامل مهمانسرای عباسی در خصوص اینکه چرا این هتل به عنوان قدیمی ترین هتل جهان ثبت نمی شود، گفت: «مهمانسرا در سال هایی که مورد بازسازی قرار گرفت، ثبت میراث ملی ایران شد اما هنوز هیچ تلاشی از
سوی مسئولان میراث فرهنگی برای ثبت جهانی آن انجام نشده است.» وی تاکید کرد: « اینکه مهمانسرای عباسی، قدیمی ترین هتل جهان است، موضوعی است که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است.»
http://www.memarinews.com/Image/News/garden4.579x450.jpg
وی یادآور شد: «در جست وجویی که در سایت های اینترنتی صورت گرفت، مشخص شد که تنها چند هتل با قدمت ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال در جهان وجود دارد که قابل رقابت با هتل ۳۲۰ ساله عباسی نیست.» به گفته وی، برای نمونه
هتل فوجیای ژاپن ۱۱۰ سال قدمت دارد که هنوز شکل سنتی خود را حفظ کرده است اما هتل عباسی اصفهان ۳۲۰سال
قدمت دارد که نقاشی های قدیمی و سنتی آن به همان شکل حفظ شده است. حدادی گفت: «ثبت جهانی این اثر، باید از سوی مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری دنبال شود زیرا که در حوزه وظایف آنان می گنجد.»
http://www.memarinews.com/Image/News/garden5.600x400.jpg
وی در پاسخ به اینکه آیا پیشنهاد ثبت جهانی این اثر از سوی مسئولان هتل به صورت رسمی به سازمان میراث فرهنگی
و گردشگری ارایه شده است، گفت: «این بحث تنها به صورت شفاهی بین مسئولان مطرح شده و هنوز شکل مکتوب به
خود نگرفته است.» حدادی گفت: «اگر این بحث جدی شود، می توان این پیشنهاد را به سازمان میراث فرهنگی و
گردشگری داد تا در این زمینه تحقیقات لازم را انجام داده و به صورت مستند به یونسکو منتقل شود.» وی تصریح کرد: «نگهداری بنای
هتل، نقش ها و طرح های به جا مانده از عهد صفوی و قاجاریه در این هتل به قدری زیاد است که توانی برای پیگیری
مسایل تبلیغاتی برای هتل و نیز ثبت این این باقی نگذاشته است.» «نگهداری یک هتل مدرن غیر از هزینه های آن
هیچ دغدغه ای را متوجه مسئولان آن نمی کند، اما نگهداری یک «هتل موزه» که همه جای آن پر از نقاشی به سبک
های مختلف هنری و آثار ملی است، نیازمند صرف هزینه فراوان، نگهداری از آثار به شکل موجود و حفظ و بقای آن
برای نسل های آینده را به دنبال دارد.» مدیرعامل مهمانسرای عباسی تاکید کرد: «شرط نگهداری از یک بنای تاریخی
حفظ کاربری آن است تا از تخریب آن جلوگیری شود. اگر این هتل بخواهد بدون استفاده گردشگران تنها به عنوان
موزه استفاده شود، حتی یک دهه هم دوام نمی آورد و به زوال می رود.» «برای نمونه علت تخریب سریع عمارت
عالی قاپو، چهلستون و سایر بناهای تاریخی در سال های گذشته به این دلیل بوده که هرگز از آنان استفاده نکردند و به
همین دلیل لزومی برای صرف هزینه برای بازسازی و نگهداری وجود ندارد.» وی گفت: «مسئولان این مهمانسرا تاکید
دارند که این مجموعه همواره به صورت یک مهمانسرا مورد استفاده قرار گیرد تا از بنا در برابر تخریب حفاظت شود.
http://www.memarinews.com/Image/News/Untitled-43.600x400.jpg
http://www.memarinews.com/Image/News/ChehelSoton2.jpg
http://www.memarinews.com/Image/News/chehelsotoon.%20talar.jpg
http://www.memarinews.com/Image/News/SofreKhaneh.jpg
http://www.memarinews.com/Image/News/GardenResturant.jpg
http://www.memarinews.com/Image/News/Untitled-43.jpg
http://www.memarinews.com/Image/News/cheshm%20andaz.jpg
 

گزارش اجمالی " نشست تخصصی: باستانشناسی- انسانشناسی"

بعداز ظهر پنج شنبه محله متروک و مهجور" پامنار" در دل مرکز تاریخی تهران میزبان دهها دانشجو و علاقمند باستانشناسی و انسانشناسی بود.مرکز آموزش تخصصی میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر(زیرمجموعه: شرکت اقتصاد و توسعه میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر)  در حیاط زیبای یک خانه تاریخی که اخیرا" بهمت یکی از عاشقان و دوستداران بناهای تاریخی مرمت شده است، پذیرای 60-50 علاقمند این مباحث بود.

          اگرچه پیداکردن نشانی این خانه تاریخی در محله ای که قدم بقدمش کوچه های تنگ و باریک و متروک اند اندکی مایه اذیت این دوستان شده بود ولی سرانجام همه این عزیزان در زیز سایه کاج های سربفلک کشیده حیاط خانه تاریخی آرام گرفتند و آسودند.

         قرار بود این نشست با حضور سه تن از اساتید باستانشناسی ایران آغاز بشود که بدلیل اتفاق غیر منتظره ای که  همان صبح 5شنبه برای یکی از اعضاء خانواده محترم دکتر عبدی عزیز افتاده بود، از حضور ایشان در جلسه محروم شدیم.

          در ابتدای برنامه بانی جلسه (قدیر افروند- باستانشناس) صحبت های آغازین خودش را در خصوص اهمیت و ضرورت توجه و تلاش بیشتر باستانشناسان جوان و اساتید این حوزه برای انسجام حیاتی ساختار باستانشناسی کشور طرح کرد و از شرکت کنندگان در جلسه دعوت به همکاری و تعامل هرچه بیشتر با این مرکز(مرکز آموزش تخصصی میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر)نمود و اینکه این مجموعه امکانی است اگرچه محدود ولی کاملا" در اختیار و در خدمت پژوهشگران و دانشجویان باستانشناسی ایران.واینکه اگرچه بخش خصوصی در حوزه میراث فرهنگی و خاصه باستانشناسی کاملا" نوپا و کم تجربه است ولی قوانین حوزه میراث فرهنگی و رویکرد سازمان میراث فرهنگی -با توجه به وقفه هرگونه کار و برنامه در بخش میراث فرهنگی کشور در سالیان اخیر- بگونه ایست که چاره و گزیری جز توانمند شدن بخش خصوصی در این برهه نیست و همه ما و شما عزیزانی که توان و تجربه فعالیت در این عرصه را داریم باید نهایت سعی و تلاش را داشته باشیم.

            در ادامه دکتر حامد وحدتی نسب انسانشناس-باستانشناس و استاد دانشگاه بحث خودشان را باعنوان:" پیامدهای یک انشقاق(باستانشناسی از انسانشناسی) را با طرح این موضوع که اساسا"چگونه باستانشناسی در امریکا رویکرد انسانشناختی بخود گرفت و اکنون بجز 1-2 گروه باستانشناسی مستقل،در همه دانشگاههای امریکا باستانشناسی فقط در زیر مجموعه انسانشناسی تدریس می شود!و در مقابل در اروپا باستانشناسی با رویکرد باستانشناسی صرف آموزش داده می شود.

              از دیدگاه ایشان دلیل اصلی این بود که اولین بار که بانیان امریکای جدید(اروپائیان بعد از کلمب)وارد این سرزمین شدند با ساکنان و بومیانی آشنا شدند که وضعیت زندگی جالب توجه و درعین حال کاملا" متفاوتی از اروپائیان داشتند و لازم دیدند که مطالعاتی اساسی روی زندگی و جامعه آنها داشته باشندو این یعنی آشنائی و مطالعه گسترده روی انسانهائی بود که علیرغم تشابه ظاهری آناتومیک و فیزیولوِژیک تفاوت های فراوانی در ساختار اجتماعی و فرهنگی و باورها و ...داشتند.و این یعنی پایه گذاری رویکرد انسانشناختی.

            در حالی که در مقابل در اروپا اینگونه نبود آنها تنها کنجکاوی و علاقه شان این بود که ریشه تمدن اروپا کجاست و اجداد و نیاکانشان چه کسانی بودند!و به همین خاطر بشدت و بسرعت بسمت و سوی حفاری و کاوش در سایت های باستانی شتافتند و بابی صبری تمام به شکافتن گورهای باستانی و اتلال باستانی و .... پرداختند و نوعی باستانگرائی در مکتب اروپا شکل گرفت.

            اما در ایران این اتفاق بگونه دیگری افتاد چرا که بهمان باستانشناسان اروپائی و خاصه فرانسویان این دانش نوپا را وارد کردندو هیچگاه فرصت لازم برای بروز رویکرد انسانشناختی مکتب امریکائی فراهم نگردید.و امروز ما با نوعی از آموزش باستانشناسی در دانشگاه های ایران مواجه هستیم که فارغ از مبانی نظری(رویکرد اروپائی) بدلیل عدم آشنائی کامل و لازم دانشجویان ایرانی با زبان تخصصی منابع مطالعاتی شان(انگلیسی و ...)و از طرفی کم کاری مشهود دانشجویان همواره چند گام عقب تر از خود آنها هستیم و آنچه هم که یادمی گیرند محدود به توصیف صرف یافته های محدود باستانشناسی است.به همین خاطر است که بعد ها که  این کارشناسان بعدی باستانشناسی وارد عرصه کار و کاوش باستانشناسی زیر نظر سازمان میراث فرهنگی شدند.صفحات گزارش بررسی و کاوش باستانشناسی آنها منحصر به معرفی موقعیت تپه باستانی و اقلیم و آب و هوا و برخی اعداد و ارقام وتعداد سفال و اشیاء و بقایای معماری و .... بود و نه بیشتر!و کمتر دیده شده که به اوضاع اجتماعی و فرهنگی و باور ها و.... آن انسان ها و جوامع پرداخته شود و می بینیم که اصطلاح فرهنگ چشمه علی و سفال خاکستری و .... منظوری بیش از وصف سفال های بدست آمده را شامل نمی شود...... ... .. .

          در ادامه دکتر حکمت الله ملاصالحی استاد دانشگاه تهران بحث: باستانشناسی از توصیف تا تاویل را آغاز کردند.ایشان مراتب توصیف،تحلیل(آنالیز)،تبیین،تفسیر و سرانجام "تاویل" را برای مراحل وارسی معنا و مفهومی اشیاء قائل شدند که هریک از آنها قدم به قدم و گام به گام باستانشناس را با فلسفه وجودی و کارکرد و معنا و مفهوم آثار و اشیاء آشنا و نزدیک تر می کند.از این نگاه توصیف و تحلیل یک ظرف سفالی یا یک سلاح باستانی ما را با چند پرسش کلیدی و منطقی می تواند با کارکرد و تکنولوژی و سازندگان اثر ارتباط دهداما در مورد یک پیکرک پیش از تاریخی چطور؟!آیا یک اسباب بازیست؟آیا یک شئ آئینیست؟ و....  . اینجاست که با اعتقادات و باورها و معانی و مفاهیم پیچیده ای از زندگی و رفتار و تفکر انسان و جامعه انسانی در گذشته های دور مواجه می شویم که توصیف صرف در شکافتن این معنا ناتوان است و رویکرد انسانشناختی یعنی همه جانبه و عمیق به جامعه انسانی گذشته با بسیاری از ویژگیهای مشابه انسان و جوامع انشانی معاصر می تواند موثر واقع شود..... ... .. .

           در پایان برنامه دانشجویان و حاضران در جلسه به طرح سوال در محضر اساتید نمودند که توضیحات و پاسخ های مناسب از سوی اساتید حاضر ارائه گردید.سرانجام "لوح سپاس" تهیه شده توسط مدیر شرکت ابرشهر بدست یکی از میهمانان پیشکسوت حاضر در جلسه تقدیم اساتید گردید و سپس حاضران به گرفتن عکس یادگاری دسته جمعی و یادبود این نشست و نیز بازدید از بنای تاریخی خانه لشگرنویس پرداختند.



 

 

"شما هم دعوتید"

  پنجشنبه همین هفته "شما هم دعوتید":

     مرکز آموزش تخصصی "شرکت اقتصاد و توسعه میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر" بمناسبت هفته میراث فرهنگی 1391 برگزار می کند:

نشست تخصصی "باستانشناسی-انسانشناسی"


با حضور اساتید:

1- دکتر کامیار عبدی                         آینده از آن باستان شناسی انسان شناسانه!

2- دکتر حامد وحدتی نسب                پیامدهای یک انشقاق(باستان شناسی از انسان شناسی)

3- دکتر حکمت الله ملاصالحی             باستانشناسی از توصیف تا تاویل

زمان:ساعت 15 الی 19 پنج شنبه 4 / 3 /91- شهریه:پانزده هزارتومان (بخشی از هزینه برگزاری نشست)

مکان:خانه تاریخی"میرزا بزرگ نوری"واقع در محله پامنار(کوچه صوفیانی)-مرکز آموزش تخصصی شرکت ابرشهر

تلفن ثابت: 33984386 (مسئول ثبت نام خانم جلالی) و پیامک به شماره همراه: 09399679810

و پست الکترونیک:     abarshahr.edcht@yahoo.com

                 

بلاخره "لاین نو" شهر شد

           شادباش - شادباش- شادباش - شادباش- شادباش- شادباش- شادباش
شادزی- شادزی - شاد زی - شادزی- شادزی

               با اینکه من توی این فاصله سفر هیات دولت به خراسان مکرر با دوستان لاینی و کلاتی مسئول هم تماس داشتم اما کسی جز برادرم اصغر آقا این خبر خوش رو بمن نداد.   

           2-3شب پیش اصغر آقا زنگ زد که یه خبر مهم میخوام بدم!فکر کردم شاید عروسی یکی از بچه های فامیله و یا ...، از این قبیل.اما خبر خوش ایشون با توجه به شناختی که از روحیات من دارن این بود:" براساس مصوبه هیات دولت در مشهد" دهستان هزار مسجد به بخشداری " و به تبع آن " لاین نو" ما سرانجام به " شهر" ارتقاء پیدا کرد. 

      خوب خدا رو شکر میکنیم که بلاخره لاین و لاینی ها -اگر چه با تاخیر- ولی سرانجام به حق اولیه خودشون رسیدن و حالا از این پس دیگران خواهند دید که انرژی فوق هسته ای لاین و لاینی ها چه اثر مثبتی بر منطقه و استان خواهدگذاشت!البته خود من که به این هم راضی نیستم و امیدوارم لاینی های عزیز طوری عمل کنن که ایشالا در آینده نچندان دوری این بخش همچنان که قابلیت ذاتی اونها و لاین عزیز هست، به شهرستان هزار مسجد ارتقاء پیدا بکنه!آمین.      

             مختصری که قبلا" در باره روستای لاین نو نوشته بودم و حالا ارزشی نداره!

         اگر چه درحال حاضر نام « لاين» بر مركزيت منطقه و دهستان هزارمسجد تقريباً تثبيت شده ولي هنوز هم برخي از نام «لاين نو» در مقابل «لاين كهنه»  براي آن استفاده مي‌كنند و در گذشته هم (از ابتدا) «حسن‌آباد» بدان اطلاق مي‌شد كه تا دو- سه دهة پيش هم اين نام رايج‌تر بود.

             «لاين» در مقايسه با شهرهاي كوچك خراسان و حتي شهرهائي چون زاوين در شهرستان كلات ، نوخندان و چاپشلو در شهرستان همجوار در گز بايد شهري با ساختار و قابليت‌هاي قابل توجه بر‌شمرد.اما،‌بدلایل مختلفی از جمله غفلت و كوتاهي مسئولان هر دو شهرستان درگز و كلات نادري كه هرازگاهي بسته به نياز «لاين» ثروتمند را براي اعتبار خود از ديگري به عاريه گرفته و بخود ملحق كرده‌اند، باعث شده كه «لاين» همچنان براساس سوء تقسيمات كشوري «روستا» ناميده شود و من با همه اطلاع و اشرافي كه به دلايل اين نقصان و كوتاهي مشهود دارم با اصطلاح «روستا – شهر لاين » از آن ياد مي‌كنم تا روزي كه – انشاء‌الله  بزودي – شاهد احقاق حق لاين و مردم پرتلاش و صبور آن باشيم و دهستان هزار مسجد به «بخشداري» ارتقاء يابد[1].

        کل جمعيت دهستان هزار مسجد حدود6000نفر وجمعيت لاين در سال 1387، 750 خانوار و3300 نفراعلام شده است. لاین داراي امكانات و خدماتي چون، برق منطقه‌اي ، مخابرات ( با خدمات تلفن همراه)، پست، بيمارستان ،‌مركز بهداشت و درمانگاه ، پست و شبكه دامپزشكي ، مركز ترويج كشاورزي، شعبه بانك كشاورزي، و دفتر كميتة امداد امام خميني، مجتمع ورزشي، مجتمع فرهنگي و كتابخانه،‌گروهان مرزي ناجا و پاسگاه نيروي انتظامي،مركز نيروي مقاومت بسيج، دبيرستان و خوابگاه شبانه‌روزي پسرانه – دخترانه، مدرسة راهنمايي شبانه‌روزي دخترانه و پسرانه، مدرسة راهنمايي،مدرسة ابتدائي،مركز آموزش فني و حرفه‌اي، پمپ بنزين (درحال احداث) و شوراي اسلامي و دهياري است. 1- در شماره اول نشريه « هزار مچیت ، سال1380(ص اول)-نشریه داخلی انجمن فرزندان هزار مسجد)  از سوي حوانان هزار مسجد اطلاع‌رساني و از فرمانداری درگز خواسته شده است.

            لاين 34 كيلومتر با شهر كلات نادري(مرکز شهرستان) فاصله دارد كه جاده‌اش تماماً آسفالته اما كوهستاني و پرپيچ و خم است.


شما هم دعوتید!

                                    پنجشنبه همین هفته "شما هم دعوتید":

     مرکز آموزش تخصصی "شرکت اقتصاد و توسعه میراث فرهنگی و گردشگری ابرشهر" بمناسبت هفته میراث فرهنگی 1391 برگزار می کند:

نشست تخصصی "باستانشناسی-انسانشناسی"


با حضور اساتید:

1- دکتر کامیار عبدی                         آینده از آن باستان شناسی انسان شناسانه!

2- دکتر حامد وحدتی نسب                پیامدهای یک انشقاق(باستان شناسی از انسان شناسی)

3- دکتر حکمت الله ملاصالحی             باستانشناسی از توصیف تا تاویل

زمان:ساعت 15 الی 19 پنج شنبه 4 / 3 /91- شهریه:پانزده هزارتومان (بخشی از هزینه برگزاری نشست)

مکان:خانه تاریخی"میرزا بزرگ نوری"واقع در محله پامنار(کوچه صوفیانی)-مرکز آموزش تخصصی شرکت ابرشهر

تلفن ثابت: 33984386 (مسئول ثبت نام خانم جلالی) و پیامک به شماره همراه: 09399679810

و پست الکترونیک:     abarshahr.edcht@yahoo.com